جستجو |
اجتماعیhttp://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/2
نگارش: فروغ مهرآور (16.12.88) (07.03.2010)
منبع: گویا تبعیض علیه زنان در ایران در همۀ عرصه های زندگی به چشم می خورد. از جمله در ایران تنها حدود ۸ درصد مشاغل مدیریتی در کشور به زنان اختصاص یافته است. (۱) ایران در حالی از تبعیض جنسیتی علی الخصوص در رده های بالای تصمیم گیری و مدیریتی رنج می برد که در کشورهای پیشرفته مثل سوئد زنان نیمی از مشاغل پارلمانی و دولتی را به خود اختصاص داده اند. لیست ارائه شدۀ کاندیداهای حضور در پارلمان یک در میان زن و مرد است؛ سخنگوی پارلمان یک خانم است و زنان بیشتر در کمیته های امور خارجه، عدالت و بیمۀ اجتماعی حضور دارند. (۲) در آلمان نیز شرکت هماهنگ زنان و مردان در فرایند تصمیم گیری بخشی از استراتژی ملی برای اجرای پلتفورم پکن شده است. (۳) اما زنان ایرانی برای به دست آوردن جایگاه شایستۀ خود در رده های مدیریتی و تصمیم گیری جامعه تلاش می کنند. روز گرامیداشت مقام زن فرصتی است برای تجلیل از فداکاری های زنان هموطنم که با استقامت وصف ناشدنی در تلاشند تا بر مشکلات ناشی از تبعیض جنسیتی موجود در جامعۀ ایران فائق آیند. نگارش: بهمن نیروانی (06.12.88) (25.02.2010)
منبع: آینده "تو هم در آب، رویت کن نگاهی ببین تا خود سفیدی یا سیاهی" - عطار همیشه از افتخارات یک حکومت این است که نماینده اندیشه مردم باشد و به عکس، چنانچه مردم از آن حکومت راضی باشند، این حاکمیت می تواند معرف فرهنگ مردم باشد. عموما ناراضی بودن مردم از حکومات بدین خاطر است که پاسخ نیاز ها و خواسته های خود را در عملکرد دولت نمی بینند. وقتی حکومتی در آستانه تغییر قرار می گیرد، نیازهای یک ملت به حدی رسیده است که دیگر ساختار قبلی پاسخ گویش نمی باشد. اگر فرهنگ مردم در مسیر رشد باشد، نگاه جدیدی نسبت به انسان و دنیا خواهد داشت و یا تعاریف موجود برایش رضایت بخش نیست. در پی نظام و ساختار جدیدی خواهد گشت که با باورهای نوینش سنخیت داشته باشد. در پی یافتن نظمی نو دست به آزمون و خطا می زند، اگر چه ممکن است دقیقا نداند که به دنبال چیست؟ چه تصویری که از انسان دارد و چنین انسانی چه مطالباتی خواهد داشت و چه حقوقی را می طلبد؟ "انسان" در انقلاب ایران نگارش: قربانعلی درویش (30.11.88) (19.02.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو «وقتی که برهان ندارند شمشيرشان افتراست» (حضرت عبدالبهاء) روزهای سرد زمستان در رسیده و سرشک برف و باران بر پیکر درختان چنان باریده که در نوک شاخ هر درخت، حلیه و آذینی ازگوی بلورین یخ بسته. لیک سردتر از این زمستان و ناجوانمردانه تر از این سرمای بی امان، زمهریری است که بر دشت و دمن هنر در «سیمای» ایران، وارد گشته و آنچه از ارزش های والا که موجود دیده با خود به یغما برده. امروز هنری که از نجابت آن سخن می راندند ؛ چنان از جامه حیا عریان گشته که از زیر پای گذاشتن شریف ترین آمال و ارزش های انسانی ، هیچ باکی به خود راه نمی دهد. نگارش: فروغ مهرآور (30.11.88) (19.02.2010)
منبع: سایت گویا چون مراجعۀ بی نتیجه ام به ستاد حقوق بشر قوۀ قضائیه را هنوز خوب به خاطر دارم، باور کردن سخنان رئیس این ستاد، آقای محمد جواد لاریجانی، دربارۀ حقوق بهائیان در نشست بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در ژنو برایم غیر ممکن است. ٢ سال پیش برای تقاضای رسیدگی به محرومیتم از تحصیل در دانشگاه به این ستاد مراجعه کردم. مسئول خوش برخورد ستاد هنگام اولین مراجعه ام به این مرکز، در مراجعۀ بعدی با فردی جدی جایگزین شد که نه تنها وعده های خوش بینانۀ مسئول اول را نداد، بلکه امید به نتیجه گرفتن از مراجعات را نیز از بین برد. نامه ام به آقای لاریجانی به این ترتیب بی جواب ماند و اکنون ٤ سال است از ورود به دانشگاه محروم هستم. نگارش: عمو یادگار (29.11.88) (18.02.2010)
منبع: سیروس نیوز این شبها از شبکه ۳ سیما ، سریال «سال های مشروطه» پخش می شود که به خاطر اشتباهات فراوانش بیشتر نام "سال های مغلوطه" برازنده آنست. یکی از این اشتباهات بامزه مربوط به سن و سال زوج رومانتیک سریال یعنی "امینه و اصلان" است. نویسنده و کارگردان که بخاطر عدم جذابیت و بی نمکی این سریال تاریخی مجبور شده اند جریان عاشقانه امینه و اصلان را از ابتدا به این مجموعه اضافه نمایند ؛ برای کشش سریال این جریان را تا انتهای دوره ناصرالدین شاه کش داده اند. شاید گردانندگان سریال تصوّر نمایند که این جریان رومانتیک که در یک دوره طولانی امتداد یافته ؛ فقط یک شاهکار هنری است . غافل از آنکه یک شاهکار تاریخی هم هست ! چرا؟ به این خاطر که اگر یک نگاه سطحی به تاریخ این مملکت داشته باشیم متوجه می شویم که فتوای میرزای شیرازی در سال ۱۳۰۹قمری (یعنی ۴۵ سال پس از به سلطنت نشستن ناصرالدین شاه ) صادر شده و کسی که مثل اصلان و امینه در آغاز دوره ناصری ، جوان بوده ؛ می بایست در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه ، پیرمرد یا پیرزنی سالمند باشد !! نگارش: شیوا آشوب (22.11.88) (11.02.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو بديهي است كه انسانها دغدغه هاي يكساني ندارند بخصوص در جوامعي كه از جنبههاي اقتصادي اجتماعي سياسي از ثبات نسبي برخوردار نباشد. شايد بيش از اينكه مهم باشد سيستم حكومتي و يا سيستم اقتصادي و ... چگونه است و تمايل به كداميك از سيستمهاي متداوله جهاني دارد و يا از يك سيستم بسته خاص خود تبعيت مينمايد، مهمتر اين است كه چه مقدار بي ثباتي از هر لحاظ بر آن جامعه وارد شود يا تحميل شود و حتي جامعه براي خود (به جهت اهداف خاصي) ساخته باشد. در اين صورت رفتار حاكميت نيز به سمت و سويي تمايل مييابد كه شاهد بگير و ببند و دادگاههايي از نوع اعتراف و اقرار چون شنبه دهم بهمن باشد. نگارش: طوطی (12.11.88) (01.02.2010)
منبع: سیروس نیوز در سایت جهان نیوز(۱) خواندم که مرکز بهائیان در اسرائیل از پیروان این فرقه دعوت کرده است تا در آشوبهای تهران حضور داشته باشند. ما بهائیان عادت داریم که هر تهمتی از مخالفان دیانت بهائی بشنویم، اما برایم - به عنوان یک فرد بهائی که نه تنها چنین دعوتی از سوی بیت العدل اعظم دریافت نکرده، بلکه می داند که امکان چنین دعوتی وجود ندارد – خیلی جالب بود ببینم این بار مخالفان به چه دستاویزی متوسل شده اند و چه تحریفی در حقایق صورت داده اند. بنابراین خبر را به دقت خواندم. استناد خبر به "دستورالعمل دارالانشاء بیت العدل" بود. فوراً به سایت دستخطهای بیت العدل اعظم (۲) رجوع کردم ببینم آیا چنین دستخطی وجود دارد یا نه. آنجا که نبود. به خواندن ادامه دادم. "بهائیان موظفند که مجدانه در گفتمانهای سازنده! و اقدامات وسیع اجتماعی به منظور بهبود وضع عالم و وطن خود شرکت نمایند" نگارش: شیوا آشوب (11.11.88) (31.01.2010)
مبنع: فرهنگ گفتگو نگارش: آوا. ن. (08.11.88) (28.01.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو مدتي پيش اتفاقا در جمعي با عدهاي از خانوادههاي زندانيان بهائي و چند نفر از افرادي كه در انتظار دريافت حكم بودند، ملاقات كردم. دادگاه آنها مدتي پيش برگزار شده بود -همان اتهامات هميشگي عليه بهائيان از قبيل اقدام عليه امنيت و تبليغ عليه نظام و...- قرار بود فرداي آن روز حكمشان را به آنها ابلاغ كنند. معمولا در چنين موقعيتي مردم نگران و افسردهاند، اما در جمعي كه ميديدم، هيچ نشاني از آشفتگي و نااميدي به چشم نميخورد. همه چهرهها خندان بود و فضايي آرام و سرورآميز حكمفرما بود. همه دعا ميكردند و به خدا توكل داشتند. هيچكس اظهار ترس، خشم يا نفرت نميكرد. اگر هم احيانا كسي از وضع موجود شكايت ميكرد، ديگران با روي خوش به او يادآوري ميكردند كه بايد در حق مخالفان دعا كرد و از خدا خواست كه به آنها انصاف بدهد. همه به لطف خدا اطمينان داشتند و به اراده او راضي بودند. نگارش: آنتی وار (07.11.88) (27.01.2010)
منبع: سایت گویا وزير دادگستری، سيد مرتضی بختياری، روز پنجشنبه، اول بهمن ماه ۸۸، در مراسم افتتاح ساختمان دادگستری شهرستان سربيشه استان خراسان جنوبی به نکته ای اشاره کردند که جای تامل دارد. ايشان فرمودند که بيش از ۹۰ درصد رسانه های جهانی صهيونيستی است.(۱) خب حتماً می توانيد حدس بزنيد که آن ده درصد باقی مانده هم رسانه های دولتی جمهوری اسلامی هستند. اما آنچه بنده را واداشت تا چند سطری بنويسم، شايد در نگاه اول ربطی به سخنان ايشان نداشته باشد. غرض از نقل قول اين سخن در ابتدای مقاله اين بود، که خواننده با نوع تفکر و عمق تعصب حکومت به "ديگران" و تقسيم بندی "خودی" و "غيرخودی" اندکی آشنا شده و آن را کاملا حس کند. نگارش: بهمن نیروانی (04.11.88) (24.01.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو "در کف هر کس اگر شمعی بدی وقتی سوالات زیر را از خود - به عنوان جزئی از آگاهی جمعی ایرانیان- می پرسیم، عموما پاسخی متناسب با فضای فکری جامعه خواهیم داد. • با شنیدن کلمه " بهایی" به یاد چه می افتید؟ پاسخ به سوالات فوق "تصویر" و یا " باوری" که شما نسبت به یک بهایی دارید را مشخص می نماید. روشن می سازد که یک بهایی را کافر ، جاسوس ، انسانی همچون خود و یا ... می دانید . باورهای فوق طی سال ها به مرور شکل گرفت و همین امر دشواری تمییز دادن میان آن ها را موجب می شود. البته یکی از افتخاراتی که ملت ما می تواند بدان ببالد همین تنوع حقیقی میان گزینه هایی است که در شناخت خود نسبت به بهاییان دارد. نگارش: علی کشتگر (26.10.88) (16.01.2010)
منبع: گویا اتهام خشونت به بهائيان و يا وصل کردن گروه های طرفدار مبارزه مسلحانه به جنبش سبز نه از موضع قدرت که دقيقا از موضع ضعف و درماندگی حکومت خامنه ای در برابر اعتراضات حق طلبانه مردم است. در پاسخ به اين اتهامات می بايست به خود و به جهانيان نشان دهيم که در دفاع از آزادی و حقوق شهروندی هيچ خط و تعلق مذهبی و عقيدتی ما ايرانيان را از هم جدا نمی کند. بهائيان به حکم اعتقادات دينی خود از هرگونه اقدام خشونت آميز منع شده اند. خشونت را با هزار من سريش هم نمی توان به بهائيان چسباند. تبعيض بيداد بزرگی است که آدم در غربت بهتر می شناسدش. وقتی آن را در نگاه ديگران حس می کنی نيشتری دردلت فرو می رود. نگارش: آرتا انوری (25.10.88) (15.01.2010)
منبع: شهرگان بار دیگر حقه ها ساختند، عروسکان خیمه شب بازی را به میدان آوردند و قلمهای افترا زن را به جولان آوردند تا ساده دلان را بفریبند و خشک مغزان را به تحریک و واویلا به هیجان آرند و بار دیگر ضوضایی بر پا کنند و در این میان بهاییان را وجه المصالحه قرار دهند. در روزنامه هایی چون کیهان، که با کلماتی عامیانه و از جنس دروغ صفحات خود را پر می کنند و سطرهایشان ساخته از کلمات جاسوس و دشمن است، همه حق طلبان قربانی می شوند. در این میان همواره قشریون درتلاشند تا بهاییان را علمدار مخالفت قرار دهند و به این بهانه، بر شدت آزار بر این جامعه بی پناه بیفزایند. برای اثبات این مدعای بی اساس هم به مانند پیشترها، رجهای دروغ بر دروغ می بافند و برتن بازداشت شدگان بی گناه می کنند و بعد هم محاکمه و قضاوتهایی از جنس بی عدالتی. نگارش: آوای عشق (22.10.88) (12.01.2010)
در رسانه ها از زبان برخي علماء ديني يا مملكتي شنيده مي شود " بهاييان دشمن ما هستند" در كتاب لغت به دنبال معني" دشمن" گشتم . در ذيل اين كلمه نوشته شده بود :دشمن يعني آنكه بدخواه ديگري است . پس اگر بهاييان دشمن ما هستند يعني بهاييان بدخواه ما هستند. اما سوال بعدي كه ذهن مرا مشغول كرد اين بود: آيا بهاييان بدخواه دين ما هستند يا بدخواه مملكت ما ؟ اگر بگوييم بدخواه دين ما هستند به اين دليل كه معتقد به ديني جديد و پيامبري جديد اند ، با عقل جور در نمي آيد زيرا همه پيامبران ظاهر شده اند و مي شوند تا مردم را به راه راست هدايت كنند . حضرت بهاالله نيز به مردم فرموده اند كه آمده اند تا يادآوري كنند كه راه راست را فراموش كرده اند ، به آنها ياداوري كنند كه نصايح حضرت محمد را از ياد برده اند ، به آنها يادآوري كنند كه اعمالشان ديگر از روي خلوص نيت نيست، به آنها يادآوري كنند كه اگر چه نام خداوند را بر زبان ميآورند اما نور خداوند ي در قلبهايشان خاموش گشته. نگارش: حسین کاشانی -برپا (21.10.88) (11.01.2010)
تابستان سال 1386 بود که گذارم به دفتر سرپرستی روزنامه کیهان در یکی از استانهای پر جمعیت ایران افتاد. با سرپرست استانی که مسئولیت دشوار مدیریت چند شهر ایران را بر عهده داشت گپی زدیم و صحبت کردیم. صحبت از بهائیان شد و اتهامات بی اساسی که هر چند وقت یکبار در روزنامه کیهان منتشر می شود. سری از سر درد تکان داد و با ابراز تاسف مفصلا در انکار و تقبیح خط مشی سردبیر و بعضی نویسندگان روزنامه سخن گفت. شاید یک ربع ساعت طول کشید که با هیجان و مسلسل وار دلائلی بر بطلان اتهامات وارده به بهائیان بر زبان آورد. مطلبی نگذاشت که نیاز باشد من به سخنان او اضافه کنم .آن روزها فکر می کردم که برای اثبات بطلان سخنان آقای شریعتمداری، و دیگر بهائی ستیزانی که در کیهان سنگر گرفته اند و به بی هیچ خوف و خشیتی فی البداهه دروغ سر هم می کنند، نیاز به ملاقات با روزنامه نگاران کیهان و بحث و تبادل نظر با آنان باشد، اما آن روز فهمیدم که آقای حسین شریعتمداری آنچنان بی پروا در سبیل دروغ تاخته است که دیگر حتی زیر دستان او هم به نظر تحقیر و تکذیب به او نگاه می کنند . چه بد سرانجامی ! نگارش: آنتی وار (20.10.88) (10.01.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو «می توان برای یک بار به همه دروغ گفت، و می شود برای همیشه به یک نفر دروغ گفت، اما هرگز نمی توان برای همیشه به همه دروغ گفت» - ابراهام لینکلن می گویند، تاریک ترین لحظه شب، لحظه قبل از طلوع آفتاب است. اینکه وضعیت فعلی جامعه ایران، مانند شب تیره و تار است، واقعیتی است که نمی توان از کنار آن بسادگی گذشت. اما قبول این واقعیت نه به معنی منفی بافی و نه برانگیختن حس ناامیدی است. بالعکس اگر نیمه پر لیوان را ببینید، متوجه می شوید که لحظهء طلوع آفتاب نزدیک است. اما چرا وضعیت ایران، چنین است و چه کسانی واقعا مقصرند؟ نگارش: فروغ مهرآور (19.10.88) (09.01.2010)
منبع: خبرنت "بهائیان تظاهرات اعتراض به حکومت برنامه ریزی نمی کنند. تازه این حکم و اطاعت عاشقانۀ فرد بهائی از تعالیم حضرت بهاءالله را هم که در نظر نگیریم، کدام عقل سلیم می پذیرد که درست ده بیست روز قبل از محاکمۀ 'یاران'، بهائی ها به خیابان بیایند و به فکر براندازی نظام بیفتند؟" نگارش: حامد صبوری (17.10.88) (07.01.2010)
منبع: ایران گلوبال قبل از انتخابات ریاست جمهوری بود که در مناظرات تلویزیونی نمایندگان دو طرف اصول گرا و اصلاح طلب یکدیگر را دروغ گو خطاب کردند. اینک در اوج جریانات پس از انتخابات مزبور، در پلاکاردی در دست مردم در تظاهرات پس از عاشورا نوشته اند: «کروبی بی سواد، عامل دست موساد»؛ پشت همان پلاکارد نوشته اند: «موسوی بی بی سی عامل انگلیسی».(۱) از طرفی دیگر، آقای عبدالله شهبازی که مدعی طرفداری از آقای موسوی است، حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول روزنامۀ کیهان، حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان «رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی»، اسفنديار رحيم مشايي و محمود احمدينژاد را یهودی و صهیونیست خواند.(۲) معجونی از همۀ موارد فوق را نیز در مقالۀ «احمدی نژاد و دورهء پسا بهائی گری» می توان دید!(۳) نگارش: شکیبا (16.10.88) (06.01.2010)
زنی که شوهرش با او بدرفتاری می کند چه باید بکند؟ آیا باید برای احقاق حق خود با او کشمکش نماید؟ آیا باید به مراجع قانونی مراجعه کند؟ آیا باید از حق خود صرفنظر کند و فقط به ایفای وظائف و تکالیف خود به عنوان مادر و همسر بپردازد؟ اگر هیچ عکس العملی نشان ندهد و فقط به ایفای وظائف خود بپردازد به احتمال زیاد وضعش روز به روز بدتر می شود و شوهرش هم تلاشی برای اصلاح رفتار خود نخواهد کرد. فرزندان از مشاهدهء این سوء رفتار در عذاب خواهند بود و با الگوی نادرستی که در مقابل دارند در زندگی آیندهء خود دچار مشکلات فراوان خواهند شد. اگر راه کشمکش و مجادله در پیش بگیرد جوّ خانواده متشنج می شود و آرامش از میان می رود و مرد نیز به مقابله بر می خیزد و بدرفتارتر از قبل می شود. نگارش: آرتا انوری (16.10.88) (06.01.2010)
منبع: سیروس نیوز او را با این دو خصلت شناختم و لاجرم آ نکه چنین بی باک و مستقل الفکر است، در این آب و خاک، جایش در پس میله هاست. در سرزمینی که فکر، از بیم اسارت، جوانه زدن را از یاد می برد و کلمه از ترسِ تحریف در دهان گوینده، می افسرد. از همان روز اول، 23 خرداد ماه، که دستگیرش کردند اخبارش را پی می گرفتم. دستگیری ناجوانمردانه اش ، انفرادی نفس گیر و بی خبری، اعتصاب غذا وشکنجه و ضعف با تصویر نحیف و ژولیده اش در بی دادگاه ... بدون اعتراف . بدون شکستن، بدون حسرت از بیان غیر خود . و عاقبت حکمش را دادند؛ 6 سال حبس، 5 سال تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیتهای سیاسی –اجتماعی. و بار دیگر این دو صفتش بر من اثبات شد: شجاعت و استقلال. او که سکوت سالیان دراز در برابر ظلم به شهروندان بهایی ایران را شکست. او که به نفیر کشدار بیداد دل نبست، عادت نکرد و بیدار دلان دیگر را نیز همصدا کرد. |
آخرین نظرها
پر خواننده ترین مقالات
|
|||||||||||||||
