سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

انتخابات بهائی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۴ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که در مقالۀ مؤسّسات دینی ملاحظه شد قدرت تصمیم گیری در جامعۀ بهائی به عهدۀ مُنتَخَبین جامعه می باشد. حال ممکن است این سؤال مطرح گردد که انتخابات بهائی به چه شکلی انجام می گیرد؟ شاید تجربیات ما در این مورد تا حال آنچنان که باید «روحانی» نبوده و شاید تا حال انتخابات برای بالا بردن مقام و موقعیّت افراد بوده، اعمالی که می توانسته جامعه را به جامعه ای دو قطبی سوق دهد که نتیجه اش ظهور خصوصیاتِ نه چندان عالیِ همان مُنتخَبینی است که باید «مردانِ در نبرد» نام داده شوند. چنان طریق انتخاباتی با روح تعالیم اِلهیِ دینِ بهائی مخالف است و خوشبختانه در انتخابات بهائی دیده نمی شود. حال سؤال این است که روند انتخاباتی مردم بر مردم (دموکراسی) در محیطی روحانی به چه نحوی می تواند باشد؟

جملات مختصر از تجربیات گذشته ممکن است که مفید باشد.

همگی ما در سالنی هستیم و بهائیان و نمایندگان بهائیان هم در همان سالن برای انتخابات گرد هم آمده اند. رئیس هیأت نظّارت بر انتخابات طی سخنی کوتاه نحوۀ انتخابات بهائی را برای حضّار بیان می کند و از یکی از حاضرین در خواست می نماید که مناجاتی تلاوت نماید.

نام هیچ نامزد انتخابات خوانده نمی شود و هیچ نامزدی هم در جلوی شرکت کنندگان نمی ایستد، هیچ سخنرانی انجام نمی گیرد و هیچ کس قول و تعهّدی هم نمی دهد. بحث و صحبتی هم بین شرکت کنندگان در مورد این که چه نفسی مناسب است صورت نمی گیرد. هیچ نوع کمپینی هم صورت نمی گیرد و در واقع هر نوع اقدامات و سخنرانی و تظاهرات برای پشتیابی فرد بخصوصی انجام نمی گیرد. هیچ نوع بودجه ای هم برای این منظور در نظر گرفته نشده زیرا لزومی برای آن نیست. همان طوری که نمایندگان در جلسۀ انتخابات حاضرند با تعمّق و تفکّر و تأمّل به نفوسی متوجّه و معطوف خواهند شد که بنحو اَحسَن بتواند امور مربوط به جامعه را انجام دهند.

سکوتی محضْ تمام سالن را پُر می کند و تمامی حاضرین، اَعَمّ از نمایندگان و شرکت کنندگان به دعا و مناجات مشغول می گردند. هر یک از نمایندگان با خضوع و حضورِ قلب منتظرِ هدایتِ اِلهی می باشند. هر کدام ورقۀ سفیدی که برای اسامی نُه نفر جای دارد در دست داشته و اسامی نُه نفر را یادداشت می نمایند. رئیس هیأتِ نظارت یک یک اسامی نمایندگان را بلند صدا کرده و هرکدام با نهایت آرامش و سکوت رأی خویش را در صندوق آرا می ریزند.

بعد از شمردن آرا رئیس هیأت نظّارت به جلسه مراجعه نموده و اسامی نُه نفری که بیش ترین تعداد رأی را دارند با صدای بلند می خواند و هر یک از اسامی که خوانده شد یک یک در حضور حاضرین در نهایت فروتنی می ایستند و هنگامی که نام نفر آخر خوانده می شود در حالی که بعضی اشک در چشمان دارند تمام حاضرین با قیام خویش و کف زدن به انتخاب شدگان تبریک می گویند و موجی از مَحَبَّت است که سالن را پُر می نماید. انتخاب شدگان می دانند که باید با فداکاری خدمت نمایند. یکی از مُنتَخَبین از حُضّار با تشکر متعهّد می شود که این وظیفۀ روحانی را که بدوش گرفته اند بنحو اَحسن انجام دهند. احساسی از سپاس و اِمتنان فضای جلسه را پُر می کند که جامعه توانسته در نهایت آزادی آنچه را که مورد نظرِ جَمالِ مُبارک [حضرت بهاءُالله] است مُجریٰ دارند.

این چنین است انتخابات دیانت بهائی. آزاد و بدون هیچ قیدی با معنای کامل و شاید هم بیش تر.

نوعی دیگر از قدرت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۷ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

تمنّای قدرت یا اعتیاد به داشتن قدرت، و یا کشمکشی دائمی برای کسب قدرت علّت اصلی اکثریّت رنج های انسانی است.

حضرت بهاءُالله در عائله ای از نُجبای ایران متولّد شدند که تولّدشان توأم با قدرت بود ولی حضرتشان چنین قدرتی را که در جوانی بوسیلۀ دربار شاه به ایشان پیشنهاد شده بود قبول نفرمودند. در مقالۀ قبلی خیمه شب بازی و سلطان http://noghtenazar.org/node/1542
مشاهده شد که حتّی در ایّام کودکی حضرت بهاءُالله چنین قدرتی را بی معنی دانستند. در بیان زیر ناپلئون سوّم را در حالی مخاطب قرار می دهند که خود حضرت بهاءُالله زندانی و تبعیدی بودند و این بیان شاید معنای کلمۀ قدرت را واضح تر نماید:

«هَلْ تَفرَحُ بِما عِندَکَ مِنَ الزَّخارِفِ بَعدَ اِذْ تَعلَمُ اَنَّها سَتَفنیٰ اَوْ تَسُرُّ بِما تَحکُمُ عَلیٰ شِبْرٍ مِنَ الأرضِ بَعدَ الّذی کُلُّها لَمْ یَکُنْ عِندَ اَهلِ البَهاءِ اِلّا کَسَوادِ عَینِ نَمْلَةٍ مَیْتَةٍ دَعْهٰا لِأهْلِهٰا ثُمَّ اَقبِلْ اِلیٰ مَقصُودِ العالَمینَ.‌» ۳ [مضمون به فارسی: آیا به آنچه که از زر و زیور دنیا نزد توست شاد می شوی بعد از این که می دانی بدرستی که آن بزودی فانی می شود یا این که مسرور می شوی به این که بر یک وجب خاک حکم می کنی بعد از این که آن نزد اهل بهاء [بهائیان] نیست مگر مانند سیاهی چشمِ مورچۀ مرده ای. رها کن آن را برای اهلش سپس به سوی مقصودِ عالمیان اِقبال کن.]

و یا صریحاً در کتاب مُستطابِ اَقدَس می فرمایند:

«تَاللهِ لا نُريدُ اَنْ نَتَصَرَّفَ فىٖ مَمالِکِکُمْ بَلْ جِئْنٰا لِتَصَرُّفِ القُلوبِ» ۴ [مضمون به فارسی: قسم به خدا نمی خواهیم در ممالکِ شما تصرّف کنیم بلکه برای تصرّفِ قلب ها آمدیم.]

موضوع اصلی کتاب مستطابِ ایقان در مورد سلطنتِ مَظاهِرِ مقدّسه و یا پیامبرانِ اِلهی متمرکز گردیده. چنین قدرتی، قدرتی زمینی نیست و بجای آن مَظاهِرِ مقدّسه مانند حضرت موسی، مسیح، محمّد و بودا از قدرت روحانی برخوردارند.

مجدّد در مقاله ای در مورد مُنا محمود نژاد http://noghtenazar.org/node/1538
اشاره شد که حضرت مسیح چه بیاناتی در مورد قدرت به پیلاطس فرمودند.

«آن حضرت رأس بلند نموده فرمودند: اَمٰا تَریٰ بِاَنَّ ابْنَ الاِنسانِ قَدْ جَلَسَ عَنْ یَمینِ القُدرَةِ وَ القُوَّةِ؟! یعنی آیا نمی بینی که پسر انسان [حضرت مسیح] جالس بر یَمینِ قدرت و قوّتِ اِلهی است و حال آن که بر حسب ظاهر هیچ اسباب قدرت نزد آن حضرت موجود نبود...» ۵

در بیان زیر حضرت بهاءُالله در مورد قدرت حضرت محمّد که در مورد حضرت مسیح هم صادق است چنین می فرمایند: