معرفی امر و استدلالیه برای اهل حق - قسمت چهارم

http://lab.noghtenazar2.info/node/326
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

تاريخ ظهور
همانطور که در تمام کتب آسمانی ذکر تاريخ ظهور آمده و در کتب استدلاليه اهل بهاء مفصلا مذکور گشته در دفاتر و کلامهای اهل حق نيز تاريخ ظهور را به صريح بيان مرقوم و مسطور داشته اند به طوريکه برای طالبان حقيقت و سالکان سبيل معرفت پی بردن به آن فوق العاده سهل و آسان است و در اين جزوه اختصارا بعضی از کلامها که مبين زمان ظهور بنيامين و طلوع حضرت سلطان است ذکر ميشود.
مقدمه بيان اين مطلب لازم است که اکثر علائم و همچنين ذکر تاريخ ظهور در تمام کتب آسمانی تقريبا بر يک منوال نازل شده و اعداد هزار و هزارواند و هزارودويست و شصت بيش از هر رقم ديگری به چشم ميخورد که با توجه به مبداء تاريخ خواهيم ديد که تمام اين اعدادمطابقت داردبا زمانی که حضرت اعلی روح ماسواءفداه وحضرت بهاءالله جل اسمه الاعلی اظهار امر فرمودند.حال به عنوان مثال اين وعده قرآن کريم را ذکر مينمايد که ميفرمايد: « يد برالامر من السماء الی الارض ثم يعرج اليه فی يوم کان مقدارة الف سنه مما تعدون.» [1]
برصاحبان قلوب صافيه و عقول سليمه پوشيده نيست که فيض الهی از مکمن عز صمدانی توسط شمس محمدی و من بعده توسط ائمه طاهرين بر مردم مسلمان وارد ميشد و تا خاتمه حيات امام حسن عسگری عليه السلام که به سال 260 هجری قمری اتفاق افتاد اين فيض و رحمت متواتر بر مردم نازل ميشد و از اين تاريخ نزول اين فيض وموهبت به تعويق افتاد بنابر آيه مبارکه فوق برای مدت يک روز که معادل است با هزار سال. حال اگر اين هزار سال را که زمان برگشت امر الهی است اضافه کنيم بر 260 که مدت نزول رحمت ربانی بوده 1260 ميشود که مطابق است با سال اظهار امر حضرت نقطه اولی ارواحنا فداه و زمان ريزش مجدد رحمت الهی از سماء غيب صمدانی است، منظور اين است که طبق آيه مبارکه فوق و آيات متعدد ديگر مبداء اين هزار سال که در اکثر کتب آسمانی ذکر شده از زمان رحلت امام حسن عسگری است. شاهد بيان فوق که مؤيد تاريخ مزبور است اين بشارت نازله در کتاب زردشتيان است که ميفرمايند: «چون هزار سال و اند آيين تازی گذرد هوشيدر به پيغمبری برآيد. »
بخوبی معلوم است که مبداء این تاریخ هزارواند سال صعود حضرت امام حسن عسگری آخرین ولی اسلامی است که در بین خلق ظاهر و عیان بود و با درگذشت ایشان عصر نبوت و امامت پایان یافت و دوره تازه در شریعت اسلامی آغاز شد که می فرماید: « چون هزار و اند سال از این تاریخ بگذرد، هوشیدر(که معنی فارسی کلمه باب است اشاره به نام مبارک حضرت اعلی است) به پیغمبری برآید.»
باری منظور از ذکر این مقدمه این است که در دفاتر یارستان و زبور حقیقت به کرات عدد هزار و هزار و هن مذکور گشته که مشابه است با وعده های مسطوره در سایر کتب و به خصوص مطابقت تام دارد با وعده های مذکوره در کتب زردشتی.
و اما این تاریخ هزار و هزار و هن که در دفاتر اهل حق مسطور است، گاهی اشاره به تاریخ ظهور و گاهی منظور تجلی حق در دونهای مختلف است. چون بنا بر عقیده یارستان ظهور اعظم الهی و طلوع آفتاب طلعت صمدانی و تجلی کامل ذات ربانی در دون هزار و هفت می باشد که عدد هفت همان هن است که به فارسی همان هفت گویند و اند در اصطلاح از یک تا نه است. در هر حال با مختصر توجهی معلوم خواهد شد که خواه هزار و هن ذکر تاریخ باشد و خواه طلوع در دون آخر کلاً دلالت دارد بر زمان ظهور حضرت باب و حضرت بهاءالله ارواحنا فداهما.
برای روشن شدن مطلب به نقل شواهد ذیل از کلام و دفتر بزرگان اهل حق مبادرت می شود.
نقل از دفتر حضرت لاچین:
مــــیـــــــرزام گِـــــــردن دَم چل ذات نروی شوق آفتاو گِـردن دم
بوانــیـم فـرمـان مرتـبـه اعظــم و قــول راستـــی من یــــاوام اوجـــم
مشـکاو و طـلسـم پرده تارطــم ذاتان نروی شــوق خورشــید مبـوجم
لیف چطر اخضر نیش ذوالفقار تــاریــخ حــســـاب ســـنـــه هــــزار
می فرماید شمس طلعت مولای من روشن و پر حرارت شد و چهل ذات پاک که مبشرین ظهور بنیامین و طلوع شمس سلطانی می باشند از عشق و علاقه آفتاب حقیقت مشتعل و منجذب شدند و امر و فرمان مرتبه اعظم را به جهانیان ابلاغ می نمایند و پرده های تار جهالت و حجاب های تیره غفلت پاره می شود و ذاتهای پاک در یک جا جمع می شوند افق آسمان شریعت از برق ذوالفقار امر مالک حق وسلطان حقیقت روشن و درخشان می شود و تاریخ حساب آن سال هزار است.
این کلام مبارک صراحت تام به تاریخ ظهور دارد و هیچ نقطه ابهامی نداشته و تأویل و تفسیری جائز نمی باشد.
در دفتر دانای رموز و مبین کلام و زبور حضرت نوروز اعلی الله مقامه اینطور ثبت است:
و حـکـم ده سال نمونـه ذاتـن یـاران جـمـع مـبـو بـنـیـام خـلاتـــن
در این کلام وعده ظهور را ده سال بعد ذکر می فرمایند و حکم ده سال که مورد استناد حضرت نوروز قرار گرفته از اینجا بود که عالم ربانی و دانای صمدانی حضرت آسید برا که در سال 1210 متولد و در سال 1250 اقدام به راهنمایی فرمود. حضرتشان به قدری صاحب کشف و کرامت بود که دراویش زمان تصور نمودند که آن ذات بزرگوار مظهر ظهور است و موعود دفتر و کتب اهل حقیقت و لکن بر اثر ارشاد و رهبری ایشان این تصور از ذهن یاران خارج شده و فهمیدند که مظهر ظهور دیگری است و آنکس که باید به نام بنیامین و مبشر ظهور سلطان ظاهر گردد غیر از ایشان است همین که یاران و ذاتان از واقعیت مطلب آگاه شدند مجدداً در بحر مکاشفه فرورفتند و بالنتيجه نوروز زمان ظهور را دریافت و فهمید که ده سال بعد از آنکه حضرت آسید برا که ملهم گشتند ظهور واقع خواهد شد. اینست که میفرماید ده سال بعد از این نمونه ذات یاران جمع میشوند زیرا بنیامین خلعت ظهور بر تن میکند و این تاریخ ده سال بعد 1260 خواهد بود که زمان ظهور حضرت باب میباشد.
باری وعده هزار و هزار و هن که گاهی اشاره به سال و زمان و گاهی به دون هزار و هن است در دفاتر و کلام بسیار است. آن وجودات مقدسی که قبل از ظهور میزیسته اند وعده ظهور را به هزار و هزار و هن بشارت فرموده و دراویش زمان محروم آسید براگه که قلوبشان به نور معرفت روشن و منیر گشته وعده را فرا رسیده و تاریخ را تمام شده بیان میفرمایند.
حضرت خان الماس علیه التحیة و الثناء در بند یاران آشو میفرماید:
طبل صاحبـکار صداش بلن بو آو وقته وعده هزار و هن بو
میفرمایند ندای امر صاحبکار بلند میشود و وقت آن هزار و هن است آنوقت در دفاتر دراویش زمان آسید براگه کلا گواهی داده شده که این وعده انجام گردید. چنانکه حضرت بگمراد میفرمایند:
بارخانان خجل نه گمرک منن هن آما دیوان هزار مرچنن
در این کلام تصریح شده که کاروان ظهورات قبل متوقف شده و در گمرک زمان از حرکت محروم گشته و دیوان هن ظاهر و عیان گشت و وعده هزار فرا رسید مگر هزار و هن چند تاست ملاحظه بفرماييد برای رفع هر گونه ابهام و رفع هر گونه شک و شبهه تأکید میفرمایند که مگر چند تاست.
در دفتر حضرت شاه رضا اعلی الله مقامه مسطور است:
هـــــــــــزارم یــــــــــــاوا وعده تمامن هـزارم یـا وا
آفتاو نه سرکوی فانی بی آوا هزارم و یرد هـنم شـکاوا
میفرمایند هزار را در یافتم وعده های سابقه و انتظارات گذشته تمام گشت، آفتاب حق و حقیقت از کوی فانی پرستان غروب نمود و جلال و عظمت ادوار گذشته منقضی گردید. وعده هزار را یافتم و رمز هن را هم پیدا کردم حال در این کلام توجه دوستان عزیز یارستان را به این مطلب جلب مینماید که میفرمایند: تمام وعده ها خواه مسئله ظهور در دون هزار و هن و یا منظور ظهور در تاریخ هزار و هن باشد، همگی این وعده ها و انتظارات به پایان رسیده و ظهور الهی بوقوع پیوسته است.
در دفتر حضرت غلام علیه الرحمه مذکور است:
غلام بوانه وعده و انجام هزارش لوان هنش بی تمام
میفرمایند غلام بگو وعده به آخر رسید، دوران هزاره طی شد و هن هم خاتمه پیدا کرد.
در دفترحضرت درویش جوزه این کلام ثبت است که میفرمایند:
هیجده چهارده چهارده و هشت و نه بیست شون من
دفــــتـــر وانــــی امــــر آخــــر دون مـــــن
حاصل این اعداد که عبارتست از 1260=20 . 63 = 9+ 8 +14+ 14+ 18 ، میفرمایند 1260 راه آخر و طبق گواه دفتر زمان ظهور تجلی حق در جامه و برگ آخرین است و این 1260 زمان ظهور و اظهار امر حضرت اعلی ارواحنا فداء میباشد.
باز در دفتر حضرت غلام مسطور است:
خیزا مخـیزونـه هـر دو لاوه ایلچی هن و سرقورخـانـه شاوه
بنیارم بستن سـر بـارم مـندن سربـار نـیـشانــه هــزار هــنـدن
میفرماید ندای امر از دو طرف بلند شد و ایلچی خبر آورنده و مژده دهنده است از حرکت کاروان و آهنگ ظهور شاه، بار و بنه حرکت را بستم و سر بار آن که نشانه هزار و هند است و آخرین کالای کارخانه الهی و گرانبهاترین متاع این کاروان است بر سر بارهای بسته شده گذاشتم که حرکت نماید.
حضرت طهماسب میفرمایند:
نـقـط نـیـشـان شـون هـزارن نجویای حق بـر یـارت اظـهارن
هـنـی مترسه وعده شرط تن دوشش نروی طاس برد برد تن
مـیـفـرمـایـنـد نـقـطــه [2] نـشانـه راه و اثـر هـزار اسـت ، جـویـای حـق بـاش کـه یـار در شـرف ظـاهـر شـدن اسـت، از ایــن امــر وحــشــت و اضــطــراب مـکــن ، ایــن وعـده و شــرط اقـرار بـه هـن اسـت و
مهره دوشش [3] در نرد تقدیر و اراده قرار گرفته و زمان زمان توفیق و برد این بازی و زمان ظهور و بروز نتیجه و ثمر این مصاف الهی است.
وقت ظهورن چل تن حاضـرن نـه کـویـره زمـزم دور نـاظـرن
دین یارین وقت ثمرن
باری همانطور که گفته شد اگر هزار و هزار و هن را به معنی تاریخ ظهور و یا تجلی ذات حق در دون آخر بگیریم در هر حال تمام این وعده ها انجام گرفته است.
حضرت نوروز میفرمایند:
رقم کِردن مهر ثبت صاحبکار تمام بی تاریخ نـمـنـد روزگار
در دفتر عالم رموز حضرت نوروز تاریخ ظهور را خیلی جالب بیان میفرمایند:
هفت و چهارودو چل تن عبدالی نیشتن او مکان جای بلند مالی
چمرای سوار اسب دورنگ تالی منیشوت او تخت رازان حوالی
قول مکن قرار شش دو پنج سالی نـعـرتـه جـارچـی ژنـو بـنـالی
مفهوم کلام فوق اینست که میفرمایند هفت تن و چهار ملک مقرب و دو مبشر ظهور نورین نیرین [4] و چهل تن نشستند در مکان بلندی و چشم به راه سواری بودند که بر مرکب امر الهی سوار است که بر تخت و مسند و رموز کتب آسمانی و وعده های مندرجه در کلمات الهی قرار گیرد، قراری با هم گذاشتند و قولی رد و بدل کردند که در سال 60 {(5 . 2) . 6} شصت ندای مبشر ظهور سلطان که منظور حضرت باب است بلند گردد. ملاحظه میفرمایید که این تاریخ سنه 60 سال بیان امام جعفر صادق (ع) است که میفرمایند: «و فی سنه الستین یظهر امره و یعلو ذکره. » اکنون در پایان این مقال به یکی از فرمایشات حضرت خان الماس استناد میشود که یارستان بدانند که بزرگان و پیشوایان طریقت یاری هیچ مطلبی را ناگفته نگذاشتند و هیچ سری را پنهان نداشته اند، آنچه را که برای تنبه و تذکر یاران لازم بوده بالصراحه بیان فرموده اند، نهایت به قول دفتر کسی به حق و حقیقت میرسد که از این بحر معانی قطره بنوشد و از این گنج کلان بهره برگیرد.
هر کس مـنوشو قـطره نـو زمـزم ما ورونیشان خواجام دمای دم
خان الماس در بند (یاران آشو) بعد از آنکه ذکر مفاسد جهان را نموده و انحطاط اخلاقی مردمان را بیان میفرمایند به ظلم و جورهای حکومت عثمانی اشاره نموده و میفرمایند:
چهارگوشه جهان و سرهنگ مبـو و ظـلم ظـالم دل و سـنگ مـبو
حکوم شـاهـی تـرک طـطـر مـبـو یوم نه یـوم بـدتـر زیـادتر مـبـو
تا آنکه میفرمایند:
هـزار و سـیـصد و سی و یک مبو [5] نواسواسه خلق دل پر شک مبو
در بعضی از نسخ اینطور نوشته شده؛ نواسواسه قحط دل پر شک مبو در این صورت اشاره به قحطی سال 1331 است که در تمام ایران عده زیادی را تلف نمود.
میفرمایند در آن وقت که سال 1331 خواهد بود دل مردمان از حیله و کید و وسوسه حکومت وقت پر شک خواهد شد تا آنجا که منجر به عصیان و طغیان مردمان و انقلاب مردم عثمانی علیه دولت وقت خواهد بود. بعد میفرمایند:
پـیـران و مـریـد بـد رفـتـار مـبـو مـرید وروی پـیر کج رفتار مبو
میفرمایند بزرگان مملکت و زعمای قوم نسبت به رعایا بد رفتار میشوند و رعایای مملکت نسبت به سران ملک کج رفتار و عاصی و طاغی خواهند شد، آنوقت حوادث زمان انقلاب را بیان فرموده که چطور غلغله مردم که منظور عثمانی است تار و مار میشود و عده ای از بزرگان و صاحب منصبان در تمام خاک عثمانی اسیر و زندانی و مقتول و کشته خواهند شد. آنوقت میفرمایند:
خـروش ظـهـور ژ فـرنـگ مـبـو ایـرانـی ذلـیـل زده جنگ مبو
در این کلام اشازه به مسافرتهای حضرت عبدالبهاء به اروپا و آمریکا [6] بوده که در آن ممالک ندای امر را بلند فرمودند و به جای آنکه توجه مبارک به ایران باشد به اروپا و آمریکا شد زیرا ایرانی از بس دچار جنگهای مذهبی و اختلافات دینی میباشد که ذلیل و خار در درگاه حق شناخته شده. باری این وقایع و مسافرت هیکل مبارک به اروپا و آمریکا بعد از آنکه در مملکت عثمانی انقلاب واقع شد و سلطان عثمانی نخست از تخت سلطنت سرنگون و مقتول شد، درهای زندان در مقابل حضرت عبدالبهاء باز شد و ایشان توانستند برای ارتفاع امرالله و ابلاغ کلمةالله به خارج مسافرت نمایند.
آنوقت حضرت خان الماس اشاره به نام مبارک نموده میفرمایند:
سـیـن و مـیم آسـا و نـامش مبو دوران دنــــیـــا وکــامــش مـبـو
مـیـفرمایند سین و میم آسا که به حروف ابجـد 278 خـواهـد شـد و ایـن مـطـابـق اسـت بـا اعـداد اسم مبارک حضرت عبدالبهاء که عباس افندی میباشد و دوران دنـیا به کام او خواهد شد، آنـوقـت کـیـفیت دوره مبارک را تشریح نموده و میفرمایند:
دیوان اعلای گرگ و میش مبو دورنگ پشیمان یک رنگ پیش مبو
هـفتاد و دو دین و یک دین مبو سـر مـذهـب و دسـت بـنـیـامـین مبو
این وعده چنانکه واقع شده انجام گردید زیرا پس از آنکه هیکل مبارک حضرت عبدالبهاء ندای امر را به سمع جهانیان رسانیدند دسته دسته مردمان از کشورهای مختلف و مذاهب مختلف و نژادهای مختلف که قبلا چون گرگ و میش و شیر و آهو دشمن سرسخت یکدیگر بودند، بلکه کینه و دشمنی آنها شدیدتر بود در ظل سراپرده امر الهی وارد شدند و به کمال الفت و محبت و به نهایت دوستی و محبت این اجناس مختلفه گرد یکدیگر جمع شدند و هفتاد و دو دین را به یک دین مبدل نمودند. در آخر کلام حضرت خان الماس میفرمایند:
نخت خان الماس این گفتار مبو دســــت دیــن شــاه آشـکـار مـبـو
میفرمایند گفته خان الماس این مطلب است: که دست دین شاه و ید قدرت (باری تعالی) که منظور حضرت عبدالبهاء است آشکار و عیان خواهد شد زیرا حضرت عبدالبهاء مبین کلمةالله و مروج شریعت الله بوده و حقا یدالله و دست قدرت شاه خاونکار و شاه صاحب کرم بودند که برای اعلای امرالله در بین مردمان ظاهر و عیان شدند. باری به طوریکه ملاحظه میشود بزرگان اهل حق برای آنکه سالکان سبیل ایمان و پیروان حضرت سلطان به معرفت ظهور موفق آیند آنچه را که موجب هدایت و رهبری بوده بیان فرمودند مشروط بر اینکه طالبین به دیده تحقیق و تحری در کلام و دفتر بنگرند.
حضرت خان الماس میفرمایند:
و شرطی خاکان نه زرده گل بو صاحب مایه بو دوست هام دل بو
میفرمایند به شرطی مردمان به حق و حقیقت نائل خواهند شد که خاکشان از زمره خاصان بود و صاحبان مایه و عارف و آشنا بمواعید دفتر بود و دوست هم دل و رفیق هم قول باشند و یار هم کلام باشند، فصل حق در این دوره چنان است که اسرار نهفته و رموز مستوره کلا آشکار و عیان گشته تا یاران به صراط ایمان و ایقان نائل گردند.
هفت صندوق سنگ سرّ دربسته یک یک پی یاران نوبه شکسته

11.تدبير ميکند امر را از آسمان به زمين پس بر ميگردد به سوی او در يک روز که مقدار او برابر است با هزار سال از آن سالهايی که شما ميشماريد.
12. نقطه، اشاره به حضرت نقطه اولی است که در جای خو د در این باره توضیح داده خواهد شد.
13.دوشش اشاره به امام دوازدهم و ظهور قائم و مهدی است.
14. اشاره به دو مبشر ظهور حضرت شیخ احمد احسائی و جناب سید کاظم رشتی است که شرح آن در کتب تاریخ دیانت بهائی مرقوم است. یا به قول اهل حق عقیق و نقیق.
15 . 1331 به تاریخ هجری قمری است.
16 . برای مزید اطلاع و آشنایی با حوادث بیشتر آن زمان باید به کتب بهایی مراجعه نمود تا به حقایق مذکوره فوق مسبوق شد.

jamjam kon baba

jamjam kon baba

سین و الف و میم و

سین و الف و میم و نامش میو

نظر خود را بنويسيد