تاریخ

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/26

برگرفته از: http://cshr.org.uk/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%B4%DB%8C%D8%...

شیرین عبادی وکیل و برنده جایزه صلح نوبل در نامه ای خطاب به گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا، صدور حکم اعدام برای حامد کمال محمد بن حیدره شهروند بهایی کشور یمن و مرتد و شیطان‌پرست خواندن دو وکیل او از سوی دادگاه حوثی‌های یمن را مصداق نقض آزادی مذهب و عقیده دانست.

قاضی دادگاه حوثی‌ها در ماه ژانویه سال جاری یک شهروند بهائی به نام حامد كمال محمد بن حيدره را به اتهام به خطر انداختن استقلال جمهوری یمن و اشاعه آئین بهایی به مرگ محکوم کرد. وکیل مدافع وی پیشتر گفته بود شماری از جلسات دادگاه از جمله جلسه صدور حکم اعدام، بدون حضور موکلش برگزار شد و به او فرصت دفاع در برابر اتهامات را نداده‌اند.

سازمان ملل متحد می‌گوید بهائیان یمن در مناطق تحت کنترل شورشیان حوثی به طور مستمر با آزار و اذیت و بازداشت های خودسرانه مواجه هستند.

متن کامل نامه شیرین عبادی به گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا را در ادامه می‌خوانید:

پس از آنکه گروه «حوثی» بر قسمتی از کشور یمن تسلط یافت، شروع به اذیت و آزار اقلیت دینی «بهائی» کرد، تعدادی از آنان را دستگیر و تعدادی را هم مجبور به ترک خانه و آشیانه خود نمود. در میان دستگیر شدگان فردی به نام حامد بن حیدره در تاریخ دوم ژانویه ۲۰۱۸ با اتهام به خطر انداختن استقلال جمهوری یمن از طریق تبلیغ و اشاعه آئین بهایی و جاسوسی محکوم به مرگ شد. وکلای او به اسامی طراد السماوی و صقر السماوی درخواست تجدید نظر کردند. در این مرحله دادستان در لایحه ای که در تاریخ ۲ آوریل تقدیم دادگاه نموده است بدون آن که دلیلی ارائه کند، علاوه بر تکرار اتهامات مطروحه در مرحله بدوی، وکلای مدافع را به علت دفاع از موکل بهائی مرتد و شیطان پرست اعلام کرده است.

چنین اتهامی در کشور اسلامی یمن می تواند مقدمه دستگیری و حتی صدور حکم اعدام برای فردی مسلمان باشد و با این ترتیب نه تنها دادگاه و دادستان عدم اعتقاد خود به آزادی مذهب و عقیده را به اثبات می رسانند، اساسا با طرح اتهامات واهی و ایجاد خطر برای وکلا دادگستری شهامت دفاع از آنان را سلب می نمایند و بیم آن می رود که چنین رفتاری با وکلا در سایر کشورهای غیر دموکراتیک اسلامی نیز در پیش گرفته شود. هم چنان که در این پرونده از جمهوری اسلامی ایران الگو برداری شده است. در ایران در سال ۲۰۰۸ من دفاع از هفت نفر از بهائیان را قبول کردم و به همین دلیل با اتهام تغییر مذهب مواجه شدم و به دفتر وکالت من حمله کردند و مشکلاتی فراهم ساختند.
بنابراین با استمداد از آن مقام محترم خواهشمندم از کلیه امکانات قانونی جهت حمایت از وکلائی که از اقلیت های دینی در کشورهای غیر دموکراتیک اسلامی دفاع می کنند به ویژه طراد السماوی و صفر السماوی استفاده نمائيد.

ادوارد براون تنها فرد غربی که به حضور حضرت بهاءُالله مشرّف شد (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

ادوارد گرانویل براون (Edward Granville Browne) هنگامی که به داستان بسیار شگفت آوری روبرو گردید جوانی بود در انگلستان. این داستان، داستان دیانت بهائی بود که به همراه پیروانش شدیداً مورد آزار و اذیّت قرار گرفته بود. خودش دربارۀ خاطراتش چنین نوشته:

«توجّه من برای اوّلین بار به این مطلب از طریق... نوشته های کنت گوبینو (Comte de Gobineau) تحت عنوان «فلسفه و ادیان در آسیای مرکزی» جلب گردید که در آن شرح هولناک دقیق جزئیات و واضح کشمکش بابیان بود که لذّت غیرقابل توصیفی از خواندش بردم. علاقۀ زیادی پیدا کردم که در مورد این مطلب مطالعۀ بیش تری نمایم، تا جائی که دنبال منابع دیگری گشتم که بتوانم در مورد پیشرفت این فرقه اطلاعاتی به دست آورم ولی متأسّفانه نتوانستم چیزی پیدا کنم... نکته ای را که دریافتم این بود که این فرقه در خفا به حیات خویش ادامه می دهد و تعداد اعضاء آن هم مرتباً در حال افزایش است. این امر باعث شد که اگر روزی بتوانم به ایران سفر نمایم یکی از هدف های اصلی من تحقیقی بیش تر در مورد این امر باشد.»

عاقبت در سال ۱۸۸۷ ادوارد براون، زمانی که به عنوان عضو عالی مقام دانشکدۀ پمبروک (Pembroke) دانشگاه کمبریج ارتقاء یافت همکاران وی را مورد تشویق قرار دادند که به ایران سفر نماید تا به بهبودی زبان فارسی خویش که علاقۀ خاصّی بدان داشت بیفزاید.
در کتاب خویش «یک سال در میان ایرانیان» ادوارد بروان در مورد خاطرات و مشکلات سفر خویش در ایران نوشته تا آن که در نهایت توانست یکی از بابیان را ملاقات نماید و این در حالی بود که در آن زمان اکثریّت بابیان از پیروان حضرت بهاءُالله محسوب و به نام بهائی نامیده می شدند.

در عاقبت ادوارد براون توانست به عنوان تنها نفسِ غربی به حضور حضرت بهاءُالله در عکّا که خاطرات خویش را نوشته مشرّف گردد که در زیر آمده:

«جمالی را که مشاهده نمودم هرگز فراموش ننمایم هر چند از توصیف بر نیایم. آن چشمان نافذ گوئی تا اعماق روح و ضمیر را می خواند و قدرت و عظمت بر جَبینِ مُبینش نمودار... مپرس در حضور چه کسی ایستاده ام، چه سر تعظیم به آستان کسی فرود آورده ام که محلّ پرستش و مَحَبتّی است که پادشاهان حسرت می برند و سلاطین غبطه می خورند.» ۳

نکتۀ پُر اهمّیّت دیگر توضیحات دقیق ادوارد براون می باشد از اثرات عمیقی که بهائیانی را که توانسته بود در ایران ملاقات نماید بر وی گذاشته بودند. به دلیل فشار و تضییقاتی که بهائیان در آن ایّام از آن رنج می بردند باید بسیار محتاطانه رفتار می نمودند که چگونه بتوانند راز دل را با وی در میان بگذارند. براون قضیه ای را توضیح می دهد که هنوز نتوانسته بود یکی از بابیان را در زمانی که در شهر شیراز، محلّ تولّد حضرتِ باب و شهری که اِظهارِ اَمر فرموده بودند، پیدا نماید.