سیاست

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/28/0

منبع: گویا

اتهام خشونت به بهائيان و يا وصل کردن گروه های طرفدار مبارزه مسلحانه به جنبش سبز نه از موضع قدرت که دقيقا از موضع ضعف و درماندگی حکومت خامنه ای در برابر اعتراضات حق طلبانه مردم است. در پاسخ به اين اتهامات می بايست به خود و به جهانيان نشان دهيم که در دفاع از آزادی و حقوق شهروندی هيچ خط و تعلق مذهبی و عقيدتی ما ايرانيان را از هم جدا نمی کند. بهائيان به حکم اعتقادات دينی خود از هرگونه اقدام خشونت آميز منع شده اند. خشونت را با هزار من سريش هم نمی توان به بهائيان چسباند.

تبعيض بيداد بزرگی است که آدم در غربت بهتر می شناسدش. وقتی آن را در نگاه ديگران حس می کنی نيشتری دردلت فرو می رود.

منبع: جنبش راه سبز (جرس)
«مردان خداجوی موسوی بهایی و تروریست از آب در آمدند» اين تيتر درشت صفحه اول كيهان روز سه شنبه 15ديماه است. هر فردي مي تواند با توجه به نوع نگرش و تفكري كه دارد يك معنا و مفهومي را از اين عبارت در ذهن خود بيابد. البته چون روزنامه است و در ايران با شرايط فعلي منتشر مي شود و صد البته چون كيهان است براحتي مي توان هدف و معنايي كه از آن اراده شده دريافت و نيازي به توضيح ندارد پس لزومي ندارد كه براي دريافتن معنا و هدف اين سرتيتر درشت كيهاني نبوغ خاصي به خرج دهيد و البته ما هم اگر همين هدف بود نيازي به نوشتن نداشتيم.

منبع: ایران گلوبال

بهاییان را به سازشکار بودن و منفعل بودن متهم میدارند زیرا انان مطیع حکومت وقتند و از منازعات و مخاصمات سیاسی و کشمکش ها و تظاهرات خیابانی بر کنارند و از این راه بر انان طعنه میزنند که با روش بهاییان نمیتوان عالم را اصلاح نمود زیرا تنها طریق اصلاح عالم و حل معضلات ان را مبارزات سیاسی و تحصن و تظاهرات خیابانی میدانند . این مقاله به رابطه دیانت بهایی با سیاست می پردازد و اینکه بهاییان در انتخابات شرکت مینمایند و یا نمینمایند و همچنین این شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات تا چه اندازه در اصلاح عالم و حل مشکلات ان موثر است.

چندی پیش خبری در خبرگزاری ها پخش شد مبنی بر اعتراض برنج کاران شمال نسبت به واردات گسترده برنجهای هندی و پاکستانی که موجبات رکود برنجهای داخلی را فراهم آورده است. چندی از پخش این خبر نگذشته بود که در خبر گزاری ها اعلان شد: برنجهای پاکستانی و هندی از نظر بهداشتی سالم نیست و سرطان زا است. با شنیدن این خبر به فکر فرو رفتم. چند سالی است که برنجهای پاکستانی و هندی زیر نظر اداره بازرگانی و بهداشت وارد کشور می شود و در رسانه ملی تبلیغ می گردد اما هیچگاه صحبت از غیر بهداشتی بودن آن و سرطان زایی آن نشده بود، چه اتفاقی افتاد که بعد از اعتراض برنج کاران اعلان شد این برنجها برای سلامت انسان مضر است؟ آیا زمانی که برنجها وارد می شد مضر به حال سلامت نبود؟ خبر گزاری ها در مصاحبه خود با مسئولان بازرگانی علت را چنین اعلان کردند: سیاست اقتضاء می کرد برای ایجاد تعادل قیمت ها در بازار داخلی، برنج از هند و پاکستان وارد شود و حال نیز سیاست اقتضاء می کند به برنج کاران توجه بیشتری شود.

پس جواب همه سوالات و ابهامات در یک چیز خلاصه می شود: سیاست

منبع: خبرنت

یکی از سؤالاتی که بارها از من، به عنوان یک فرد بهائی، پرسیده شده آن است که آیا اسرائیل به شما کمک مالی می کند؟ و البته معمولاً خود کسانی هم که این سؤال را می پرسند نمی دانند منظورشان از اسرائیل دقیقاً چیست: دولت اسرائیل یا مرکز جهانی بهائی که در اسرائیل قرار دارد؛ که فرق این دو را هم نمی دانند.

منبع: خواندنیها

منبع: سایت اخبار روز

بنا به هدایت رهبر جمهوری اسلامی امسال سال اصلاح الگوی مصرف ، نامگذاری شده یعنی قرار است همه ارگان ها ،نهادها حتی افراد جامعه، اقدامات خود را در این جهت ساماندهی نمایند.بدین مناسبت نیز مسئولین قوای سه گانه از ابتدای سال به تشریح چگونگی انطباق عملکردهای خود با این حکم، پرداخته اند.

فی المثل رئیس قوه قضائیه جناب هاشمی شاهرودی با اشاره به رهنمود رهبری، اصلاح الگوی مصرف را بهره وری بهتر، مصرف صحیح تر، جلوگیری از اسراف واستفاده درست از انرژی ها عنوان کرد. همچنین بر رعایت عدالت وصداقت در رفتار وکردار تاکید نمود وادامه داد وقتی شعار عدالت خواهی را سر می دهیم باید آنرا در خود نیز زنده کنیم واز عدالت خواهی استفاده سیاسی واقتصادی نکنیم.(۱)

در دیانت بهائی دو تعلیم وجود دارد که بشر فردگرای امروز، مخصوصاً با تجربه های ناخوشایندی که از حکومتهای توتالیتر مذهبی و غیرمذهبی دارد، ممکن است در پذیرش آنها تردید داشته باشد: اطاعت از حکومت و اطاعت از بیت العدل اعظم، چون اصولاً امروزه کلمهء اطاعت کلمهء خوشایندی نیست. اخیراً نیز بعضی از مخالفان دین بهائی در نطقها یا مقالات خود به این دو تعلیم، و مخصوصاً اطاعت از بیت العدل، اعتراض و انتقاد شدید وارد آورده اند.[1] در این مقالهء مختصر بر آنیم که در این باره اندکی تأمل کنیم.

بدیهی است، و در علوم اجتماعی نیز به صراحت و مکرراً بیان شده است، که هر جامعه ای برای حفظ انسجام و بقای خود نیازمند آن است که به نحوی افراد را به اطاعت از قوانین یا سنتها وادارد، در غیر این صورت هرج و مرج ایجاد می شود و گسیختگی و نابودی جامعه حتمی است. به این منظور نظامهای گوناگون قانونی و قضایی و اجرایی به وجود آمده اند که در جوامع مختلف حاکمند. این نظامها می کوشند افراد را به اطاعت از بعضی اصول معین که برای تداوم جامعه ضروری شمرده می شوند وادار سازند.

همیشه دوستان مهربان بهائیان که از بی عدالتی های وارد بر ایشان در رنجند به آنان می گویند: شما چرا اصرار دارید دین خود را بهائی بیان کنید و از این راه این همه مشکلات را به جان بخرید؟ دین موضوعی است باطنی و شخصی و شما می توانید ضمن اعتقاد به دیانت بهائی با مسلمان نامیدن خود از همهء حقوق شهروندی برخوردار شوید. حتی عده ای معتقدند که روش صحیح، نه فقط مصلحت آمیز، در این مورد تقیه است و پافشاری بهائیان را در بهائی نامیدن خود نشانهء تعصب می دانند.

من که خود به عنوان یک فرد بهائی در ایران از تحصیلات عالی و شغل شایستهء توانایی های خود و بسیاری حقوق اجتماعی دیگر محروم شده ام همیشه به این سؤال از دید یک فرد بهائی نگاه می کردم که معتقد به حضرت بهاءالله است. اعتقادات هر فرد هم زمینه رفتار و حالات او را تعیین می کنند. اعتقاد یعنی عشق به یک مرجع و یک عاشق واقعی هرگز منافع شخصی خود را بر معشوقش ترجیح نمی دهد؛ ذکر فداکاریهایش را در راه عشق جز برای معشوق شایسته نمی داند؛ هرچه بیشتر در راه عشق زجر بکشد بیشتر احساس سعادت می کند؛ و همهء آنچه در ادبیات عرفانی ما دربارهء عشق گفته شده است.

الغریق یتشبث بکل حشیش

درویش مسلکانِ تروریستِ همجنسگرایِ فاشیست ، تصویری است که اینروزها ، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی – ایرنا ، سعی دارد به بهائیان نسبت دهد. خاطرتان هست که دختر خانم شیرین عبادی هم بهائی شده بود و بهائیان فمینیست هم نیستند. بمب گذاری در نمایشگاه بین المللی کتاب هم یادتان نرود که به همت کارشناس تاریخ معاصر خنثی شد. اصلاح طلبان هم که قرار بود لایه های پنهان جامعه بهائی ایران را تشکیل بدهند!   نعوذ بالله من غضب الله ! اگر بهائیان بخواهند دلیلی بر بطلان اتهامات دشمنانشان در این یکصدو چند سال اخیر پیدا کنند، با وجود مقالات اخیر دفتر پژوهش و بررسی های خبریِ ایرنا ، به هیچ سند و مدرک دیگری نیاز ندارند.

فارس نيوزنوشته است:

مقاله اخیر فارس نیوز خطاب به خانم شیرین عبادی ضربه مهلکی بر استدلالهای  بهائی ستیزان بود . هر چند این مقاله نوعی دگردیسی در روشهای مبارزه با بهائیت در سالهای اخیر محسوب می شود، ولی باید اذعان کرد که هر آنچه گروههای بهائی ستیزی مانند انجمن حجتیه و رهپویان وصال در سالهای گذشته رشته بودند را پنبه کرده است. این گروهها در طول سالها فعالیت خود و به مدد سانسور شدید حکومتی، که هر گونه اطلاع رسانی در خصوص بهائیان را بکلی مسدود میکرد ، قصد داشتند تصویری مخدوش از جامعه بهائی در ذهن ایرانیان ایجاد نمایند. تصویری که حجتیه و رهپویان ترسیم می کردند فرقه ای درویش مسلک و خرافی بود که در اثر عدم رعایت اصول اخلاقی و ازدواج با محارم در شرف اضمحلال قرار گرفته است. بهائیان معدودی افرادی عجیب و غریب و نفرت انگیز ترسیم می شدند که هیچ بنیان فکری و اندیشه علمی پشت سر خود ندارند و تنها با انگیزه های مادی به دنبال خوش خدمتی به دستگاههای جاسوسی روس و انگلیس و آمریکا و اسرائیل هستند.

چند خبرگزاري معدود وبعضي سايت هاي وابسته به آنها گفته اند " جريان مردمي مبارزه با تشكيلات بهائيّت درايران" اعلام كرده جمعه 29 شهريور1387 با حضور درنمازجمعه تهران طوماردرخواست انحلال تشكيلات بهائيّت را براي جمع آوري امضاء دراختيارمردم تهران قرار خواهد داد! بعضي نيزبجاي مردم تهران كل مردم ايران را ذكر كرده اند!

دراين خصوص چند سؤال ونكتهء مهم است كه بايد ازجريان مردمي مزبوروآن دسته ازخبرگزاري هاي بهائي ستيزي كه مسألهء طومار را منعكس كرده اند پرسيد :

 اخيراً مقاله اي ازبه اصطلاح پژوهشگرتاريخ معاصرايران،آقاي لطف الله لطفي، دربارهء خانم شيرين عبادي خواندم كه ذكرنكاتي درخصوص آن ضروري است! ايشان دراوّل وآخرمقاله مقصود اصلي خود را چنين نوشته اند: "امروزتشكيلات بهائيت در تلاش است با استفاده از شيرين عبادي جهت اهداف تشكيلاتي خودزرين‌تاج (قرة‌العين) ديگري را بازسازي كند و اين نيازمند هوشياري وي براي خنثيكردن اين توطئه است".[i]

ممکن است عنوان این مقاله عجیب به نظر بیاید و خوانندگان محترم بر نویسنده خرده بگیرند و بگویند که این موارد چه ربطی به هم دارد، ولی این دقیقا مطالبی است که در سلسله حملات بی سابقه به خانم شیرین عبادی، توسط یکی از پژوهشگران خلق الساعه مطرح شده است . جناب آقایی به نام لطفی ، در مقاله شان که در فارس نیوز منتشر شده است ، آسمان و ریسمان را به هم می بافند تا ثابت نمایند که پذیرش وکالت هفت نفر بهائی در بند توسط خانم شیرین عبادی کاری اشتباه است. استدلال ایشان چنانست که انگار پذیرش وکالت چند نفر بهائی اقدامیست مشابه کشف حجاب توسط قره العین قزوینی ، که ارکان دین مبین سید المرسلین از آن به لرزه در آمده و خطر عظیم اسلام و مسلمین را تهدید می کند.

بدنبال بهائی شدن شیرین عبادی و دخترش صورت گرفت:

اصلاح طلبان به صورت دسته جمعی به آئین بهائی مشرف شدند

گفت آن يار كزو گشت سردار بلند
جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد

تاريخ گواه است كه هر كه اسرار هويدا كند، سرش بر دار رود! حال چه اسرار ديني باشد و چه علمي و فرهنگي و چه سياسي و غيره! هفت مدير محبوب و شجاع جامعۀ 300000 نفري بهائيان ايران چند ماه است به خاطركشف اسرار ظلم هائي كه بر بهائيان ايران رفته و مي رود در زندان اوين اند.
 

در تاریخ 26 اردیبهشت 1387 شش نفر از یاران ایران، گروهی که هدایت و ادارۀ امور جامعۀ بهائی ایران را بر عهده دارند، دستگیر و زندانی شدند. نفر هفتم این گروه قبلا دستگیر شده و در بازداشت به سر می برد. هنوز هیچ اطلاعی از وضعیت بازداشت شدگان در دست نیست. نه امکان تماس با خانواده هایشان به آنها داده شده و نه اجازۀ گرفتن وکیل داشته اند. اتهام دستگیر شدگان به گفتۀ سخنگوی دولت «اقدام علیه امنیت ملی» است، اتهامی که برخی از افراد و گروههای پرسابقه در مخالفت با بهائیان شاخ و برگ زیادی به آن داده اند و آن را به دست داشتن در انفجار شیراز یا جاسوسی برای صهیونیزم تعبیر کرده اند و حتی خواستار اشد مجازات برای متهمین شده اند. آن طور که از سخنان آیت الله علم الهدی امام جمعۀ مشهد بر می آید، ایشان تمایل دارند این مجازات را به تمام بهائیان بسط بدهند. خود بهائیان و گروههای دیگر این اتهام را رد می کنند و برخی از گروهها و همین طور سازمانهای جهانی خواستار آزادی زندانیان شده اند.

در اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است:

"دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه ها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هریک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب."

و در اصل سیزدهم آمده است: