سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

حیاتی حقیقی: قضیۀ توماس بریکول (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۳۱ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

دیانت حضرت بودا بیانی بسیار زیبا در مورد «حیات خوب» دارد. حیات خوب با نماد چرخی هشت پر نشان داده شده که هر کدام از شاخه های هشت پر نمادی از طریق درست زندگی کردن می باشد؛ صفاتی مانند «هنر درست سخن گفتن»، «کار نیک کردن» و «آگاه بودن».
یکی از پره ها هم نمادی از «حیات حقیقی» می باشد که در ارتباط به همین نکته می توان در مورد حیات توماس بریکول (Thomas Breakwell) مطالبی یادداشت نمود زیرا که دقیقاً به نحوۀ حیات وی مربوط است.

توماس بریکول، جوان سی ساله ای بود که در سال ۱۹۰۱ به دین بهائی اقبال نمود، یکی از اوّلین نفوس غربی که به اَمرِ مبارک مؤمن گردید. توماس در سال ۱۸۷۲ متولّد شد و پدرش آهنگر بود. وی عضو فرقۀ مِتُدیست (Methodist) بود که بعداً با خانوادۀ خویش به آمریکا مهاجرت نموده بود.

در تابستان سال ۱۹۰۱ هنگامی که در پاریس در سفر بود یکی از دوستان وی می دانست که علاقه به امور روحانی دارد لذا وی را به می ماکسول (May Maxwell) معرّفی نمود. ایشان یکی از مبلّغین جوان دیانت بهائی بودند که برای استقرارِ اَمرِ بهائی در شهر پاریس زندگی می نمودند. می ماکسول در میان اوّلین گروه بهائیان غربی بود که در سال ۱۸۹۸ـ ۱۹۹۹ در اَرضِ اَقدَس [عکّا و حیفا] به حضور حضرت عبدُالبهاء مشرّف گردید. می مکسول خواننده ای بود با صدائی مانند فرشتگان که توانست در میان اوّلین گروه زائرین غربی به روضۀ مبارکۀ [آرامگاه] حضرت بهاءُالله مشرّف شود.
http://www.noghtenazar.org/node/1626 توماس بریکول در اوّلین ملاقاتش با می مکسول گرچه صحبتی در مورد دیانت بهائی انجام نداد ولی روز بعد تجربیات تازۀ خویش را در مورد این اَمرِ مذهبی و روحانی با وی در میان گذاشت.

«هنگامی که روز گذشته در این گفتگو بودم، احساس قدرت و نفوذی را که قبلاً هم بعد از سه ماه دعا و مناجات به درگاهِ اِلهی احساس کرده بودم داشتم. در طول این دوران احساسی را که در محیطی روحانی و نورانی و زیبا در حرکت بودم داشتم. قلبم در آتشِ مَحَبَّتِ محبوبِ حقیقیِ اِلهی سوزان بود. با تمامی انسان ها در صلح و آرامش بودم. دیروز زمانی که جلسۀ شما را ترک کردم در خیابان شانزه لیزه به قدم زدن پرداختم که هوای آن محیط بسیار سنگین و گرم بود و حتّی برگ درختی در حرکت نبود ولی وزش بادی به صورتم نواخته شد که در همان حال صدای شیرینِ غیرِ قابل توصیفی طنین انداخت که «حضرت مسیح رجعت فرموده، حضرت مسیح رجعت فرموده.»

توماس از می مکسول پرسید که آیا وی از عقل کامل برخوردار می باشد؟ می مکسول در مورد حیات حضرت باب و حضرت بهاءُالله با وی سخن گفت. در عرض سه روز توماس بریکول به دین بهائی ایمان آورد و اوّلین فرد انگلیسی بود که بهائی گردید.

در مورد اظهار ایمان خویش به حضور حضرت عبدُالبهاء چنین نوشت:

حقوق کارگران (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۹ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که در یکی از مقالات گذشته مشاهده شد http://www.noghtenazar.org/node/1531 یکی از تعالیم حضرت بهاءُالله تعدیلِ مَعیشت می باشد. آنچه که در این مسأله حضرت بهاءُالله در نظر داشتند در مورد رؤسا و پادشاهان حاکم بر جوامع بود که برای خویش قصرهای عالی می سازند در حالی که مردم در فقر و فاقه زندگی می کنند http://www.noghtenazar.org/node/1655 و این درحالی است که حضرتشان بِنَفسِه برده ای را که به توارث به ایشان رسیده بود آزاد نمودند
http://www.noghtenazar.org/node/1527 و این رفتار مبارک مسلماً تأئیدی اساسی به مقام و کرامت انسانی است.

همچنین حضرت بهاءُالله امر فرمودند که زحمتکشان و کارگران هم باید حقوقِ حقّۀ خود را دریافت نمایند.

«اَهلِ بَهاء [بهائیان] باید اَجرِ اَحَدی را اِنکار ننمایند و اربابِ هُنر را محترم دارند و بمثابه حزبِ قبلْ لِسان را به بدگوئی نیالایند.» ۳

حضرت عبدُالبهاء هم تبییناتی دربارۀ روابط بین کارگران و کارفرمایان بدین نحو دارند:

«... اصحابِ فَبریک [کارخانه داران] صاحب کارخانه ها هر روز کنزی [گنجی] به دست آرند ولی بیچارگان عَمَله به قدرِ کفایتِ مَعیشتِ یومیّه اُجرت نگیرند. این نهایت اِعتساف [ستم] است البتّه انسان مُنصف قبول ننماید. پس یا باید نظامات و قوانینی گذاشت که گروه عَمَله اُجرتِ یومیّه از صاحبِ فَبریک بگیرند و شرکتی در رُبع و یا خُمسِ منافع به اقتضایِ وُسعِ فَبریک [کارخانه] داشته باشند و یا در منافع و فوائدْ گروه عمله با صاحب فبریک بنوع معتدلی مشترک گردند یعنی رَأسُ المال [سرمایه] و اداره از صاحب فبریک و شغل و عمل از گروه فَعله [کارگر]، و یا آن که عَمَله به قدرِ مَعیشتِ معتدله اُجرتِ یومیّه گیرند و چون سَقَط [از کار افتاده] یا عاجز یا ناتوان گردند به قدرِ کفایتْ حقِّ استفاده از وارداتِ فَبریقه [کارخانه] داشته باشند و یا اُجرت به اندازه ای باشد که عَمَله به صَرفِ مقداری از اجرت قناعت نمایند و اندکی از برای روز عجز و ناتوانی اندوخته کنند.» ۴

به جهت این که هر حکومتی باید مسؤولیّت خویش را در اجرای عدالت در میان گروه های مختلف جامعه معمول دارد حضرت عبدُالبهاء آنچه را که حضرت بهاءُالله در مورد وظائف دولت دربارۀ عدالت بیان فرمودند با ندای بلندتری به گوش همگان رساندند. در بیانی دیگر حضرت عبدُالبهاء می فرمایند این مطالب اموری خصوصی نیست و دولت ها باید مداخله نمایند.