سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

خوب شدن (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۸ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در گفتگویی با یکی از دوستان سؤالی پیش آمد. سؤالی صمیمانه بود و عمق خاصّی داشت و به این نحو مطرح شد.

«من انسان خوبی هستم. صادقانه مقرّری خود را کسب می نمایم و عملی غیرانسانی نمی نمایم. آیا این کافی نیست؟ چه امری دیگر لازم است که باید انجام داد؟»

جوابی برای چنین سؤالی را در ذهن نداشتم. البتّه جواب کوتاه آن مثبت است امّا آنچه که بیان شد حقیقتاً صحیح است ولی کاملاً قانع کننده نبود. معمولاً جواب صحیح تدریجاً در آینده معلوم می گردد ولی عاقبت جواب را در بیانات حضرت عبدُالبهاء پیدا نمودم.

حضرت عبدُالبهاء جوابی در زمینۀ رشد روحانی به این سؤال می دهند- و رشد روحانی یک جریان و رَوَند است.

«هر انسان ناقصی خود پرست و در فکر راحت و منفعت خویش است چون یک قدری فکرش اِتِّساع یابد در فکر راحت و نعمت خاندانش افتد اگر فکرش اِتّساع بیش تر یابد در فکر سعادت اهل شهرش افتد و چون اَفکار مُتّسع بیش تر شود در فکر عزّت وطن و ملّتش افتد و چون افکار اِتّساعِ تامّ یابد و به منتهی درجۀ کمال رسد در فکر عُلُویّتِ نوع انسان افتد خیر جمیع طلبد و راحت و سعادت جمیع ممالک را. این دلیل بر کمال است. لهذا مَظاهِرِ مقدّسۀ اِلهّیه [پیامبران] در فکر عموم بودند و در حیات عموم کوشیدند و به تربیت عموم پرداختند مقاصدشان محصور نبود بلکه شُمول و اِتّساع عمومی داشت. پس شماها نیز باید در فکر عموم بشر باشید که نوع انسانی تربیت شود و اخلاق بکلّی تعدیل یابد و روی زمین بهشت برین شود.» ۳

در زیر بیانات حضرت بهاءُالله هم در ادامۀ همین مطلب می باشد.

سفری عرفانی- هفت وادی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۶ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت ولیِّ اَمرُالله [شوقی ربّانی جانشین منصوص حضرت عبدُالبهاء] دربارۀ "هفت وادی" حضرت بهاءُالله که بنا به تقاضای قاضی و شیخی عرفانی (شیخ عبدُالرّحمن کرکوکی) نازل فرمودند، می فرمایند که عظیم ترین آثار عرفانیِ جَمالِ مُبارک [حضرت بهاءُالله] می باشد. ترقیم هفت وادی امری ساده نیست و از معانیِ ظاهری فراتر می رود. فقط این سفر روحانی است که معانی آن را می تواند ظاهر نماید.

در این باره حضرت بهاءُالله در دیگر اثر عرفانی خویش "چهار وادی" می فرمایند:

«حکایت آورده اند که عارفِ اِلهی با عالمِ نَحوی همراه شدند و همراز گشتند تا رسیدند به شاطیِ بحرُالعَظمة. عارف بی تأمّل توسّل فرموده و بر آب راند و عالِمِ نَحوی چون نقش بر آب محو گشته مَبهوت ماند. بانگ زد عارف که چون عنان پیچیدی؟ گفت ای برادر چه کنم چون پای رفتنم نیست سر نهادن اولیٰ بُوَد. گفت آنچه از سیبِوَیْهْ و قولِوَیْهْ اَخذ نموده و یا از مطالب اِبنِ حاجِب و اِبنِ مالِک حمل فرموده ای بریز و از آب بگذر.» ۳

تشبیه سفر روحانی یکی از تشبیهات بسیار قدیمی است که در میان رسوم و فرهنگی که حضرت بهاءُالله در آن زندگی می کردند مرسوم بوده. "هفت وادی" را جَمالِ مُبارک در دوران عزلت خویش در کوه های کردستان نازل فرمودند. در ادبیات صوفیان تشبیه هفت وادی به اشکال متفاوت رقم زده شده که مشهورترین آن «مَنطِقُ الطّیر» عطّار می باشد. به انواع دیگری هم در آثار دیگر حضرت بهاءُالله نازل گردیده که به عنوان مثال می توان از "جَواهِرُ الاَسرار" نام برد. بسیار بجاست که قسمتی از آنچه که جناب جورج تانزوند دربارۀ "هفت وادی" نوشته اند در این قسمت ذکر شود.

«آن هنگام که سیرِ روح در هفت وادی به آخر می رسد، تمنّای قلب، که جنّتِ اِلهی است حاصل شود، دیگر چه باقی خواهد ماند برای عبدِ خود بجز تکرار همان سفر در خِرد و عشقِ حقیقی تا ابدیّت که از نوری به نوری فراتر رود، از حقیقتی به حقیقتی فراتر، از جمالی به جمالی فراتر؟» ۴

در این مقام بسیار بجا خواهد بود که هر یک از مراحل این هفت وادی سفر را هر چند خلاصه در این مقام ذکر نمود.