سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

سال ۱۸۴۸، سال دو تغییر عظیم (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

اوّل ژوئیه ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

سال ۱۸۴۸ عموماً به عنوان انقلابات اروپا بخاطر آورده می شود. انقلاب اروپا گرچه تمامی قارّه را فرا گرفت ولی در بهبودی اوضاع چندان تأثیر زیادی ننمود.

در همان دوران امور بسیار مهمّ تری هم در حال اتّفاق بود. گرچه مورد توجّه بسیاری از نفوس قرار نگرفت و آن تشکیل دو کنفرانس مهمّ بود که هدف این دو جلسه مسیر جامعۀ انسانی را بنحو غیر مترقّبه ای بر کرۀ زمین تغییر می داد. همان طوری که لوئیز دیتمار (Louise Dittmar) یکی از پیشگامان و فعّالان جامعۀ آن در سال ۱۸۴۸ چنین نوشته:

«آزادی زنان نه تنها برای این ایّام بلکه برای تمام ادوار عظیم ترین انقلاب است زیرا که قیدی ومهاری را که به قدمت کرۀ زمین است از میان بر می دارد.»

و در حقیقت در سال ۱۸۴۸ آزادی بانوان در دو کنفرانس تقریباً همزمان ولی در دو مکان بسیار دورتر از یکدیگر اعلام گردید، مکان هایی با فرهنگ و تاریخی متفاوت ولی هدف و الهامات این دو تشکیل توأمان و هماهنگ با یکدیگر به نظر می رسد.

در قارّۀ آمریکا به تاریخ ژوئیه ۱۸۴۸ گروه کوچکی از متفکّرین روشن بین (با اکثریّتی از بانوان و معدودی از مردان) در دهکدۀ کوچک سِنِکا فالز (Seneca Falls) واقع در ایالت نیویورک در کنفرانسی برای حقوق بانوان گرد هم آمدند.

در ژوئن و ژوئیه همان سال هم در قریه ای به نام بَدَشت در کشور ایران بسیاری از متفکّرین هم برای اهدافی وسیع تر گرد هم آمدند.

قوای مُحرّکۀ هر دوی این کنفرانس ها از مسائل و امور مذهبی سرچشمه گرفته بودـ در مورد اوّلین کنفرانس ـ فرقه های مختلف مسیحی بر اساس اعتقادات دیانت خویش معتقد شده بودند که چنین تغییری امری حیاتی است. کنفرانس دوّم ـ پیروان حضرت باب گرد هم آمدند تا این که در مورد مسائل و آینده دیانت جدید خویش مشورت نمایند. گرچه با روشی و شرایطی متفاوت ولی در هر دو کنفرانس آزادی بانوان اعلام گردید. این دو کنفرانس هر کدام نفوس محترم و معتبری را به جامعۀ انسانی عرضه نمودند که عامل پیشرفت حقوق بانوان گردیدند: لوکریشا مات (Lucretia Mott) و کَدی استانتون (Cady Stanton) در سِنِکا فالز و طاهره در بَدَشت که امروزه منبع الهام شناخته شدۀ نهضت آزادی بانوان در ایران و در میان بسیاری جوامع مختلفۀ دیگر از جمله بهائیان می باشند. هر دو کنفرانس اهداف بسیار متفاوتی داشتند تا این که در آینده چه روشی را پیش گیرند.

در کنفرانس سِنِکا فالز گرچه لوکریشا مات معتقد بود هنوز وقتش نرسیده ولی حقّ رأی بانوان مورد مشورت و بحث شدید قرار گرفت و با رأی کَدی استانتون و حمایت فردریک داگلاس (Frederick Douglass) یکی از بردگان آزاد شدۀ آمریکائی های آفریقائی تبار که در آزادی بانوان و لغو برده داری بسیار فعّال بود نهایتاً به تصویب کنفرانس رسید.

در کنفرانس بدشت نکته ای که باعث جنجال گردید ظاهر شدن طاهره بدون حجاب در میان جمع بود. نمادی که از گذشته بریده و به پیشباز آیندۀ جدیدی می رفت. این رفتار ایشان با اعتقاد به حقّ آزادی خویش در حالی انجام گرفت که وی معتقد بود با آن چنان ظاهری باید در جامعه حضور داشته باشد. در سال ۱۸۴۸حضرت بهاءُالله در مقابل آنانی که با رفتار و نظرات وی مخالفت کردند از طاهره حمایت فرمودند و در فاصلۀ چند سال بعد که رسالت خویش را آغاز نمودند تساوی حقوق بانوان و مردان یکی از تعالیم برجستۀ ایشان بود.

طاهره ـ سردمدار آزادی زنان (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۲ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

دویست سال پیش زنان تقریباً در تمام دنیا تحت سلطۀ مردان بودند. زندگی آن ایّام کاملاً با آنچه امروزه مشاهده می کنیم بسیار متفاوت بوده که حتّی بتوان تصوّر نمود. دنیائی بوده که بانوان نقش بسیار محدودی در حیات و ادارۀ اجتماع داشتند و حتّی بجز کارهای منزل محدودیّت هائی هم در تحصیل علم و یا داشتن حرفه و کار داشتند. در بسیاری از کشورها زنان حتّی حقّ مالکیّت املاک را هم نداشتند. دنیائی بود که زنان تحت کنترل قانونی منسوبین مرد خود چه در غرب و چه در شرق بودند که مردان می توانستند با ضرب و شتم همسران خود را تحت کنترل خویش داشته باشند و حتّی قانون رسماً از مردان حمایت می کرد.

جناب طاهره در چنین دنیائی به دنیا آمد و مشعلدار نهضت آزادی زنان گردید.

جناب طاهره در دهۀ سال های ۱۸۱۰ در شهر قزوین در ایران به دنیا آمد و پدرش یکی از علمای برجسته بود و بر خلاف عُرف به تعلیم فرزند دختر خویش پرداخت. در همان حالی که طاهره رشد می نمود اطلاعات و دانش وی در علوم مذهبی به شهرت وسیعی رسید و علیرغم محدودیّت هائی که در تحت آن زندگی می کرد توانست در مباحثات جمعی اجتماعات داخل گردد و مشهور است که از پشت پرده (تنها حالتی که می توانست در اجتماع ظاهر گردد) بسیاری از مردان دانشمند را در مباحثات خویش مغلوب می نمود. مانند تمامی دیگر دختران جوان مجبور به ازدواج با یکی از پسر عموهای خویش شد. گرچه سه فرزند به دنیا آورد ولی ازدواج غمگینی بود و عاقبت به طلاق انجامید.

بر خلاف مخالفت اعضاء خانواده اش در امور مذهبی وی نسبت به معتقدات مکتبی جدید علاقمند و سپس حامی آن گردید، مکتبی که منتظر ظهورِ مَظهَرِ اَمری جدید بود. شوهر خواهرش یکی از نفوسی بود که مانند طاهره به این مسأله معتقد بود و یکی از نفوسی بود که در سال ۱۸۴۴ به دنبال این ظهور جدید اسفار خویش را شروع نمود. طاهره به ظهور چنین پیامبری چنان اعتقادی قوی داشت که به او عریضه ای سپرده که هر وقت وی توانست چنین مَظهَرِ ظهوری را پیدا نماید عریضه اش را حضورشان تقدیم کند. همان طور که قبلاً در مقاله ای مشاهده شد در واقع این چنین طاهره مؤمن گردید و یکی از حواریون حضرت باب که معروف به حروفِ حَیّ بودند گردید.

گرچه جناب طاهره به تشرّف حضور حضرت باب، مُبشِّرِ حضرت بهاءُالله نائل نگردید ولی یکی از مبلّغین این دیانت جدید گردید و جمع بسیاری از بابیان را در عراق به دور خود گِرد آورد. علماء اسلامی از شهرت وی چنان وحشتی کردند که وی را در خانه اش محبوس نمودند که نهایتاً باعث روانه نمودن وی به ایران گردید.

در سال ۱۸۴۸ اوّلین گردهمائی بابیان در دهکدۀ بَدَشت تشکیل شد و طاهره یک از شرکت کنندگان برجستۀ کنفرانس بود و آنچه را که طاهره در بَدَشت انجام داد یکی از اتّفاقات معروف در تاریخ دیانت بابی می باشد. موضوع اصلی جلسۀ بَدَشت این نکته بود که چگونه دیانت جدید حضرت باب باید از امر قدیم و اصولش منفصل گردد.