سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

از خودگذشتگی و فدا کاری (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ ژوئیه ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

نظریۀ از خودگذشتگی نکته جدا نشدنی هر دیانتی می باشد و مانند دیگر اصول مذهبی در طول ایّام مفاهیم آن تغییراتی پیدا نموده. ایدۀ از خودگذشتگی با بسیاری مراسم مذهبی مَمزوج گردیده. به عنوان مثال قربانی نمودن حیوانات از ایّام قدیم مرسوم بوده. این رسم بعداً در دیانت یهودی (بعد از تخریبِ مَعبد) و دین مسیحی و دیگر ادیان جای خود را به مراسمی دیگر داد. در دیانت مسیحی ایدۀ قربانی و از خودگذشتگی متمرکز در گردش حیات و موت و تولّدِ مجدّد مانند مراسم قدیمی مصری آیسیس (‌Isis) و اوسیریس ( Osiris) گردید. در مورد از خودگذشتگیِ حضرت مسیح، حضرت بهاءُالله می فرمایند:

«اِعلَمْ بِأنَّ الاِبنَ حینَ الَّذی اَسلَمَ الرّوحَ قَدْ بَکَتِ الأشیاءُ کُلُّها وَلِکن بِاِنفاقِهٖ رُوحَهُ قَدِ اسْتَعَدَّ کُلُّ‌ شَئٍ کَمٰا تَشهَدُ وَ تَریٰ فِی الخَلائِقِ اَجمَعینَ. کُلُّ حَکیمٍ ظَهَرَتْ مِنهُ الحِکمَةُ وَ کُلُّ عالِمٍ فُصِّلَتْ مِنهُ العُلومُ وَ کُلُّ صانِعٍ ظَهَرَتْ مِنهُ الصَّنایِعُ وَ کُلُّ سُلطانٍ ظَهَرَتْ مِنهُ القُدرَةُ کُلُّها مِنْ تَأئیدِ رُوحِهِ المُتَعالِی المُتَصَرِّفِ المُنیرِ.» (3) [مضمون به فارسی: بدان حینی که حضرت مسیح روح را تسلیم نمود و درگذشت همۀ اشیاء گریستند. ولی با اِنفاقِ روحش همۀ اشیاء استعداد یافتند. چنان که در همۀ مردم مشاهده می کنی و می بینی. هر حکیمی که از او حکمت ظاهر شد و هر عالِمی که علوم از او تشریح و تفصیل یافت و هر صانعی که از او صنایع آشکار شد و هر سلطانی که از او قدرت ظاهر شد، همۀ اینها از تأئید و یاری روحِ متعالیِ حاکِمِ مُنیرِ او است.]

در این بیان، حضرت بهاءُالله اثرات از خودگذشتگی حضرت مسیح را تأئید می فرمایند. حتّی امروزه بعد از گذشت دو هزار سال اثرات آن را هم می توان در همه جا شاهد بود. صریحاً می توان گفت که از اثرات از خودگذشتگی هائی است که حضرت مسیح انجام دادند. حضرت عبدُالبهاء توضیحاتی مفصّل در مورد این که از خودگذشتگی های حضرت مسیح دارای جنبه های باطنی و ظاهری است می فرمایند.

«امّا حضرت مسیح که کلمةُ الله بود و خویش را فِدا کرد، این دو معنی دارد، معنی ظاهری و معنی حقیقی. معنی ظاهری اینست که چون حضرت مسیح را مقصد این بود که به امری قیام نماید که تربیت عالم انسانی و اِحیای بَنی آدم و نورانیّتِ عموم خلق بود و از قیام به چنین امری عظیم که مخالف جمیع اهل عالم و مقاومت جمیع ملل و دُوَلست، البتّه خون در هَدَر است و البتّه مقتول و مصلوب گردد، لِهذا حضرت مسیح در وقتی که اظهارِ اَمر فرمودند جان را فدا کردند و صلیب را سَریر دانستند و زخم را مَرهَم و زهر را شهد و شکر شمردند و به تعلیم و تربیت ناس قیام فرمودند یعنی خود را فدا کردند تا روح حیات بخشند و به جسد فانی شدند تا دیگران را به روح زنده نمایند.

امّا معنی ثانی فدا اینست که حضرت مسیح مانند حَبّه بود، این حَبّه صورت خویش را فِدا نمود تا شجره نشو و نما نماید، هر چند صورت حَبّه متلاشی شد ولی حقیقتِ حَبّه در کمال عظمت و لطافت به هیأتِ شجره ظاهر گشت.» (4)

شِفا (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۳ ژوئیه ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

شِفا و شِفا بخشیدن رابطۀ بسیار عمیقی با رسالتِ مَظاهرِ ظهور [پیامبران] دارد. به عنوان مثال می توان بسیاری از شواهد، داستان ها و قصّه های اخلاقی در مورد شِفا و شِفا بخشیدن در کتاب مقدّس انجیل پیدا نمود. گوئی این که شِفا بخشیدن اَعَمّ از جسمانی و روحانی در این سخن ذکر شده ولی شِفا حقیقتاً ماورایِ این نکات می باشد. از این بابت باید گفت که هر نفسِ انسانی می تواند از هر جهت از صحّت کامل و سالم برخوردار باشد که جامعه ای که وی در آن زندگی می کند از شرایط سالم و کامل هم برخوردار باشد.

صحّت و شِفای حقیقی از اجزاء جدا نشدنی رسالت حضرت بهاءُالله می باشد زیرا تشبیه «پزشکِ دانا» بکار گرفته اند تا این که به آنچه را که برای صحّت و سلامتی نوع بشر لازم می دانند تحقّق بخشند و به همین دلیل است که می فرمایند:

«دیده می شود گیتی را دردهای بیکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته. مردمانی که از بادۀ خودبینی سَرمَست شده اند، پزشک دانا را از او باز داشته اند. اینست که خود و همۀ مردمان گرفتار نموده اند. نه درد می دانند نه درمان می شناسند. راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند.» (3)

«وَ الّذیٖ جَعَلَهُ اللهُ الدِّریاقَ الأعظَمَ وَ السَّبَبَ الأتَمَّ لِصِحَّتِهٖ هُوَ اتِّحادُ مَنْ عَلَی الأرضِ عَلیٰ اَمرٍ واحِدٍ وَ شَریعَةٍ واحِدَةٍ هٰذا لا یُمکِنُ اَبَداً اِلّا بِطبیبٍ حاذِقٍ کامِلٍ مُؤیَّدٍ لَعَمْریٖ هٰذا لَهُوَ الحَقُّ وَ ما بَعدَهُ اِلَّا الضَّلالُ المُبینُ» ‌(4) [مضمون به فارسی: و چیزی را که خداوند داروی اعظم و سبب اَکمل برای صحّتِ آن قرار داد آن اتّحادِ جهانیان بر اَمر و شریعتی واحد است. این امر اَبَداً ممکن نیست مگر به پزشکی ماهرِ کاملِ مُلهَم و مؤیَّد. قسم به جان و دینم این همانا حقّ است و بعد از آن نیست مگر گمراهی آشکار.]

«رگِ جهان در دستِ پزشکِ داناست، درد را می بیند و بدانائی درمان می کند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. دردِ امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.» (5)

در هر کدام از نصوص ذکر شده در بالا می توان شاهد بود که معانی هر کدام بنحوی مختصر و جزئی با یکدیگر متفاوت است. در نصِّ اوّل نقطۀ تمرکز علّتِ عدمِ تشخیصِ صحیحِ کسالت است و در نصِّ دوّم آنچه را که لازم می باشد تجویز می فرمایند در حالی که در نصِّ سوّم توضیح می فرمایند که «پزشک دانا» درمان را به مناسبت دوران های متفاوت تجویز می نماید.