سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

تزار الکساندر دوّم: حیاتی مدفون در قبر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۹ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

قسمت عمدۀ لوح مبارک حضرت بهاءُالله خطاب به الکساندر دوّم تزار روسیه در مورد اظهارِ اَمرِ مبارک است و به وی اَمر می کنند جوابیه ارسال نماید ولی یکی از نکات مهمّۀ نازله در این لوح مبارک لازمه اش بحث بیش تری است.

هنگام نزول این لوح مبارک به ظاهر حضرت بهاءُالله زندانی خطرناک امپراطوری عثمانی بودند (در واقع ایشان در قِشلۀ عسکریۀ [سربازخانۀ] عَکّا که زندانی در داخل زندان دیگر است مسجون بودند) و علیرغم آزار و ستم وارده، خطاب به تزار الکساندر دوّم چنین فرمودند:

«وَلکِنِ الرُّوحَ فیٖ بِشارَةٍ لا یُعادِلُها فَرَحُ العالَمینَ.» ۳ [مضمون به فارسی: ولکن روح در بشارتی است که شادی عالمیان با آن برابری نمی کند.]

مجدداً ادامه می دهند:

«یا مَلَأَ الغُرورِ أتَرونَ اَنفُسَکُمْ فِی القُصُورِ وَ سُلطانُ الظّهورِ فیٖ اَخْرَبِ البُیُوتِ لا لَعَمْریٖ اَنْتُمْ فِی القُبُورِ لَوْ تَکُونُنَّ مِنَ الشّاعِرینَ.» ۴ [مضمون به فارسی: ای گروه مغرور آیا خود را در قصرها می بینید درحالی که سلطانِ ظهور [حضرت بهاءُالله به عنوان مربّیِ آسمانی] در خراب ترین خانه ها [در زندان عَکّا] ساکن است؟ نه قسم به جانم، شما در قبرها هستید اگر از درک کنندگان باشید.]

در ادامۀ مطلب حضرتشان نظر خویش را معطوف به حیات روحانی و موت روحانی می فرمایند و به مستمعین خویش می فرمایند: «قوُموا عَنْ قُبُورِ الهَویٰ.» ۵ [مضمون به فارسی: از قبرهایِ هوایِ نَفْسْ برخیزید.]

لوح حضرتِ بهاءُالله خطاب به ملکه ویکتوریا: اصلاحِ عالَم (۱)
نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۹ اگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

از تمامی پادشاهان و رؤسای اَرض که مورد خطاب حضرت بهاءُالله قرار گرفتند تنها نفسی که گزارش شده از روی درایت به ندای ایشان پاسخ داد ملکه ویکتوریا است که گفته بود

«چنانچه ندا و دعوت از جانب خدا است البتّه پیشرفت خواهد کرد در غیر این صورت به هیچ وجه ضرری وارد نخواهد آورد.» ۳

لوحِ مبارک خطاب به وی در حوالی سال ۱۸۶۸ بعد از ورود به عَکّا نازل گردیده که بخشی از «سورۀ هیکل» http://www.noghtenazar.org/node/1688 را تشکیل می دهد.

در لوح خطاب به ملکه ویکتوریا ما شاهد یکی دیگر از ابعاد احکام و رسالت نفس مبارک حضرت بهاءُالله می باشیم و مانند الواح دیگر خطاب به دیگر پادشاهان صریحاً هدف از اَمرِ اَقدَسِ خویش را بیان می فرمایند که:

«قَدْ اَتیٰ جَمالُ القِدَمِ وَ الاِسْمِ الاَعْظَمِ لِحَیٰوةِ العالَمِ وَ اتِّحادِهِمْ.» ۴ [مضمون به فارسی: جَمالِ قِدَم و اِسمِ اَعظَم [هر دو از القاب حضرت بهاءُالله] برای زندگیِ عالمیان و اتّحادِ ایشان آمده است.]

در مقایسه با لوح مبارک دوّم خطاب به ناپلئون سوّم که بسیاری از رفتارهای شخصی و اجتماعی را به وی یادآوری می فرمایند، در خطاب به ملکه ویکتوریا حضرت بهاءُالله در موارد مربوط به امور جامعۀ بشری بیاناتی غَرّا نازل فرمودند. حضرت بهاءُالله ممنوعیّتِ برده داری را که ملکه ویکتوریا آن را مورد اجرا گذاشته بود تحسین می نمایند.

«قَدْ بَلَغَنا اَنَّکِ مَنَعْتِ بَیعَ الغِلمانِ وَ الاِماءِ. هذا ما حَکَمَ بِهِ اللهُ فی هذَا الظُّهورِ البَدیعِ. قَدْ کَتَبَ اللهُ لَکِ جَزاءَ ذلِکَ اِنَّهُ مُوَفِّیٖ اُجُورَ المُحسِنینَ.»( ۵) [مضمون به فارسی: به ما خبر رسیده است که تو خرید و فروش غلامان و کنیزان را منع کرده ای. این آن چیزی است که خداوند در این ظهور بدیع [دین بهائی] به آن حکم فرمود. خداوند برای تو جزای آن را نوشته است. بدرستی که او دهندۀ پاداش های نیکوکاران است.]

این قسمت از بیان مبارک بسیار قابل توجّه است زیرا چند سال بعد هم در کتاب احکام (کتاب مستطاب اَقدس) نازل گردیده و حضرت بهاءُالله حکم برده داری را لغو و مذموم شمردند.

یک بررسی سطحی از تاریخ امپراطوری دولت انگلیس شاهد مردود شمردن تدریجی برده داری است. در سال ۱۸۰۷ بریتانیا صریحاً تجارت برده را ممنوع کرد. در سال ۱۸۳۳ برده داری بکلّی لغو گردید، گرچه مناطقی (مانند هندوستان که از عناصر عمدۀ امپراطوری بود) و تحت کنترل شرکت «هند شرقی» بود، کشورهای سیلان و سنت هلن شامل این قانون نگردید و تا سال ۱۸۴۳ طول کشید که قانون لغو برداری در هندوستان (که هنوز تحت کنترل شرکت هند شرق بود) مورد تصویب قرار گیرد و رسماً لغو شود. در سال ۱۸۶۱ طبق قانون جنائی هندوستان خرید و فروش برده غیر قانونی گردید و جرم محسوب می شد. علاوه بر این اقدامات در طول قرن نوزدهم بریتانیا با به کار گرفتن قوای نیروی دریائی خود از خرید و فروش برده در آفریقا ممانعت می نمود.

بعد از مطلب برده داری، حضرت بهاءُالله به نحوۀ دموکراسی جاری در دولت بریتانیا می پردازند.

«وَ سَمِعْنا اَنَّکِ اَوْدَعْتِ زِمامَ المُشاوَرَةِ بِاَیادِی الجُمهُورِ نِعْمَ ما عَمِلْتِ لِاَنَّ بِها تَسْتَحْکِمُ اُصُولُ اَبْنِیَةِ الاُمورِ وَ تَطمَئِنُّ قُلوُبُ مَنْ فیٖ ظِلِّکِ مِنْ کُلِّ وَضیعٍ وَ شَریفٍ.» ۶ [مضمون به فارسی: و شنیدیم که تو زمامِ مشورت را به دست مردم واگذاشتی چه خوب است آنچه عمل نمودی چه که به مشورت اصول و پایه های بناهایِ اُمور مستحکم می شود و قلوب آنانی که در ظلِّ تو هستند از هر وضیع و شریفی مطمئن می گردد.]

حکومت مردم بر مردم یا دموکراسی از همین دوره تدریجاً گسترش یافت و در دوران ملکه ویکتوریا به مناطق دیگر هم کشیده شد و تا قرن بیستم طول کشید که در انگلستان تمامی مردان و زنان از حقّ رأی بطور یکسان بهره مند گردیدند. ولی پیش از قرن نوزدهم انگلستان دارای تاریخی طولانی در برقراری مجلس شور منتخب از نمایندگان ملّت برخوردار بود. ملکه ویکتوریا برعکس همکاران قبلی خویش به هیچ وجه هیچ یک از دولت های خویش را از قدرت بر کنار ننمود. در مقام مقایسۀ دو دولت ایران و عثمانی (که حضرت بهاءُالله و پیروانشان در کشورشان مورد آزار و صدمات فراوان قرار گرفتند) در هنگام نزول این لوح مبارک حکومتی خود کامه و مستبد داشتند.