تاریخ

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/26

اگر از بالا به اين گربه خردلی با راههای آبی و سبز و قهوه ای بنگريم، شگفت آب و خاکی خواهيم ديد. ايران سرزمينی کويری با رگه هايی از کوه و دريا و رود، کشوری که اگر چشممان را ببنديم و تنها صداهای سردمدارانش را بشنويم، همه از انقطاع و زهد و پارسايی و پشت پا زدن به دنيا و مهر و مدارا پر است و چون گوشهايمان را بنديم و چشمهايمان را بگشاييم، آنچه می بينيم، حرص و آز، دروغ و ريا ، ظلم، خشونت، نابردباری و خرافه است.
اين دو گويی متناقض ميان حرف و عمل، ميان زهد و حرص، قناعت و اصراف حاکمان به چه می انجامد؟ از سويی انقلاب ۵۷ با داعيه مقابله عليه "طاغوت" و"عفريت ماترياليسم غرب"، "قطع دست بيگانگان" در امور کشور و زندگی بر پايه معنويت و ارزشهای اخلاقی به قدرت رسيد و از سويی ديگر آنچه پس از ۳۰ سال در نگاهی گذرا به جامعه ايران ديده می شود، رنگ باختن ارزشهای اخلاقی، فساد،ظلم و تبعيض، نابرابری اجتماعی و از ميان رفتن استقلال ملی به شيوه ای چشمگير تر از پيش از انقلاب است.

بنيادگرايی اسلامی

وقتي نگارنده اين سطور در اينترنت به این آدرس بر خورد نمود ه، و مطالبي در باب اهانات و هتك حرمت بزرگترين و مقدسترين بانوي عالم را ملاحظه نمود مصمم شد به مفتريات و افكار باطله آنان پاسخي ندهد. زيرا آنان بر اساس روش صحيح تحقيق علمي و تاريخي پژوهش ننمود ه اند تا مطالب مطروحه شان مورد بحث و بررسي و نقد قرار گيرد.

لذا، سعي نمود براي تنوير افكار خوانندگاني كه مايلند حقايق حيات اين بانو را از منشاءاش جويا شوند ، باختصار مطالبي مستند از اثار مورخين بهايي و غير بهايي در وصف عظمت مقام و شان كبريائي يكي از بزرگترين و مقدسترين بانوي بي نظير عالم، طاهره زكيه بياورد. و براي آگاهي بيشتر، توجه متحريان حقيقت را به مطالعه كتب تاريخيه موثق و مستند بهائي و آثار تحقيقي مولفان بي طرف و بيغرض غير بهايي راجع به مقام حضرت طاهره معطوف بدارد.

منبع: خواندنیها

بهاییان متهم می شوند که در ابرقو یک خانواده مسلمان را به قتل رسانده اند و دستگاه قضایی زمان شاه نیز به حمایت از انها پرداخته است. شبکه سه سیما،روز ۲۳ بهمن ماه ۱۳۸۷ در برنامه ای با عنوان ( نفوذ نامرئی) از سلسله برنامه های (اسرار تاریکی)، با اصرار بر تاریکی، این اتهام را تکرار نمود و با نشان دادن تصویر اجساد قربانیان این واقعه هولناک،سعی نمود تا افکار ایرانیان را بر ضد بهاییان تحریک کند. از این رو این مقاله (۱)، با تشریح و تحلیل این واقعه، روشن می نماید که اولا بهاییان هیچ دخالتی در این قتل نداشته اند ودر ثانی، تقریبا تمامی عوامل قضایی، در سطح محلی وملی، با پرونده سازی و تحریف واقعیات مسلم وغیر قابل انکار، بر علیه بهاییان حکم راندند و روی قضات فرانسه در محاکمه یک افسر یهودی ارتش فرانسه به نام سروان آلفرد دریفوس را سپید نمودند.(۲)

واقعه قتل فجیع صغری و فرزندانش

Download

در بهمن ماه امسال، سریالی با عنوان «عمارت فرنگی» از شبکه دو سیما پخش شد. این فیلم، سیر تاریخی سقوط قاجار، حکومت رضاخان تا سقوط پهلوی را به صورتی گذرا ترسیم می کند. بخش اصلی فیلم مربوط به سلطنت رضا شاه و نخست وزیری محمد علی فروغی است. در این میان شخصیت فروغی به عنوان جاسوس انگلیس، وطن فروش، طراح فجایع پیش آمده در سریال، در ظاهری موقر و دانش پرور معرفی شده است. مردی که ایرانیان او را خادم فرهنگ و ادب ایران می شناختند در انظار بینندگان فیلم درمدت ١٥شب به جاسوسی مکار، مزور و حتی آدم کش فروکاسته می شود که در کنار این کارها، گاه گلستان و بوستان سعدی را هم ورقی می زند و ابیاتی از شاهنامه را زمزمه می کند.

جالب آن است که در بخش اول فیلم از زبان فروغی جملاتی گفته می شود مبنی بر اینکه بهاییان در سقوط سلطنت قاجار ودر نتیجه به تخت نشاندن رضا شاه نقش اساسی داشته اند. در بخش دیگر فیلم رضا شاه از همسرش می پرسد محمد رضا و اشرف کجا هستند؟ او می گوید «بردمشان مدرسه بهاییها».

حال باید دید هدف پنهان نویسنده و مشاور پژوهشی این سریال (عبدالله شهبازی) چه بوده است؟

بار دیگر شعلۀ کینه و بغض مذهبی بهائی ستیزان دامنگیر جامعۀ بهائیان ایران شده و این دفعه بصورت آتش زدن خانه و آشیانه و اموال و احیاناً به خطر انداختن جان و سلامت آنان جلوه گر شده است.

فارس نيوزنوشته است:

بیست روز از تولد دومین فرزندم می گذشت و من هنوز در مرخصی استعلاجی بودم که وطن سرسبز و خانه امنم ، هردو در یک روز مورد حمله قرار گرفت. خصم اول را تعصبات وطنی تحریک می نمود و خصم دوم را تعصبات و اوهام دینی. بالاخره ناچار شدیم باهمسروفرزند دیگرم که فقط پنج سال داشت، به محل امنی تغییر مکان دهیم. همسرم عضو محفل روحانی بهاییان شهرمان بود و خانه ما جزء اولین خانه هایی بود که مورد حمله قرار گرفت . کسانی به منازل حمله می کردند که پیش از این خود را ملجاء و پناه مردم مظلوم ایران معرفی نموده بودند. فقط منزل ما نبود که مورد هجوم واقع شد. چند روز بعد محل کار همسرم نیز غارت شد و منازل اقوام ما نیز ، مورد تجسس که چه عرض کنم،در معرض تالان و تاراج قرار گرفت.

چند خبرگزاري معدود وبعضي سايت هاي وابسته به آنها گفته اند " جريان مردمي مبارزه با تشكيلات بهائيّت درايران" اعلام كرده جمعه 29 شهريور1387 با حضور درنمازجمعه تهران طوماردرخواست انحلال تشكيلات بهائيّت را براي جمع آوري امضاء دراختيارمردم تهران قرار خواهد داد! بعضي نيزبجاي مردم تهران كل مردم ايران را ذكر كرده اند!

دراين خصوص چند سؤال ونكتهء مهم است كه بايد ازجريان مردمي مزبوروآن دسته ازخبرگزاري هاي بهائي ستيزي كه مسألهء طومار را منعكس كرده اند پرسيد :

 اخيراً مقاله اي ازبه اصطلاح پژوهشگرتاريخ معاصرايران،آقاي لطف الله لطفي، دربارهء خانم شيرين عبادي خواندم كه ذكرنكاتي درخصوص آن ضروري است! ايشان دراوّل وآخرمقاله مقصود اصلي خود را چنين نوشته اند: "امروزتشكيلات بهائيت در تلاش است با استفاده از شيرين عبادي جهت اهداف تشكيلاتي خودزرين‌تاج (قرة‌العين) ديگري را بازسازي كند و اين نيازمند هوشياري وي براي خنثيكردن اين توطئه است".[i]

ايذاء و آزار جامعه بابی و بهائیجامعه بهائی ايران ريشه در نهضت بابيه دارد و آن ديانتی است که در سال 1844 در ايران بنيان گذاشته شد. شارع آن, سيّد علی،محمّد شيرازی, که لقب باب را برای خود برگزيد (1850-1819), در سال 1850, در بحبوحه| حرکت،های ايذائی عمومی نسبت به بابيان که با قتل عامی در سال 1852 به اوج خود رسيد, اعدام شد. حدود سال 1866, ميرزا حسينعلی نوری (1892-1817), که لقب بهاءالله را برای خود انتخاب کرد, علناً مدّعی شد همان رهبر دينی است که باب در آثار خود نبوّت کرده است. از آنجا که بيش از نود درصد از بابيانی که از آزارها و کشتارها جان سالم به در برده بودند در زمره| پيروان بهاءالله در آمدند و در حدود همين احيان به بهائي مشهور شدند, از نقطه نظر جامعه،شناختی و تاريخی معقول آن است که اين دو نهضت, يعنی بابيان و بهائيان, را جنبش واحدی بناميم و از اين پس, برای سهولت ارجاع, به جميع مراحل به عنوان

این دومین بار است که بحث و گفتگو پیرامون بابیان و بهاییان به گونه ای به گفتمان غالب روز تبدیل می شود.نخستین بار به سالهای اولیه تشکیل دیانت بابی در سال 1844 بر می گردد.در ان سالها تمام ایران در تب این قیام روحانی –اجتماعی می سوخت و حداقل ده سال پر از فراز و نشیب از تاریخ ایرانرا به خود اختصاص داد.همه جا در بین مردم کوچه و بازار، حکام محلی،دولتمردان و درباریان و حتی شخص سلطان و حتی علما و فقهای اسلام ،بحث بابیان واعتقاداتشان و البته چگونگی برخورد با انان رواج داشت.از لحاظ سیاسی نیز درگیریهای موجود بین بابیان و نیروهای دولتی که حد اقل در سه نقطه مهم نیریز و مازندران و زنجان و بدنبال هجوم بر جمعیت بابیان و متقابلا اقدام انان برای دفاع از خویش رخ داد بر اهمیت و رونق این گفتمان می افزود.ورود اشخاص سرشنا س از دولتمردان و مخصوصا از علما و روحانیون سرشناس عالم تشیع مانند سید یحیی دارابی،حجت زنجانی،ملا حسین بشرویی وقریب چهار صد تن دیگر به خیل طرفداران این ایین نوپا و خواهان تجدد و نو اوری در همه امور عتیقه نیز بعد دیگری به این ن

ممکن است عنوان این مقاله عجیب به نظر بیاید و خوانندگان محترم بر نویسنده خرده بگیرند و بگویند که این موارد چه ربطی به هم دارد، ولی این دقیقا مطالبی است که در سلسله حملات بی سابقه به خانم شیرین عبادی، توسط یکی از پژوهشگران خلق الساعه مطرح شده است . جناب آقایی به نام لطفی ، در مقاله شان که در فارس نیوز منتشر شده است ، آسمان و ریسمان را به هم می بافند تا ثابت نمایند که پذیرش وکالت هفت نفر بهائی در بند توسط خانم شیرین عبادی کاری اشتباه است. استدلال ایشان چنانست که انگار پذیرش وکالت چند نفر بهائی اقدامیست مشابه کشف حجاب توسط قره العین قزوینی ، که ارکان دین مبین سید المرسلین از آن به لرزه در آمده و خطر عظیم اسلام و مسلمین را تهدید می کند.

از تازه ترین ترفندهای بنیادگرایان و بهائی ستیزان یکی انیست که معدودی از وکلای با شهامت را که علی رغم جوّ فشار و اختناق حاکم با انگیزۀ توجّه و عنایت به حقّ و عدالت قدبرافراشته و از حقوق مسلوبۀ بهائیان مظلوم دفاع کرده اند را به پیروی از دیانت بهائی منتسب سازند و بدین طریق به گمان واهی خویش از اعتبار آنان بکاهند و احیاناً ایشانرا از ادامۀ این کار منصرف سازند.

بدنبال بهائی شدن شیرین عبادی و دخترش صورت گرفت:

اصلاح طلبان به صورت دسته جمعی به آئین بهائی مشرف شدند

گفت آن يار كزو گشت سردار بلند
جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد

تاريخ گواه است كه هر كه اسرار هويدا كند، سرش بر دار رود! حال چه اسرار ديني باشد و چه علمي و فرهنگي و چه سياسي و غيره! هفت مدير محبوب و شجاع جامعۀ 300000 نفري بهائيان ايران چند ماه است به خاطركشف اسرار ظلم هائي كه بر بهائيان ايران رفته و مي رود در زندان اوين اند.
 

شاید روزها بر ما گذشته باشد، بی آنکه دمی به خویشتن خود بیندیشیم. آنچنان غرق در دریای پر تلاطم روزمره ایم و فکر نان آنقدر حجم مغز ما را گرفته، که فراموش می کنیم کیستیم و برای رسیدن به کیستی خود چه باید بکنیم؟ گاه به خود می آییم و لحظاتی مات و مبهوت به زندگی پر دود و دغدغه خود نظر می اندازیم ؛ تند، پیاپی، بی هیچ جای تردید و تفکر، تکرار پشت تکرار. کار برای زندگی، زندگی برای کار، نماز برای ثواب، ثواب برای...و می مانیم و پرسشی در سرمان دور می زند: راستی من کیستم؟ آن لحظه ای که به گفته دکارت، وجود و هستی خود را می یابیم؛ لحظه ای که می اندیشیم. اما گاه این تفکر چون جنینی نارس، دو سه نفسی می کشد و جان می دهد و در حد خیالبافی های روزانه می گذرد؛ ولی به قول مولانا ، اگر خارخاری در دل ایجاد کند و آرامش را از انسان بگیرد، آنجاست که نوزاد فکر، کامل و بی نقص زاده می شود حال وقت بارور کردنش است. آن زمان که یافتن جواب چو آب سردی بر ذهن بخار آلود ما باشد.

در اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است:

"دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه ها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هریک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب."

و در اصل سیزدهم آمده است:

در تاریخ 26 اردیبهشت 1387 شش نفر از یاران ایران، گروهی که هدایت و ادارۀ امور جامعۀ بهائی ایران را بر عهده دارند، دستگیر و زندانی شدند. نفر هفتم این گروه قبلا دستگیر شده و در بازداشت به سر می برد. هنوز هیچ اطلاعی از وضعیت بازداشت شدگان در دست نیست. نه امکان تماس با خانواده هایشان به آنها داده شده و نه اجازۀ گرفتن وکیل داشته اند. اتهام دستگیر شدگان به گفتۀ سخنگوی دولت «اقدام علیه امنیت ملی» است، اتهامی که برخی از افراد و گروههای پرسابقه در مخالفت با بهائیان شاخ و برگ زیادی به آن داده اند و آن را به دست داشتن در انفجار شیراز یا جاسوسی برای صهیونیزم تعبیر کرده اند و حتی خواستار اشد مجازات برای متهمین شده اند. آن طور که از سخنان آیت الله علم الهدی امام جمعۀ مشهد بر می آید، ایشان تمایل دارند این مجازات را به تمام بهائیان بسط بدهند. خود بهائیان و گروههای دیگر این اتهام را رد می کنند و برخی از گروهها و همین طور سازمانهای جهانی خواستار آزادی زندانیان شده اند.