سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

تبعید از طریق کوه های پُربرف (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۶ ژوئیه ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءُالله از یکی از خانواده های متمّول نُجبا بودند و عائلۀ ایشان املاک و تموّل بسیاری در منطقۀ نور در شمال ایران داشتند. آنچه که حیات حضرتشان را در سیاه چال طهران http://www.noghtenazar.org/node/1710 تغییر داد می توان در یکی از آثار ایشان که در زیر آمده شاهد بود.

«یا اِلهیٖ وَ سَیِّدیٖ وَ رَجائیٖ... خلق فرمودی این ذرّۀ دکّا [غبار] را به قدرت کاملۀ خود و پروریدی به اَیادیِ باسطۀ خود و بعد مقررّ داشتی بر او بلایا و مِحَن را به حیثیّتی که وصف آن به بیان نیاید و در صفحات الواح نگنجد.» «گردنی را که در میانِ پَرند و پَرنیان تربیت فرمودی آخر در غُل هایِ محکم بستی و بدنی را که به لباس حریر و دیبا راحت بخشیدی عاقبت بر ذلّتِ حبس مقرّر داشتی... تا آن که عاقبت حکمِ قضا نازل شد و امرِ اِمضاء به خروج این بنده از ایران در رسید با جمعی از عِبادِ ضعیف و اطفالِ صغیر در این هنگام که از شدّتِ برودت امکانِ تکلّم ندارد و از کثرتِ یخ و برف قدرت بر حرکت نیست.» ۳

با باقی ماندن آثارِ زخمِ زنجیر بر گردنِ حضرت بهاءُالله بعد از چهار ماه حضرتشان از زندان آزاد گردیدند. بعد از چند روز در میان خانوادۀ مبارک به استراحت پرداختند، گرچه هنوز نقاهت و کسالت از دوران طولانی محبوسیّت در وجودشان بود، فرمان سلطان ایران با یک ماه فرصت مبنی بر تبعید به ایشان تسلیم شد. خانۀ ایشان در شهر طهران مورد حمله و غارت قرار گرفته بود و خانوادۀ مبارکه در قسمتی دیگر از شهر زندگی می کردند. بیت خانوادگی ایشان نیز در تاکر واقع در نور مورد غارت و حمله قرار گرفته و نهایتاً تخریب شد.

در تاریخ ۱۲ ژانویۀ سال ۱۸۵۳ در میان زمستانی بی سابقه حضرت بهاءُالله به همراه اعضاء عائلۀ خویش سفر تبعیدِ خویش را با عدم امکانات لازمه شروع نمودند. در ملازمت ایشان محافظین دولتی و نمایندۀ دولت روسیه هم در حرکت بودند. گرچه نمایندۀ دولت روس اظهار حمایت مبنی بر انتخاب روسیه به عنوان محلِّ تبعید نموده بود ولی چنین تقاضائی را قبول نفرمودند و بغداد را که در آن ایّام تحت حکومت عثمانی بود انتخاب فرمودند. مسیر مبارک از طریق کوه های پُر برفِ زاگرس در غرب ایران بود. حرکت در آن شرایط سخت تا رسیدن به محلِّ موعود سه ماه طول کشید که تقریباً می بایست بیش از چند هفته به طول نمی انجامید.

فکر قوی ترِ صلح (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۵ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«هر وقت فکرِ جنگ خطور کند با فکرِ قوی تر صلح آن را مقاومت نمایید.» ۳

این بیانِ حضرت عبدُالبهاء یکی از قوی ترین بیانات ایشان می باشد که در ذهن و خاطر باقی می ماند و آن را در خطابه ای که در سال ۱۹۱۱ ایراد شده اظهار فرمودند.

«از شما می خواهم هر یک افکار خود را متوجّهِ مَحَبَّت و اِتّحاد کند. هر وقت فکرِ جنگ خطور کند با فکرِ قوی ترِ صلح آن را مقاومت نمایید. خیال و فکرِ عداوت را باید با فکری قوی تر که مَحَبَّت است محو کرد. فکر جنگ عامل خرابیِ یگانگی و رفاه، رضایت و خرسندی است. فکرِ مَحَبَّت سازندۀ اُخوّت، صلح، مَودّت و سُرور است.» ۴

حضرت عبدُالبهاء اکثراً با به کار گرفتن کلمات ساده که مطالب عمیقی را در بطن دارند بیانات می فرمودند. عمق و بصیرتی که علی رغم حیاتی مَملو از زندان و تبعید داشتند نشانه ای غیر از عشقِ عمیقِ خالص چیز دیگری در آن دیده نمی شد.

هر از چندی نفوسی فوق العاده در جامعۀ بشری ظاهر می شوند که علی رغم تحمّل صدمات زندگی قادر شدند حقیقتاً صفات و کمالات انسانی را در حیات خویش به مَنصّۀ ظهور برسانند. این نفوس معدوده توانستند طریق حیات حقیقی را به همنوعان خویش نشان داده تا آنان هم بتوانند توانائی انجامش را در خود یافته و راهشان را تعقیب نمایند. حضرت عبدُالبهاء پیامبر نبودند و در حیات خویش سعی نمودند که این نکته را ما دقیقاً درک نمائیم و شاید به همین دلیل است که می توان احساس تقرّبِ خاصّی به ایشان نمود زیرا حضرت عبدُالبهاء مایل بودند ما در پیِ اَقدامِ ایشان طیّ نمائیم هر چند آن چنان ساده نیست که در آن طریق قدم گذاشت.

احساس خشم و تصوّر نزاع براحتی بر ما غالب می شود و باید از اعماق موجودیّتِ انسانی تحت کنترل قرار گیرد تا این که مَحَبَّت بتواند جایگزینش گردد. تغییر و بهبودی این جهان آن چیزی نیست که بتوان در خارج از خویش یافت زیرا خواستی است در درون قلوب و فِی الواقع تنها چیزی را که ما قادریم تغییر دهیم وجود خویش است. دنیای مادّی تنها شَبَحی است از عالمِ حقیقی که در قلوب انسان ها جای گرفته.