اجتماعی

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/2

زندگیِ خودمه؛ به کسی ربطی نداره؛ طلاق

شواهد موثّق می گه قُبحِ طلاق خیلی کم شده! از جمله بین افراد مهمّ و هنرمندا! ای کاش حدّ اقلّ هنرمندا ملاحظه می کردن. چون خیلی ها بخصوص نوجوونا و جوونا اونا رو الگو قرار می دن. مصاحبۀ یکیشونو شنیدم؛ یکی که چندتا زن رو طلاق داده بود و زن جدیدی گرفته بود. معروفم هست. از قضا زنهاشم معروفن. ازش پرسیدن میشه راجع به طلاق همسران قبلی و ازدواج جدیدت بگی. گفت اجازه نمی دم کسی تو زندگیه خصوصیه من دخالت کنه و جواب نمی دم! این حریمِ شخصیه! جوابای مشابه دیگری هم هست که اینجور موقع ها گفته می شه؛ مثل این که زندگیه خودمه! به کسی ربطی نداره!

بله از جهتی حریم خصوصی افراد باید حفظ بشه و جامعه و حکومت حقِّ دخالت ندارن، ولی از جهاتی دیگه این طور نیست و بعضی اعمال و گفته های افراد فقط در حریم خصوصی باقی نمی مونه و به جامعه سرایت می کنه و جامعه بشدّت از اون الگو می گیره. مثلاً وقتی هنرمندی دو تا زن رو طلاق داده و سوّمی رو می گیره و تو صفحات اینترنتیش هم منعکس می شه، سیل کامنت های جور واجورِ نوجوونا و جوونای جَوّزده هم اینستاگرام و تلگرام هنرمندمون رو پُر می کنه و خواه ناخواه هیجانی ایجاد می شه که قُبحِ طلاق رو از بین می بره و نوجوونا و جوونا کم کم بدونِ اینکه خودشون بفهمن الگو می گیرن.

قدیما مردا اگه هر روزی همبستر و همخوابه ای رسمی یا غیر رسمی می گرفتن جامعه زیاد اعتراض نداشت چون بالاخره مردی گفتن زنی گفتن و مرد می تونه هر غلطی بکنه!!! امّا اگه زنی همین کارو می کرد این رو بی عفتی می دونستن! ولی حقیقتش اینه که زَنا هم در احساسات و عواطف جسمانی و روحانی مثه مردا هستن. همون طوری که مردا دوست ندارن زنشون سرشو رو بالش چند مرد بذاره، زنا هم دوست ندارن مردشون اینطوری کنه. نه تنها زن و مردا اینو دوست ندارن، تازه خدا هم اینو دوست نداره. چون کلاً روح و روانِ و نظم جامعه و افراد رو به هم می ریزه و همه رو افسرده و روانی می کنه. امّا امروزه یه طوری شده هم مَرده و هم زَنه در ظاهر طوری وانمود می کنن که این کار اشکالی نداره و تازه علامت روشنفکری و استقلال و آزادی هم هست!

ولی خیلی دلم می خواست از همه و از جمله این هنرمندایی که طلاق گرفتن یا دادن یا توافقی از هم جدا شدن یا زبونم لال دچار خیانت همسرشون شدن بپرسن بدون اِفِه ها و ژستایِ روشنفکرانۀ کاذب بگن واقعاً حالشون چطوره! وضع روحیشون چطوره! خوشحالن، ناراحتن؟ شبا که سر رو بالش می ذارن دلشون آرومه یا نه! موجِ وَهم و خیال و ظنّ و گمان و شکّ و تردید و پشیمونی و حسد بهشون هجوم می کنه یا نه! آیا اصلاً احساسات و عواطف جسمانی و روحانی ای مونده که روحشونو اَنگولک کنه! چه قرصایی می خورن که آروم بشن؟! تازه اگه بچه هم داشته باشن- به قول جامعه شناسا و روانشناسا بچه های طلاق- یه عالَمه سؤال و مشکلاتِ دیگه پیش میاد که باید ازشون پرسید آیا دردش می ذاره خوش باشن و آب خوش از گلوشون پایین بره؟!

برگرفته از:
http://fa.iranpresswatch.org/post/5930/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9...

جوامع بهائی در حالی دویستمین سالروز میلاد بنیانگذار این دیانت را جشن میگیرند که پیروان این آئین همچنان در معرض آزار و ستم قرار دارند.

نوشته مایکل بین یُون (Micahel Binyon)

ترجمه دیده بان مطبوعات ایران

۲۱ اکتبر ۲۰۱۷

تایمز (لندن) ـ The Times

http://fa.iranpresswatch.org/wp-content/uploads/sites/2/2017/11/methode2...
از زمان تاسیس آئین بهایی در قرن نوزدهم، تعداد پیروان این آئین حدودا به ۷ میلیون نفر رسیده است.

دویست سال قبل شخص نفیسی در طهران بدنیا آمد که با عشق و علاقه مفرط به ترویجِ اصول یکتائیِ خداوند، وحدت اساسِ ادیان و یگانگیِ نوع بشر پرداخت. وی پیام خویش را با تحمّل ظلم و تبعیدِ اجباری به ورای مرزهای ایران زمین برد و پایه گزارِ نوینترین دیانت جهانی یعنی آئینِ بهائی گردید.

امروز دویستمین سالروز تولد (حضرت) بهاءاللّه بنیانگذار آئین بهائی، در حالی در جوامع بهائی جشن گرفته میشود که پیروان این آئین هنوز در سرزمین ایران در معرض ستم و آزار شدید هستند.

تعداد بهائیان جهان در حال حاضر به حدود ۷ میلیون نفر میرسد که تقریباَ در تمامی کشورهای جهان اقامت دارند. از کشور هندوستان گرفته که به تخمینی نزدیک به دو میلیون بهائی دارد، تا جزیره دور افتادۀ سنت هلن (St. Helena) که تعداد بهائیان آن به ۱۲ نفر میرسد و مرکزی اختصاصی برای پذیرایی از بازدید کنندگان دارند.

گفتنی است که هر یک از جوامع بهائی به شیوۀ دلخواه خود این مناسبت را گرامی میدارند، زیرا در دیانت بهائی پیشوایانِ مذهبی و یا مراکز رهبری وجود ندارد. به عنوان مثال، در کشور انگلستان که ۷۰۰۰ نفر بهائی دارد، محور اصلی جشنِ میلاد بر ارائۀ خدمات اجتماعی به گروه های جوانان و تشکیل کلاسهای آموزشِ کودکان و ایجاد ارتباط با پیروان سایر ادیان متمرکز میباشد.

بهائیان معتقدند که حقائق الهیه، در طی قرون و اعصار متوالی، از طریق کتب مقدّسۀ ادیان نازل گردیده و این اصل وحدتِ اساسِ ادیان را تشکیل میدهد.

در کشور انگلستان، بهائیان از یک سو با تشکیل دوره های مطالعاتی در منازل خویش و یا در مراکز محّلی به پرورش جنبه های روحانی وجود پرداخته و از طرف دیگر با ارائۀ خدمات عام المنفعه به جامعه نظیر کمک به سالمندان و همکاری در پاکسازی فضاهای سبزِ پارکها در برنامه های سازمان یافتۀ اجتماعی مشارکت مینمایند. هدف ایشان از ارائۀ اینگونه خدمات اینست که تعهد اخلاقی خود را نسبت به جامعه ادا کرده و ارتباطی قوی بین خدمت به همنوع و تحقق توانائیهای فردی خویش برقرار سازند.