سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

شجاعت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۳ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حیات کوتاه مُنا محمود نژاد مزیّن به تاج شجاعت است. امّا این شجاعتی نیست که اکثر مردم در نظر دارند. همچنین شاهد بودیم که جورج تاونزند چه نوع شجاعتی در اقبال به دین حضرت بهاءُالله از خود نشان داده با این که می دانست از مَمَرِّ اِمرار معاش یومیّه محروم خواهد شد. هم چنین لیدیا زامنهوف هم شجاعانه می دانست از بین خواهد رفت ولی حاضر به ترک دوستان و اعضاء خانوادۀ خویش نشد. حیات مبارک حضرت بهاءُالله با تحمّل صدمات و رنج فراوان برای دهه های متوالی شجاعتی بی نظیر را نشان می دهد.

«آنی خود را سَتر نکرده [پنهان نکرده] و حفظ ننموده» ۳

اگر آنچه ذکر شد نشان دهندۀ حیاتی فوق العاده می باشد ولی در زندگی عادی بهائیان هم از لحظاتی مَملو از ابراز شجاعت به انواع مختلف می توان نامبرد.

حتّی در نقاطی که دیانت بهائی مورد صدمه و آزار نیست نفسِ همرنگ جماعت نبودن قیمتی دارد که باید پرداخت شود. طیبعتاً هر نفسی بنا به اهمیّتی که به امور زندگی می دهد به انجام آن قیام می نماید و مسلماً بهای چنین تصمیمی کسب نتایج شیرین بی نظیر حاصله با سرور و شعف می باشد.

حضرت بهاءُالله در آثار خویش در مورد شجاعت بیاناتی نازل فرمودند ولی این اشاره به آن شجاعتی نیست که منجر به خشونت و نمایش قدرت هر فردی نسبت به انسانی دیگر باشد. فِی الواقع حضرت بهاءُالله هر نوع خشنونتی را محکوم می فرمایند ولی در مورد شجاعت می فرمایند:

«رَأسُ القُدرَةِ وَ الشَّجاعَةِ هِیَ اِعلاءُ کَلِمَةِ اللهِ وَ الاِستِقامَةُ عَلیٰ حُبِّه» ۴ [مضمون به فارسی: رأسِ قدرت و شجاعت بالا بردن کلمۀ خدا و استقامت بر حُبِّ اوست.]

حضرت بهاءُالله شجاعت را در ارتباط مستقیم با حیاتِ روزمرّۀ بهائی می دانند.

کتابُ عَهدی- لوحِ وصیّتِ حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءُالله وصیّت نامه ای مکتوب از خویش بجا گذاشتند که بِنَفسِه در تاریخ ثبت شده و مکتوبِ ادیان امری منحصر بفرد محسوب است. از هر جنبه ای که بدان نظر انداخته شود وصیّت نامۀ حضرت بهاءُالله سندی تاریخی است. این سند تاریخی اساس و بنیانِ دیانتِ بهائی است و در عین حال لوحی است که به شرایط جامعۀ بشری توجّه مخصوص نموده. حضرت بهاءُالله مخاطبین این لوحِ مبارک را به آگاهی وجدان، به قُوایِ لانِهایۀ نهفته که قابل وصول است و در خلقت بشر به ودیعه گذاشته شده دعوت می فرمایند. در عین حال نوع بشر را از خطراتِ بی خردی اِنذار می فرمایند و ساز و کاری برای محفوظ بودن در برابر آنها تأسیس می نمایند.

این وصیّت نامۀ مبارک که به عنوان "کتابُ عَهدی" [کتاب عهدِ من] مشهور است و نازله از قلم حضرتشان می باشد نُه روز بعد از صعودِ [وفاتِ] حضرتشان در جلسه ای با حضور نُه نفر از بهائیان به عنوانِ شُهود مفتوح و قِرائت گردید. چندی بعد در همان روز با حضور گروهی از یاران که در جِوارِ مقامِ مبارک گِرد آمده بودند مجدداً محتویات آن قرائت گردید.
اصول اصلیه ای که در کتابُ عَهدی مرقوم گردیده قبلاً هم در کتاب مستطابِ اَقدَس در سال ۱۸۷۳ میلادی نازل گردیده بود.

«اِذا غیٖضَ بَحرُ الوِصالِ وَ قُضِیَ کِتابُ المَبدَءِ فِی المَآلِ تَوَجَّهُوا اِلیٰ مَنْ اَرادَهُ اللهُ الَّذِی انْشَعَبَ مِنْ هذَا الاَصلِ القَدیمِ.» ۳ [مضمون و توضیح به فارسی: زمانی که دریای وصال فرونشست و کتابِ مَبدء در آخِر خاتمه یافت [در ترجمۀ انگلیسیِ آن: کتابِ ظهورِ من به پایان رسید./ هر دو کنایه از صعود و وفات حضرتشان است.] توجّه کنید به کسی که خداوند او را اراده فرموده است [از القاب حضرت عبدُالبهاء جانشین منصوص حضرت بهاءالله] کسی که از این اصلِ قدیم [اصل قدیم از القاب حضرت بهاءُالله است] مُنشعب شده است./ طبق نصِّ "کتابُ عهدی" که بعد از کتاب مستطاب اقدس نازل شده، کلِّ این بیان دربارۀ جانشینی منصوص حضرت عبدُالبهاء است.]

«یا اَهلَ الاِنشاءِ اِذا طارَتِ الوَرقاءُ عَنْ اَیْکِ الثَّناءِ وَ قَصَدَتِ المَقصَدَ الاَقصَی الاَخْفَی ارْجِعُوا ما لاعَرَفْتُمُوهُ مِنَ الکِتابِ اِلَی الفَرعِ المُنشَعِبِ مِنْ هذَا الاَصْلِ القَویمِ.»۴ [مضمون و توضیح به فارسی: ای مردم دنیا وقتی که کبوتر [کبوترِ اِلهی/ از تشبیهاتی که برای حضرت بهاءالله و مربّیان آسمانی و مَظاهر ظهور به کار رفته] از بیشه و جنگلِ ثناء و ستایش پرواز کرد و قصدِ مقصدِ پنهانِ خود را نمود [اشاره به صعود و وفات حضرتشان]، آنچه را که از کتاب نمی فهمید به شاخه ای که از این ریشه و اصل قویم [اصل قویم از القاب حضرت بهاءُالله است] منشعب شده ["فرع منشعب از اصل قویم" اشاره به حضرت عبدُالبهاء جانشین منصوص حضرت بهاءُالله است] رجوع کنید.]

در کتابُ عَهدی حضرت بهاءُالله بوضوح می فرمایند که بعد از صعود مبارک جامعۀ بهائی باید توجّه خویش را معطوف به حضرت عبدُالبهاء نمایند. ۵

جهت درکِ اهمّیّت موجودیّتِ چنین سندی و انتخاب حضرت عبدُالبهاء به عنوان مرکزِ عهد و میثاقِ [حضرت بهاءالله و دین بهائی] بسیار مناسب است که توجّه خویش را به تاریخ ادیان معطوف کنیم.

به عنوان مثال در دیانت مسیحی هیچ وسیله و سندی در مورد جانشینی حضرت مسیح بجای نمانده که عاقبت جامعۀ مسیحی با پرداخت بهای گزافی در طول قرون متوالی به اتّحاد بسیار محدودی رسیدند. انشعاب و تفرقه مکرراً در جامعۀ مسیحی اتّفاق افتاد که حتّی تا امروز این انشعابات را می توان شاهد بود. مهم ترین این تفرقه در اروپای غربی باعث ایجاد دو فرقۀ پروتستان و کاتولیک گردیده- تفرقه ای که نسل های متوالی را به کشمکش و نزاع واداشت. فقط در عرض چند سال اخیر بوده است که اختلافات مابین کاتولیک ها و پروتستان ها بخصوص در ایرلند شمالی خوشبختانه رفع شد. ولی همان طوری که از کتاب انجیل مقدّس هم بر می آید از همان اوایلِ دیانت حضرت عیسی اختلاف و تفرقه در مسیحیّت بوجود آمده بود.