سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

مؤسّسات دینی در دوران بلوغ بشریّت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۰ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در ادامۀ تسلسلِ ادیانِ اِلهی، حضرت بهاءُالله دیانتی بدیع تأسیس فرمودند. حال با استقرار دین بهائی در سطح کرۀ زمین باید دید مؤسّسات دینی این دیانت به چه شکلی عمل می نماید؟ با اصلاحات گسترده ای که حضرت بهاءالله با تأسیس دیانت بهائی در تمام جوانب حیات بشر ایجاد فرمودند مؤسّسات دینی آن را هم به نوع نوینی تأسیس نمودند. هدف این نوشتار دادن توضیحی در نحوۀ استقرار و عملکرد این مؤسّسات است. علاوه بر آن در آیندۀ این سری مقالات دربارۀ تحوّلاتی که دیانت حضرت بهاءُالله در حیات نوع بشر و چگونگی نقش افراد در این تحوّلات ایجاد کرده، گفتگو خواهد نمود. هم چنین این تحوّلات در دوران بلوغ بشر نیز که نقش عمدۀ این مؤسّسات، جامعه و افراد و روابط آنها را تشریح می نماید، ادامه خواهد داشت.

حضرت بهاءُالله مؤسّسات دیانت بهائی را شبیه به آنچه که در ادیان گذشته مرسوم بوده تأسیس نفرمودند. در حقیقت این مؤسّسات تشکیلاتی بدیع می باشند که ایجاد آنها منحصراً و صریحاً توسط نَفْسِ حضرت بهاءُالله در کتب و آثارشان نازل شده است؛ تشکیلاتی که قادر خواهد بود جامعۀ بهائی را بعد از صعود و وفات حضرتشان هدایت نماید.

حضرت بهاءُالله رهبری دینی انفرادی را در دیانت بهائی مُلغیٰ نمودند. هیچ فردی و یا طبقه ای در میان نفوس وظیفۀ اجرای مراسم مذهبی را نداشته و هم چنین هیچ رُهبانیّتی نیز نقشی در دیانت بهائی ندارد. گروه خاصّی هم به عنوان «راهنمای روحانی» موجود نیست. دیانت بهائی مؤسّسه ای نیز مانند دیگر ادیان که گروهی از روحانیون بتوانند احکام مذهبی را توجیه و مُجری دارند، ندارد. جامعۀ بهائی جامعه ای است که در تمام طبقات و سطوح متشکل از نفوسی معمولی و عادی می باشد.

مرکز مؤسّسات بهائی که حضرت بهاءُالله بوجود آوردند مؤسّسۀ حاکمۀ بین المللی تحت عنوان بیتُ العَدلِ اَعظم است. بیتُ العَدلِ اَعظمِ اِلهی هر پنج سال یک بار با دادن رأی مخفی انتخاب می شود. این انتخاب بوسیلۀ نمایندگان مُنتَخَب در سطح ملّی از تمام جوامعِ ملّی بهائی جهان است. این نمایندگان بنوبۀ خود بوسیلۀ مُنتَخَبینِ جامعۀ بهائی در کشور خویش انتخاب شده اند. در سال ۲۰۱۳ در دورۀ اخیری که بیتُ العَدلِ اَعظم انتخاب گردیدند بیش از هزار نماینده که از ۱۵۷ کشور جهان نمایندگی داشتند شرکت کرده بودند.

در جامعۀ محلّی و ملّی، محافلِ روحانی محلّی و ملّی که در آینده بترتیب بُیوتِ عدلِ محلّی، و ملّی یا خصوصی نامیده خواهند شد، به همان روش مُنتَخَبینِ جامعۀ خویش هستند که در سطح ملّی و یا محلّی مسؤولیّت ادارۀ جامعه را به عهده دارند.

آشکارا وحدت نوع بشر نقطۀ عطف و تمرکز دیانت بهائی است و بر اساس همین اصلْ مؤسّسات مستقرّۀ بهائی منحصراً هدفشان رفاهِ جامعۀ بهائی نیست، بلکه مؤسّساتی است برای تمامی جامعه اَعَمّ از بهائی و غیربهائی.

«قَدْ کَتَبَ اللهُ عَلیٰ کُلِّ مَدینَةٍ اَنْ یَجعَلوا فیها بَیتَ العَدلِ وَ یَجتَمِعَ فیهِ النُّفوسُ عَلیٰ عَدَدِ البَهاءِ وَ اِنِ ازْدادَ لابأسَ وَ یَنبَغیٖ لَهُم اَنْ یَکونوا اُمَنآءَ الرَّحمنِ بَینَ الاِمکانِ وَ وُکلاءَ اللهِ لِمَنْ عَلَی الاَرضِ کُلِّها.» ۳ [مضمون به فارسی: به تحقیق که خداوند بر هر شهری نوشت که در آن بیتُ العَدلی قرار دهند و در آن نفوس به عددِ بَهاء [بَهاء به حساب ابجد 9 می شود؛ یعنی به تعداد نُه نفر] مجتمع گردند و اگر تعداد زیادتر از نُه هم باشد اشکالی ندارد. بر این اعضاء بیتُ العَدل شایسته است که اُمنایِ خداوندِ رحمن بینِ عالمِ امکان و وکلای خدا برای همۀ اهل کرۀ زمین باشند.]

لوئی گریگوری- در خدمت وحدت بشر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۸ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

بردگی داستانی نبود که از کتاب های گرد و خاک گرفته لوئی گریگوری خوانده شود. مجموعه خاطراتی بسیار نزدیک به خانواده وی بود. لوئی گریگوری در سال ۱۸۷۴ متولّد شد و پدر و مادرش هر دو در هنگام جنگ داخلی از یوغ بردگی در آمده و آزاد شدند. مادرِ مادر وی از آفریقا بوسیلۀ شرکت برده فروشی آتلانتیک به آمریکا آورده شد و پدر بزرگ وی صاحب سفید پوست جدّ وی بود.

در سن چهار سالگی لوئی پدرش را از دست داد و در سن هفت سالگی شاهد کشته شدن پدر بزرگ آمریکائی آفریقائی تبار خود که آهنگر بسیار موفّقی بود بوسیلۀ گروه نژاد پرستان کوکلوکس کلان (Ku Klux Klan) گردید. در سن ۱۷ سالگی مادرش را هم در هنگام تولّد فرزندی دیگر از دست داد.

گرچه اوائل زندگی او بسیار سخت بود ولی زندگی لوئی گریگوری با کمک پدر خوانده اش تغییر کرد. وی در دانشگاه هاوارد (University Howard) در رشتۀ حقوق قضائی ادامه تحصیل داده و فارغ التحصیل گردید. در سال ۱۹۰۷ در ادارۀ خزانه داری آمریکا به کار مشغول بود.

در همان سال در جلسۀ سخنرانی که لوا گتسینگر (Lua Getsinger) صحبت می کرد شرکت نموده و در عرض دو سال آینده با تحقیق و شرکت در جلسات بهائی در سال ۱۹۰۹ به دین بهائی ایمان آورد و نامه ای حضور حضرت عبدُالبهاء نوشت که در جواب به وی فرموده بودند که در خدمت به اَمرُالله [دین بهائی] و اتّحاد نژادها قوای خویش را متمرکز نماید- هر دو خدمتی که ایشان به نحو اَحسن انجام دادند.

«امیدوارم شما مُبَشِّرِ مَلکوت گردید، باعث گردید که سیاه پوستان و سفید پوستان به یکدیگر نزدیک شده و از اختلافات نژادی چشم بپوشند و به حقیقتِ انسان ناظر باشند و آن حقیقتی عمومی است که وحدتِ عالمِ انسانی است...» ۳

حضرت عبدُالبهاء از تعلیم بسیار زیبائی صحبت فرمودند که یقیناً باید برای آینده در نظر گرفته و عملی گردد. فِی الواقع حضرت عبدُالبهاء چنان در این امر مصمّم بودند که از لوئی گریگوری و لوئیزا ماتیو (Louisa Matthews) یک خانم سفیدپوست انگلیسی خواستند با یکدیگر ازدواج نمایند که هر دو به این امر مبادرت کردند. در آن ایّام مجالست نژاد سیاه و نژاد سفید در ۲۱ ایالت آمریکا امری غیرقانونی بود.

هنگامی که قبل از ازدواج لوئی گریگوری در اَرضِ اَقدس [عکّا و حیفا] به حضور حضرت عبدُالبهاء مشرّف شد مجدداً این نکته مورد تأکید حضرت عبدُالبهاء قرار گرفت.

«در مورد این سؤال که با وجود اشکالات در شرکت در کنفرانس های اتّحاد نژاد آیا یاران سیاه پوست [بهائیان سیاه پوست] می توانند جلسه ای مجزا تشکیل دهند؟ حضرت عبدُالبهاء فرمودند: «یاران سیاه پوست باید در همان جلسات اتّحاد نژاد شرکت نمایند. تمایزی نیست. همگان مساویند. اگر شما قادر باشید نفوذی در ازدواج نژاد های مختلف داشت باشید بسیار ارزشمند است. چنین ازدواج هائی حاصلش به دنیا آوردن فرزندانی با بنیۀ قوی و زیبا خواهد بود. اگر مایلید می توان لوحی در مورد از بین بردن اختلافات نژادی ارسال نمود.» این اوّلین باری نبود که حضرت عبدُالبهاء در این موضوع با چنین تأکیدی بیانات فرموده بودند. از ایشان تشکر کردم.» ۴