حقوق بشر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/29

منبع: آینده

در تاریخ اول دیماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت ، دادگاهی در شهر همدان برگزار شد که حکم صادره از آن عواقب وخیمی برای حقوق بنیادین انسانی ، نه تنها در محدوده استان همدان ، بلکه در سایر نقاط ایران خواهد داشت.قبول این حکم عجیب و شرم آور به منزله آنست که هیچ فرد ایرانی در هیچ مکانی اجازه ابراز عقیده و صحبت ندارد و همواره تیغ تیز مجازات بر فراز افکار و عقاید ایرانیان آویخته خواهد بود.

ماجرا از این قرار است که دو دختر جوان بهائی در منزل خود با دوستان صمیمی خویش مذاکراتی در مورد اعتقادات و باورهای دینی بهائیان می نمایند. اداره اطلاعات شهر همدان، که سابقه ای طولانی در تعدی به حقوق شهروندان دارد، ابتدا جوانان مسلمان را بازداشت نموده و با تحت فشار قرار دادن ایشان ، وادارشان می کند که علیه دوستان بهائی خود شکایت نمایند .

منبع: فرهنگ گفتگو

زمانی که در سال ۱۹۴۸ اعلامیه حقوق بشر به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید(۱) بشریت رنج کشیده از دو جنگ جهانی ، تنها آرزومند یک وفاق جمعی وتعهد لازم از سوی امضاء کنندگان این میثاق بین المللی بودند.

هر چند در آن زمان تحقق این مسئله بیشتر به خیال و آمال نزیکتر بود تا واقعیت ، اما اینک شاید توقع زیادی نباشد که پس از۶۵ سال از شکل گیری سازمان ملل ،مردم جهان از دول حاکمه خویش بخواهند به آن مفاد محکمتر وعمیقتر متعهد باشند با این حال هنوز هم می توان شاهد کشورهایی بود که به عللی چون : حفظ حاکمیت خویش ، تعارض اصول معتقدات رهبران با اصول موضوعه در میثاق نامه های بین المللی و تفسیر غلط از مفاد میثاق نامه ها همواره به نقض این مواد ، ادامه می دهند.

منبع: فرهنگ گفتمان

پنجمین کنفرانس «پارلمان جهانی ادیان» که از ۱۲ آذرماه در شهر ملبورن استرالیا آغاز شده بود پس از شش روز، با قرائت بیانیه ای به کار خود پایان داد. این پارلمان با سابقه ای یكصد ساله در ابتدا با هدف نزدیكی كلیساهای مسیحی به یكدیگر تشكیل شد. اما با گذشت این سال‌ها و كسب تجربیات و گستردگی حضور ادیان مختلف در آن، و همچنین لزوم گفتگوئی هدفمند بین ادیان مختلف عالم، این کنفرانس به محلی برای گردهمائی پیروان تمامی ادیان جهان درآمد. هم اکنون در این اجلاس نزدیك به هشت تا ۱۰ هزار نفر از پیروان ادیان جهان از بیش از ۸۰ كشور حضور دارند. همانطور که پیش بینی می شد و قبلا نیز در خبرها آمده بود جمهوری اسلامی ایران نیز در این کنفرانس شرکت داشت.

منبع: اخبار روز

شغالی ساعتی در خم رنگی رفت، وقتی از خم درآمد به نزد سایر شغال ها بازگشت. ادعا کرد که طاووس است و سایر شغال ها باید وی را ستایش کنند. باقی شغال ها که می دانستند، تنها ظاهرش تغییر کرده سخنان وی را باور نکردند. هر چه وی بر دعاوی خویش می افزود، دوستانش بیشتر انکار می کردند. در نهایت از وی پرسیدند که طاووس ها در میان گلستان جلوه می نمایند، آیا وی چنین می کند؟ آیا می تواند به صدای طاووسان بخواند؟ به سوالات فوق پاسخ منفی داد. حتی اگر پاسخ مثبت هم می داد از صدا و طریقه خرامَش می فهمیدند که حقیقت چیست؟ سایر شغال ها پاسخ دادند که جامه ی طاووسی به رنگ و ادعا ایجاد نمی شود.[۲]

گر منافق زفت باشد ، نغز و هول واشناسی مر ورا در لحن و قول)مولوی)

منبع: خواندنیها

منبع: ایران گلوبال

سراسر ایران سال ۵۷ و از جمله دانشگاه صنعتی، تظاهرات بر علیه رژیم سلطنتی بازاری داغ داشت. بازاری که من در آن نقشی نداشتم و به همین جهت، دوستان من، حتی صمیمی ترین آنها، با حالتهای مختلف ولی عمدتا خصمانه و گاهی تحقیر آلود و در بهترین شکل، سرزنشگر و ترحم انگیز، می گفتند:

«چرا به تظاهرات نمی آیی؟ چرا بی تفاوتی؟ چرا سرنوشت ایران برایت مهم نیست؟ چرا می ترسی؟ آیا تحصیل در دانشگاه، اینقدر برایت مهم است؟ آیا منتظری که دیگران، با بذل جان و مال خود، سفره ای اماده پهن کنند و تو با فرصت طلبی بر سر آن بنشینی؟ و و و»

وندی مؤمن
ترجمه سمندر مشکی باف

... وفای به عهد کنید و در اعمال خود و کردار خویش آنچنان صادق باشید که هر عضوی از اعضاء تجسّم کاملی از سجایای صداقت، محبّت، ایمان، مهربانی، سخاوت و شهامت باشد ... از ماسوی‌الله منقطع گردید و منجذب نفثات الهیّه باشید... (ترجمه – از آثار بهائی)

رها سازید هفت اوینی در بند را!
شاید شنیده باشید آن عبارتی را که می‎گوید، "رانندگی به وقت سیاه‌مستی"، که گویای ارتکاب جرمی است که مست کرده باشی و فرمان اتومبیل به دست، قصد هدایتش داشته باشی. این عبارت، که در ایالات متّحده باب شد، گویای داستانی نژادی است که گفته می‌شود مرد مسئول نظم و قانون که پلیسش نامیده‌اند، هر راننده‎ای را که سیاهش بیند، از حرکت بازش دارد، پرس و جویش نماید، جست و جویش کند و جریمه‎اش نماید که جرمش سیاه بودن است؛ این است میراث نژادپرستی در امریکا.

رها سازید هفت اوینی در بند را!

منبع: سایت رادیو زمانه

وای بروزی که بگندد نمک:
نگاهی حقوقی به سیر بازداشت و بازجوئی هفت نفر متهمان بهائی

ضرورت تشکیل و اداره یک حکومت قانونی آنست که مجریان قانون بیش از هر شخص دیگری قانون را مراعات کنند و بر مفاد آن عامل باشند.بدون رعایت این اصل ، یعنی عمل به قانون توسط مجریان قانون ، سخن از نظام و قانون و عدالت بی معنی و بی مفهوم است. نظر به این اصل است که قانونگذار مجازاتهای سختی را برای قضات و ضابطین و مامورین خاطی وضع کرده است. فی المثل در ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی آمده است:

«هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاههای حکومتی که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی ، به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.»

منبع مقاله: سایت عصر نو

روشنفکران و روشنفکری در جهان امروز،بحثی نسبتا جوان است و در ایران،طفلی بیش نیست گر چه برخی بر انند که این طفل ایرانی،متولد نشده و یا حتی نطفه ان هم منعقد نگردیده است .بیانیه " ما شرمگینیم "،(۱) که در دفاع از حقوق سلب شده بهاییان در بیش از صد و شصت و پنج سال گذشته صادر شد، در افواه به " نامه روشنفکران "،معروف و مشهور گردید و باعث شد تا این مساله در سطح جدیدی مطرح گردد.این نوشتار در پی بررسی نحوه برخورد مخالفان و موافقان ،با ان است.

دو کلمه " ما " و " شرمگینیم "،در عنوان بیانیه به چشم می خورد و متن بیانیه رویکردی هوشمندانه به هر دو کلمه دارد.بیانیه،می گوید:

نویسنده و شاعر گرامی و با احساس جناب آقای مجید نفیسی

اخیراً مطلب شما را در خصوص بیانیهء بی نظیر و شجاعانهء «ما شرمساریم» عده ای از روشنفکران عزیز ایران در دفاع از حقوق بهائیان(١)و عکس العمل شما را نسبت به آن و علت این که چرا شما نیز آن را امضا نکرده اید خواندم. (٢)

آزاد اندیشی و انصاف شما که حتی در نقد عقاید گذشته خودتان نیز مشهود است، ستودنی است. همچنین همدردی آن عزیز نسبت به بهائیان ایران که تحت ستم مستمر بوده و هستند موجب تشکر صمیمانهء قلبی است. همین انصاف و خلوص شما باعث شد به عنوان دوستی بهائی، آنچه را که راجع به دیانت بهائی و بهائیان نوشته اید، صرف نظر از درست یا غلط بودن آن بر چشم انصاف گذارم . چند ماه پیش، قبل از انتشار بیانیهء «ما شرمساریم» در جایی به مناسبتی چنین آرزو کردم:

منبع: سیروس نیوز

پاسخ به مصاحبه اخیر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

احترام به عقاید دیگران همواره بعنوان یکی از دغدغه های اصلی بشر مطرح بوده است . در طول تاریخ همیشه بوده اند کسانی که عقیده خود را برتر می پنداشته اند و به همین دلیل خود را محق می دانسته اند که هرگونه ظلم و تعدی را بر عقایدی غیر از معتقدات خودشان روا دارند . این عقیده – احترام به عقاید دیگران – در طول تاریخ دستمایه بسیاری از نوشته ها ، مقالات و جنبش های فکری گردیده است . از جان لاک و جان استوارت میل که موافق آزادی های فردی و مکتب اصالت فرد بوده اند گرفته تا ژان ژاک روسو و نظریه اداره همگانیش که سعادت افراد بشری را تابع سعادت دسته جمعی همه ساکنین زمین می دانست .

منبع: رادیو زمانه

پانزده تن از کمدین‌های سرشناس بریتانیا در نامه‌ای سرگشاده به حکومت ایران، خواهان توقف آزار بهائیان در این کشور و احترام به حقوق انسانی شهروندان ایرانی شده‌اند.
در این نامه که کمدین‌های برجسته‌ای چون جیمی کار، جک دی، دیوید بدیل و جو برند آن را امضا کرده‌اند، خطاب به دولت ایران آمده‌است: «ما نگرانی عمیق خود را از زندانی شدن ۷ نفر از سران جامعه بهائیت در ایران که بیش از هشت هفته از آن می‌گذرد، ابراز می‌داریم.»

این نامه ابتدا روز گذشته (پنج‌شنبه) در روزنامه تایمز با عنوان «استند آپ برای بهاییان ایران» منتشر شد و پس از آن روزنامه دیلی تلگراف و شبکه ماهواره‌ای اسکای نیوز آن را منعکس کردند.
کمدین‌های بریتانیایی در نامه خود نوشته اند که تنها جرم این افراد باور به مذهبی متفاوت با مذهب اکثریت مردم ایران بوده‌است.

اعلامیه حقوق بشر در سال 1948به تصویب رسید و بسیاری از کشورهای جهان مهر تایید بر پای بندهای آن نهادند. ایران نیز یکی از کشورهایی بود که به این پیمان لبیک گفت و از آن زمان اگر وفا پیشه و پیمان جومی بود، باید بر عهد خود پایدار می ماند و مجری ماده هایش می گردید.

اما در این میان هر گاه سخن از موارد نقض حقوق بشر به میان می آید نام ایران بلندآوازه می گردد. یکی از مهمترین این موارد مربوط به حقوق اقلیتهاست.

آنچه ایران را در هنگام قانون گذاری و اجرای آن به گلوگاه و تنگنا می افکند، تضادهای آن با قوانین شریعت است. چه که در بسیاری موارد به خصوص در برخورد با غیر مسلمانان ، قوانین شرع، سختی ها و محدودیتهایی را بر ایشان تحمیل می سازد و حقوق ایشان را کمتر از مسلمانان قلمداد می کند وحتی گرایش به آیین و مرام ایشان را معادل با اشد مجازات قرار می دهد؛ در نتیجه اجرای موارد مربوط به آزادی مذاهب و آزادی قلم و بیان به چالش می افتد و در تار در هم تنیده ای گرفتار می آید که با تبصره و استثنا نیز قابل اجرا نمی شود.

عزیزان

دفاع شما از حقوق مظلومان و ستمدیدگان مایه افتخار است نه باعث شرمساری
ما جمعی از بهائیان ایران خوشحالیم که میبینیم با این اقدام روشن بینانه شما یکی از مهمترین مراحل رنسانس فکری جامعه ایرانی درحال طی شدن است ، یعنی آن مرحله ای که توجه به حق و حقیقت امری مطلق و بدون در نظر گرفتن منبع و مصدر آن باشد، ونیز مرحله ای که ظلم در هر جا و بر هر کس نفی شود ودفاع از مظلوم بدون توجه به عقیده وجنسیت و نژاد ویا قومیتش مورد توجه قرار گیرد .

من اعلامیه جهانی حقوق بشر هستم. چند روز پیش تولد 60 سالگی ام بود. روزی نمی گذرد که در جهان نامم را با احترام یاد نکنند، اما کــــمتر کسی است که حرمت مرا نگه دارد. همه داعیه ی دوستی با من را دارند، اما هــــــــر کسی به این دوستی وفادار نیست. به تنگ آمده ام.

شما فارسی زبانان را مخاطب قرار می دهم چون چند هفته ای است که کانون مدافعان حقوق بشر پلمب شده و خانم شیرین عبادی که از مدافعان حقوق بشر ایران است تحت فشار است. خیلی برایم سخت است که کسی چون شیرین عبادی، برنده ی نوبل صلح، که اینچنین شجاعانه پای تعهّد دوستی اش با من ایستاده، تحت فشار ببینم. از همه ی شما می خواهم اگر برای انسانیت و نوع دوستی احترام قائل هستید - که اطمینان دارم بسیاری از شما چنین هستید– به من کمک کنید، نگذارید فعالیتهای نوع دوستانه ی دوستان شجاع من دچار مشکل شود.

سرویس فرهنگی ایرنا در 12 دی ماه خبری تحت این عنوان منتشر نمود: «پروژه 10 میلیون دلاری هالیوود برای دفاع از بهائیان: کمپانی آیکون پروداکشن هالیوود که متعلق به مل گیبسون است به ساخت فیلمی در خصوص بهائیان اقدام نمود.» (لینک مطلب)

مطلبی که در این خبر جلب توجه می کند این جمله است: «اين فيلم که جک لنز آن را کارگرداني مي‌کند ادعاي نمايش زندگي دختري بهايي به نام "مونا محمودنژاد" را داشته و مدعي مي شود که وي در سال 1983 همراه با 9 زن بهائي ديگر در شيراز اعدام مي شود.»

ایرنا در حالی افشای حقایق را "ادّعا" می خواند که به گزارش سایت رویای مونا با کمک مرکز اسناد حقوق بشر ایران (IHRDC) اولین مطالعه ی قانونی درباره ی دستگیری، حبس و اعدام 22 بهائی را در شیراز در سال 1983 به اتمام رسیده و در اختیار عموم قرار گرفته است. این گزارش این طور ادامه می یابد که «جمهوری اسلامی ایران به صورت عمومی نپذیرفته که مونا و همراهانش را اعدام نموده... این مطالعه دستگیری، حبس، شکنجه و اعدام آنها را با جزئیات اثبات می کند».

ديانت بهائي از آغاز پيدايش و ظهورش ، ديانتي بديع و منحصربفرد بوده و همواره اخبار فعاليتهاي اجتماعي و خدمات بهائيان به عالم انساني نقل محافل خبري بوده و هست ( البته محافل خبري اي كه از گزند سانسور و اختناق در امان باشند !) . در ايران ، خواستگاه ديانت بهائي ، وضع كمي متفاوت است . وجود دولتي ديني ، باعث سخت گيري هايي بر پيروان اين آئين شده است . داستان محروميت از تحصيل ، اشتغال و انواع و اقسام محروميت ها چيزي است كه بارها و بارها تكرار شده و بازگو كردن آن در اين مقال تكرار مكررات است .

هميشه اين تفكر وجود دارد كه ، اقليتي كه تحت ظلم و ستم زندگي مي كنند و ساليان سال با انواع و اقسام تبعيض ها مبارزه مي كنند ، قطعا نسبت به اكثريت كينه دارند و در صدد فرصتي براي انتقام هستند . اين طرز تفكر دقيقا نقطه ثقل معادلات بهائي ستيزان است ، كه سعي مي كنند با وانمود كردن اينكه بهائيان نسبت به مسلمانان كينه دارند و در صدد ضربه به اسلام هستنداعمال شرورانه خود و هم مسلكانشان را توجيح كنند .

روز 25 اردیبهشت سال جاری ساعت 5/6 صبح مأمورین اطلاعات جمهوری اسلامی به منازل 6 نفر از یاران عزیز ایران که هیأت هماهنگ کننده امور جامعه سیصد و پنجاه هزار نفره بهائیان ایران می باشند وارد شده و ضمن تفتیش منزل آنان و بردن کلیه کتب بهائی و عکس ها و سی دی ها و نوارهای مربوط به اعتقادات دینی، 6 عضو این هیأت را بازدداشت و به بند 209 زندان اوین و سلول های انفرادی منتقل نموده (در تاریخ 15/12/86 نیز عضو هفتم احضار و بازداشت شده بود) و چهار ماه در زندان انفرادی باقی ماندند و دو ماه است که به بند عمومی منتقل شده اند.

درحالي كه صدور قطع نامه هاي مختلف در محكوميت رژيم ايران به نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد ، دولت تهران بي توجه به خواست جهانيان روز به روز بر اعمال ضد بشري خود مي افزايد . در اين بين برخورد خصمانه دولت تهران با اقليت هاي مذهبي علي الخصوص بهائيان بعنوان يكي از سياستهاي اصلي دولت همچنان ادامه دارد و هر روز بر وسعت آن افزوده مي شود .

در تازه ترين مورد ، در يكي از دبيرستانهاي دخترانه شيراز ، دانش آموزي بهائي بعلت اعتقاد به ديانت بهائي و آنچه كه تبليغ و توهين به مقدسات از طرف اولياي مدرسه ناميده مي شود در آستانه اخراج از دبيرستان قرار دارد .

در یکی از روزهای سال 1385 اداره اطلاعات شهر همدان به منازل و محل کار تعدادی از کسبه بهائی این شهر یورش برد. با وجود آنکه این افراد و خانواده هایشان از ساکنین قدیمی و خاندانهای معروف و خوشنام شهر همدان بودند و سالیان دراز است که آنها و پدرانشان و سایر مردم خوب همدان در کمال صلح و صفا و دوستی در کنار یکدیگر زندگی می کنند ، چنین بنظر می رسد که تعدادی از متعصبین مذهبی قصد دارند این فضا را بر هم زده و جوی از خشونت و رعب و وحشت را حاکم سازند. بلافاصله بعد از دستگیری این افراد ، یکی از روزنامه های محلی وابسته به اداره ای دولتی ، با انتشار مقالات اهانت آمیز سعی در جو سازی بر علیه این چهار نفر نمود[i] که خوشبختانه سابقه چندین ساله و نام نیک و حسن رفتار و گفتار این افراد ، همه تلاشهای معاندان را نقش بر آب کرد[ii] و این روزنامه محلی مورد بی اعتنائی مردم واقع گردید.