حضرت عبدالبها و محور حقیقی وحدت عالم انسانی

http://lab.noghtenazar2.info/node/1523
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

حضرت عبدالبهاء و محور حقیقی وحدتِ عالمِ انسانی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)
۹ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در این سری مقالات، حضرت عبدالبهاء فرزند ارشد حضرت بهاءُالله مورد نظر بوده و می باشد.

رفتار و کردار حضرت عبدُالبهاء را در اَسفارِ غرب که در آخرین دهۀ حیات مبارکشان انجام گرفت ذکر نموده و شاهد بودیم. در طول این اسفار حضرت عبدُالبهاء به ترویج اصول و تعالیم پدر بزرگوار خود مانند وحدتِ عالمِ انسانی، ترک تعصّبات، تساوی حقوق زنان و مردان و تعدیلِ معیشت پرداختند. نوشتۀ زیر توضیحی دربارۀ حضرت عبدُالبهاء در طول آن اسفار را نشان می دهد که ایشان چه نفسی بودند:

«آن طلعتِ نورا به نحوی خستگی‌ناپذیر در هر فضای اجتماعی در منازل و نوان‌خانه‌ها، در کلیساها و کنائس، در پارک‌ها و میادین عمومی، در قطارها و کشتی‌ها، در باشگاه‌ها و انجمن‌ها و در مدارس و دانشگاه‌ها، به ابلاغ و انتشار تعالیم مبارک اقدام نمود و با قاطعیّت کامل ولی با شیوه‌ای بی‌نهایت آرام و متین به دفاع از حقایق پرداخته، اصول و مبادی الهیّه را بر طبق مقتضیات این عصر تشریح فرمود. آن حضرت بدونِ اَدنیٰ فرق و تمایزی و به مقتضای نیاز افراد، برای همگان، اولیای امور، دانشمندان، کارگران، کودکان، والدین، تبعید‌شدگان، فعّالان اجتماعی، روحانیون و شکّاکیون - پیک محبّت، سرچشمۀ حکمت و مایۀ تسلّی و راحت بود. هم‌چنان که قلوب‌شان را به اهتزاز می‌آورد، فرضیّات‌شان را زیر سؤال برده، به دیدگاه‌شان جهتِ جدیدی می‌بخشید و آگاهی‌ آنان را وسعت داده قوایشان را در مصالح عالم انسانی متمرکز می‌ساخت. هیکلِ اَطهَرْ قولاً و عملاً، چنان همگان را مورد مَحَبَّت و شَفقت و جود و کرم خود قرار می‌داد که قلوب به کلّی تقلیب می‌شد و هیچ‌کس از حضور مبارک محروم بازنمی‌گشت.» (۳)

تقریباً بدون آگاهی صحیح به مقام حضرت عبدُالبهاء بسیار مشکل است استنباط صحیحی از دیانت بهائی به دست آورد. ولی هنوز تا حال (در این سلسله مقالات) به مقام و موقعیّت حضرت عبدُالبهاء در آثارِ حضرت بهاءُالله نپرداخته ایم.

همان طوری که در مقالات قبلی اشاره گردید توسعۀ وحدت عالم انسانی یکی از تعالیم اساسی حیاتی و رسالت حضرت بهاءُالله است.

تا حال عالم انسانی شاهد تفرقه و جدائی هریک از ادیان گذشته بوده که بعضی صدها و یا هزاران سال به طول انجامیده.

انشعاب در یکپارچگی عالم انسانی تا حال کلاَ باقی مانده که یکی همین تفرقه های ادیان می باشد. شاید بتوان اختلاف ما بین سنّی و شیعه و یا کاتولیک و ارتدکس را به عنوان مثال در نظر آورد که امروزه از نظر تفرقه به ذهن مُتبادر می شود. اختلافات قدیمی مابین بشر امروزه هم هنوز در میان عالم انسانی مشاهده می شود.

صلح حقیقی جهانی و رفاه جامعه تا جائی که تفرقه مابین ادیان مختلف در جهان ادامه یابد امری است غیرقابل تصوّر. حضرت بهاءُالله در این مورد می فرمایند:

«این اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق» (۴)

حضرت بهاءُالله در آثارشان نظر خویش را به مشکل عدم اتّحاد و اتّفاق معطوف فرمودند و برعکس تمامی دیگر مَظاهرِ مقدّسۀ ادیان گذشته اساس و اصولی محکم در همان آثار بجا گذاشتند که از تفرقه و انشعاب جامعه جلوگیری خواهد نمود که بطور خلاصه می توان گفت این آثار بنیانِ اتّحاد و یگانگی جامعه می باشد.

حضرت بهاءُالله، صریحاً حضرت عبدُالبهاء را به عنوان مرکز توجّه خاصّ جامعۀ نوپای بهائی و مُبَیِّنِ آثارِ خویش انتصاب فرمودند.

«یا اَهلَ الاِنشاءِ اِذا طارَتِ الوَرقاءُ عَنْ اَیْکِ الثَّناءِ وَ قَصَدَتِ المَقصَدَ الاَقصَی الاَخْفَی ارْجِعُوا ما لاعَرَفْتُمُوهُ مِنَ الکِتابِ اِلَی الفَرعِ المُنشَعِبِ مِنْ هذَا الاَصْلِ القَویمِ.» (۵) [مضمون و توضیح به فارسی: ای مردم دنیا وقتی که کبوتر [کبوترِ اِلهی/ از تشبیهاتی که برای حضرت بهاءالله و مربّیان آسمانی و مَظاهر ظهور به کار رفته] از بیشه و جنگلِ ثناء و ستایش پرواز کرد و قصدِ مقصدِ پنهانِ خود را نمود [اشاره به صعود و وفات حضرتشان]، آنچه را که از کتاب نمی فهمید به شاخه ای که از این ریشه و اصل قویم [اصل قویم از القاب حضرت بهاءُالله است] منشعب شده ["فرع منشعب از اصل قویم" اشاره به حضرت عبدُالبهاء جانشین منصوص حضرت بهاءُالله است] رجوع کنید.]

«اِذا غیٖضَ بَحرُ الوِصالِ وَ قُضِیَ کِتابُ المَبدَءِ فِی المَآلِ تَوَجَّهُوا اِلیٰ مَنْ اَرادَهُ اللهُ الَّذِی انْشَعَبَ مِنْ هذَا الاَصلِ القَدیمِ.» (۶) [مضمون و توضیح به فارسی: زمانی که دریای وصال فرونشست و کتابِ مَبدء در آخِر خاتمه یافت [در ترجمۀ انگلیسیِ آن: کتابِ ظهورِ من به پایان رسید./ هر دو کنایه از صعود و وفات حضرتشان است.] توجّه کنید به کسی که خداوند او را اراده فرموده است [از القاب حضرت عبدُالبهاء جانشین منصوص حضرت بهاءُالله] کسی که از این اصلِ قدیم [اصل قدیم از القاب حضرت بهاءُالله است] مُنشعب شده است./ طبق نصِّ "کتابُ عَهدی" که بعد از کتاب مستطابِ اَقدَس نازل شده، کلِّ این بیان دربارۀ جانشینی منصوص حضرت عبدُالبهاء است.]

در "کتابُ عَهدی" [کتاب عَهدِ من؛ وصیّت نامۀ حضرت بهاءُالله] با اشارۀ صریح به آیات ذکر شده در بالا می فرمایند:

«مقصود از این آیۀ مبارکه غُصْنِ اَعظَم [حضرت عبدُالبهاء] بوده.» (۷)

با توجّه به این نصوصِ مبارک بخصوص آنچه که در "کتابُ عهدی" نازل شده کاملاً مشخّص می گردد که چگونه این بیانِ ذکر شده ارتباط نزدیک با اتّحاد و یگانگی نوع بشر دارد، اصلی که مکرّراً در آثار حضرت بهاءُالله ذکر گردیده.

«مقصودِ این مظلوم [حضرت بهاءُالله] از حملِ شدائد و بلایا و اِنزالِ آیات و اِظهارِ بَیِّناتْ اِخمادِ نارِ ضَغینه و بَغضا بوده که شاید آفاقِ اَفئِدۀ اهلِ عالَم به نورِ اِتّفاقْ مُنوّر گردد و به آسایشِ حقیقی فائز...

ای اهلِ عالَم مذهبِ اِلهی از برای مَحَبَّت و اِتّحاد است او را سببِ عداوت و اختلاف منمائید...

نزاع و جدال را نهی فرمود نَهْیاً عَظیماً فِی الکِتابِ. هٰذا اَمرُاللهِ فیٖ هٰذَا الظُّهُورِ الاَعظمِ وَ عَصَمَهُ مِنْ حُکمِ المَحو... (۸)
[مضمون به فارسی: این امرِ خداست در این ظهورِ اعظم [دین بهائی] و خداوند آن را از حکم مَحو حفظ فرمود/ یعنی حکمِ نهی از نزاع و جدال تثبیت شده و الغاء و اِبطال نخواهد شد.]

در یکی از پیام های خویش به جامعۀ بهائیِ آمریکای شمالی در سال ۱۹۱۶ میلادی، هنگامی که جامعۀ انسانی در گرفتاری و درگیر جنگ سنگینی بود، حضرت عبدُالبهاء در مورد اهمیّت این اصل اساسی چنین اشاره می فرمایند (که در این مقام عامل اِتّحاد و اِتّفاق به عنوانِ "عَهد و میثاق" ذکر گردیده)

«الیوم هیچ قوّه‌ئی وحدتِ عالمِ بهائی را جز میثاقِ اِلهی محافظه ننماید و اِلّا اختلاف مانند طوفانِ اَعظمْ عالمِ بهائی را احاطه نماید، بدیهی است که محورِ وحدتِ عالمِ انسانی قوّۀ میثاق است و بس.» (۹)

با اشاره و توجّه به تاریخ ادیان در جامعۀ انسانی شاهد خواهیم بود که تفرقه و اختلاف تا حال در میان بشر همواره بوده و چگونه این تفرقه ها باعث زجر و صدمات فراوان گردیده که هنوز هم ادامه دارد و لزوم اصل اِتّحاد و اِتّفاقِ نوعِ بشر را نشان می دهد.

در این مرحله نکتۀ مورد مباحثه متمرکز در این اصل اساسی است که حضرت بهاءُالله بنا نهادند و مشخّصاً مسئولیّتِ سنگینِ آن را به عهدۀ فرزندِ اَرشد خویش (حضرت عبدُالبهاء) سپردند. در مقاله ای قبلی http://www.noghtenazar.org/node/1580 شاهد روابط بسیار خاصّ حضرت بهاءُالله با فرزند خویش حضرت عبدُالبهاء بودیم. بیان زیر شاهد این رابطۀ خصوصی عمیق است که حضرت بهاءُالله علاقۀ خویش را نسبت به حضرت عبدُالبهاء بیان می فرمایند و این در زمانی است که حضرت عبدُالبهاء به سفر کوتاه مدّتی تشریف برده بودند:

«طوبیٰ ثُمَّ طوبیٰ لِاَرضٍ فازَتْ بِقُدُومِهٖ وَ لِعَینٍ قَرَّتْ بِجَمالِهٖ وَ لِسَمْعٍ تَشَرَّفَ بِاِصْغاءِ نِدائِهٖ وَ لِقَلبٍ ذاقَ حَلاوَةَ حُبِّهٖ وَ لِصَدرٍ رَحُبَ بِذِکرِهٖ وَ لِقَلَمٍ تَحَرَّکَ عَلیٰ ثَنائِهٖ وَ لِلَوحٍ حَمَلَ آثارَهُ. نَسْئلُ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالیٰ بِاَنْ یُشَرِّفَنا بِلِقائِهٖ قَریباً...» (۱۰) [مضمون به فارسی: خوشا سپس خوشا برای زمینی که به قدومش فائز شد و برای چشمی که به جمالش روشن شد و برای سَمعی که به شنیدنِ ندایش مُشرّف گردید و برای قلبی که شیرینی حبّش را چشید و برای سینه ای که به ذکرش گشاده گردید و برای قلمی که به ثنایش به حرکت آمد و برای لوحی که آثارش را حمل نمود. از خداوند تَبارَکَ وَ تَعالیٰ می خواهیم که ما را بزودی به دیدارش مُشرّف فرماید...]

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۳۳ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مواضیع مختلفه دیانت بهائی بنویسد، برای اصل این مقاله ها مراجعه کنید به http://beyondforeignness.org/
(۳). پیام رضوان ۲۰۱۱ بیت العدل اعظم.مراجعه کنید به: http://www.payamha-iran.org/
(۴). منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۱۳۱.
(۵). کتاب مستطاب اَقدَس، بند ۱۷۴.
(۶). ایضاً، بند ۱۲۱.
(۷). مجموعه الواح نازله بعد از کتاب اَقدَس، صفحۀ ۱۳۶.
(۸). ایضاً، صص: ۱۳۴ و ۱۳۵.
(۹). الواح مبارکۀ فرامین تبلیغی حضرت عبدُالبهاء، لوح هشتم، صفحۀ ۱۰.
(۱۰). مجموعه الواح نازله بعد از کتاب اَقدَس، صفحۀ ۱۳۸.

نظر خود را بنويسيد