سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

نقش شهروندان در دوران بلوغ بشریّت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۱ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که در مقالۀ قبلی به اطلاع رسید http://www.noghtenazar.org/node/1641
تعالیم حضرت بهاءُالله وظائف نفوس و افراد را هم در کنار مؤسّسات و جامعه تعیین فرمودند. در حقیقت تعالیم حضرت بهاءُالله چنان توانایی به یک یک افراد جامعه اعطاء می نماید که بتوانند فعّالانه در حیات دینی و اجتماعی شرکت نمایند. در وصیّت نامۀ خویش، کتابُ عَهدی حضرت بهاءُالله این عصر و دورانی را که ما در آن زندگی می کنیم چنین توصیف فرمودند:

«امروز روزیست بزرگ و مبارک آنچه در انسان مَستور بوده امروز ظاهر شده و می شود»۳

باز هم همان طوری که قبلاً شاهد بودیم حضرت بهاءُالله داشتن طبقه و یا نفوس بخصوصی به عنوان رهبر دینی و یا روحانی در دین بهائی را مجاز نفرمودند. رسم تاریخی این که نفسی را به عنوان رهبر و یا تعلیم دادن نفسی که بعداً رهبر شده و سلطه ای نسبت به نفوس دیگر و یا جامعه داشته باشد هم ملغی فرمودند. در سلسلۀ چنین تعالیمی می توان از حرام بودن بوسیدن دست ۴، طلبِ بخشش گناه از نفس انسانی دیگر ۵ را نام برد. حضرت بهاءُالله اجرای نماز دسته جمعی را بنحوی که امروزه در بعضی از جوامع اجرا می گردد منع می فرمایند (امری که به یک نفس قدرت حکومت به جامعه را می دهد) ۶. قدرت انجام مراسم ازدواج را هم به عهدۀ هر دو طرف مایل به ازدواج قرار داده اند که با تلاوت آیاتی بنوبۀ خود تقدّس لازمه را به ازدواج خویش می بخشند ۷. تمامی این تعالیم قدرتی را که قبلاً به نفس مخصوصی تفویض شده برمی دارد و به افراد عادی می بخشد.

حضرت عبدُالبها هم به همین منوال دربارۀ طرّاحی مَشرقُ الاَذکار می فرمایند که چنین بنائی باید نُه جهت داشته باشد. در چنین بنائی جهتی به اسم «جلو» موجود نیست که رهبری بتواند در مقابل جمع حاضر شده و رهبری جلسۀ دعا و مناجات را به عهده بگیرد.

برداشتن چنین قدرت اختیاراتی در واقع پیامدهای زیادی و عمیقی در نقش افراد داشته. اعضاء جامعه دیگر به عنوان عضوی غیر فعّال در جلسه ای که از وی انتظار می رود در محلّ خود نشسته و به سخنان رهبر مذهبی گوش دهد نیستند. هر نفسی در بسیاری از موارد زندگی آن چنان فعّال است که از طرق مختلفه در حیات دسته جمعی جامعه مانند انتخابات، مشورت در امور جامعه و در جلساتی مانند ضیافات نوزده روزه، شرکت در جلسات مرتب دعا و مشورت و بررسی و تأمّل منعکس می گردد. این رفتار یک طرفه نبوده بلکه متقابلاً به همین نحو مؤسّسات بهائی هم موظّفند که در صورت لزوم با اعضاء جامعه مشورت نمایند.

روزنامه و رسانه- آئینۀ جهان (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۹ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

روزنامه، مجلّات و اخیراً نسخه های دیجیتالی آن ذرّه بینی هستند که با استفاده از آن بشر قادر است از آنچه که در جهان اتّفاق می افتد آگاه گردد. در ایّام اخیر نقش جرائد بطور عمومی مورد بحث و دقّت جوامع مختلفۀ جهانی قرار گرفته. در قرن نوزدهم حضرت بهاءُالله دربارۀ جرائد و نقش آن بیانات زیر را فرمودند:

«امروز اَسرارِ اَرض اَمامِ اَبصار [دربرابر دیدگان] موجود و مشهود و اوراقِ اخبارْ [روزنامه ها] طَیّارْ [منتشر و پخش]، روزنامه فِی الحَقیقه مِرآت [آئینۀ] جهان است، اعمال و افعالِ احزاب مختلفه را می نُماید [نشان و ارائه می دهد]، هم می نُماید و هم می شنواند، مرآتی است که صاحبِ سَمع و بَصَر و لِسانست، ظهوریست عجیب و امریست بزرگ. ولکن نگارنده را سزاوار آن که از غرضِ نَفْسْ و هَویٰ مقدّس باشد و به طِرازِ [زینتِ] عدل و انصاف مُزیّن و در امورْ به قدرِ مَقدور تفحُّص نماید تا بر حقیقت آن آگاه شود و بنگارد‌‌.» ۳

به کار گرفتن لغتِ مِرآت بسیار تشبیه مناسبی است که بسیاری منابع جرائد دیجیتالی امروزه را هم در بر می گیرد که تقریبا در تمام سراسر جهان مردم بدان دسترسی دارند. به هر تقدیر به نظر می رسد هدف و تمرکز حضرت بهاءُالله از این اشاره و تشبیه به انتشار اخبار است که وظیفۀ اصلی جرائد می باشد. این بیان مبارک از عدمِ صحّتِ خبری منتشره در یکی از جرائد آن زمان در مورد حضرتشان است که باعث درد و اَلَمِ حضرت بهاءُالله گردید.

همان طوری که قبلاً ذکر شد تشبیه آئینه بسیار مثال مناسبی است زیرا آئینه نا صاف و بی صیقل تصویری کامل و درست از هیچ شئی را منعکس نمی کند و قادر است جهت حرکت جهان را به سمتی ناصواب هدایت کند. تحریفِ کلام در جرائد می تواند در سطوح مختلف انجام گیرد. چنین تحریفی شامل انتخاب خبر بوده و تا غرائض و علائق شخصی روزنامه نگار و نحوۀ عرضۀ آن کشیده می شود. روزنامه ها قادرند عامل گسترش تنفّر شده و شاید با تمرکز منحصر بر مسائلی از امور و حوادث جامعه عامل اختلاف و تفرقه گردند.

آنچه که حضرت بهاءُالله روزنامه نگاران را به آن هدایت می فرمایند بیان حقیقت و انصاف در تحقیق مطالبی است که مایلند منتشر نمایند. مسلماً این امور از اصول اساسی روزنامه نگاری است که باید روزنامه نگار بدان عامل باشد.

از مَنظرِ ایران، حضرت بهاءُالله، که در آنجا متولّد شدند، حقیقتاً می توانند از عزیزترین هدیه هایی باشند که این کشور می توانسته به جهان و جهانیان بدهد. با این حال، در نهایت تأسّف در همان کشور مقدّسْ بهائیان گرفتار زندان و دیانت بهائی دائماً مورد حملات منظّم و مرتّب ناجوانمردانۀ جرائد است. نوشتۀ زیر قسمتی از گزارشی است در مورد ستم و آزار وارده بر بهائیان در ایران.