جستجو |
پاسخ به اتهاماتhttp://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/44/0
نگارش: ایران جوان (02.06.89) (24.08.2010)
منبع: ایران گلوبال از دوستی شنیدم که تلویزیون فارسی بی بی سی روز سه شنبه 19 مرداد 1389 در برنامه نوبت شما به پخش نظرات مردم درباره بهائیان پرداخته بود. دوستم می گفت که آقایی زنگ زده بود و همه بهائیان ایران به جاسوسی و مظلوم نمایی متهم کرده بود. چون من یک بهائی ایرانی هستم لازم دانستم که چند جمله ای در این باره بنویسم. قبل از هرچیز از آن آقای محترم یا افراد دیگری که طرز تفکری مشابه ایشان دارند خواهش می کنم این نوشته را نخوانند، زیرا ممکن است عصبانی و ناراحت شوند و چون از جمله احکام دیانت ما محزون نکردن دیگران است و من یک انسان جائز الخطا هستم ممکن است نتوانم به خوبی از عهده اجرای این حکم برآیم و ناخواسته ایشان را ناراحت کنم. می دانید خیلی راحت می توان با یک جمله کسی را متهم کرد، مثلاً به دزدی، دروغ گویی، بی عفتی و جاسوسی. ولی واضح است که وارد کردن اتهام بدون ارائه سند و مدرک هیچ ارزشی ندارد و کاری خلاف قانون است. برای همین، در قوانین همه کشورها اصل بر برائت شهروندان است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. نگارش: ستار (02.05.89) (24.07.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو «پلی به گذشته» ۲۴ و ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۶ بود که در برنامه ای از کانال دو سیمای جمهوری اسلامی ایران راجع به هویدا، استاد محترم جناب خسرو معتضد اشاراتی هم به دیانت بهائی فرمودند. در این برنامه ایشان هر جا که می خواستند نام دیانت بهائی را ببرند، از آن با عنوان «فرقهء کاسموپولیتنی که نمی خواهند اسمش را ببرند و همه آن را می شناسند» یاد کردند! بنده در مقاله ای ضمن تمجید از ایشان که در بارهء شبههء بهائی بودن هویدا از بعضی جهات اکاذیب مورخین رسمی بی انصاف جمهوری اسلامی را تکرار نکردند، تعجب خود را نیز در خصوص علت عدم ذکر عنوان حقیقی و رسمی دیانت بهائی خدمتشان عرض کردم.(۱) نگارش: حامد صبوری (06.02.89) (26.04.2010)
منبع: خبرنامه گویا بیدارانِ ملتِ ستمدیده و شریف ایران، با دسایس کیهان علیه بهائیان و سایر دگراندیشان آشنایند. در پاییز و زمستان ۱٣٨٤، یعنی اولین سال از اولین دورهء ریاست جمهوری جناب محمود احمدی نژاد، بود که رسانه های دولتی و از جمله کیهان (۱) دسیسه ای فراگیر و بی سابقه طرح کردند تا به گمان خود ضربهء نهایی را بر جامعهء ستمدیده بهائی وارد کنند. (٢) در نتیجهء شکست طرح مزبور، در پائیز و زمستان ۱٣٨٨ نیز، یعنی اولین سال از دومین دورهء ریاست جمهوری جناب احمدی نژاد، دسیسه ای مشابه ولی فراگیرتر با استفاده از فضای موجود پس از انتخابات ریاست جمهوری، علیه بهائیان توسط رسانه های وابسته طراحی شد. یکی از رسانه هایی که نقش آشکاری در طرح و بسط این دسیسه داشته و دارد، سایت جوان آنلاین است. (٣) نگارش: شینتو (05.01.89) (25.03.2010)
منبع: خواندنیها حتی اگر سید باب را پیامبر و موسس آیینی جدید و آسمانی، آن گونه که بهاییان به آن معتقدند، ندانیم و نخوانیم و تنها به عنوان یک انسان، همانند دیگران بنامیم و بشماریم، باز هم، شخصیت، منش، تفکرات، و رهاوردهای وی برای ایران و ایرانیان، به میزانی است که بی تردید باید ایشان را در زمره بزرگترین مفاخر ایران شمرد. نابغه ای که مخالفانش، مجال ندادند تا ایرانیان با وی اشنا شوند. شخصیتی که سزاوار نبود در مجموعه تلویزیونی «سالهای مشروطه»، چنین جفایی در حقش روا داشته شود. در این مختصر، گوشه های ناگفته ، بد گفته و یا کم گفته از شخصیت وی را واکاوی می کنیم. شجاعت باب نگارش: آنتی وار (26.12.88) (17.03.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو در تاریخ نهم اسفند ماه هشتادوهشت، خبری در پایگاه اینترنتی حوزه نیوز، منتشر شد که خبر از برگزاری سلسله نشست های کانون گفتمان دینی با موضوع نقش ادیان، مذاهب و فرق انحرافی در جنگ نرم در مدرسه فیضیه قم می داد(۱) . سخنران این جلسه آقای شکوهی، معاون وزیر اطلاعات، بودند که در این جلسه سعی داشتند نقش فرق و استعمار را در جنگ نرم و رخدادهای اخیر کشور شرح دهند. در این نشست معاون وزیر، ضمن اینکه در تحلیل های خود مشکلی را حل نکردند بلکه با ایراد تهمت های نابجا و غیرواقع، زمینه ساز ابهاماتی جدید گشتند. سخنان ایشان در مورد پیدایش و هدایت آنچه ایشان «فرقه ها» می خوانند و نقش آنان در جریانات اخیر در نوع خود سخنی تازه و نو بود. نگارش: عمو یادگار (14.12.88) (05.03.2010)
منبع: شهرگان خدا اریک فروم را بیامرزد. اگر امروز زنده بود و «کیهان» می خواند، به سایت فارس نیوز سری می زد و یا پای سریال های تلویزیون ایران می نشست؛ بی شک در ردیف شاهکارهایش، هنر دروغ ورزی را نیز می نوشت. امّا هنر دروغ ورزی چیست؟ اینست که دروغ بگوئی، فراوان هم بگوئی و به روی مبارکت هم نیاوری که داری دروغ می گوئی ! با این تعریف می توان نمره بیست این هنر را به کارگردان سریال «سالهای مشروطه» داد. آقای «محمد رضا ورزی» که حسابی تاریخ ایران را ورز داده و به هم آمیخته است و بقدری تر و تمیز همه چیز را چون آش شله قلمکار در دیگ سریالش درهم ریخته و جوشانده که دیگر جدا کردن کامل راست از دروغ سریالش کار حضرت فیل هم نیست! نگارش: صابرشاکر (11.12.88) (02.03.2010)
"حكايت كنند كه چون سلطان محمّد عثمانی قسطنطنيّه رامحاصره نمود شخصی ازوزراءقيصربرشخصی از علمای مسيحی در شهر وارد شد ملاحظه نمود كه آن عالم بنوشتن و نگاشتن مشغول، سؤال نمود كه بچه مشغولی گفت مشغول به رد نوشتن بر حضرت رسول و بر قرآن، آن وزير قيصر متغيّر شده از شدّت حدّت طپانچه بر گوش آن عالم زد كه دير خبر شدی. وقتيكه علم مبين آن شخص در حجاز و يثرب بود لازم بودكه رد بنويسيد حال كه آن علم اعظم پرچمش پشت دروازه قسطنطنيّه موج ميزند و بانگ كوس نبوّتش گوش شرق و غرب را پر كرده و انوار عزّتش چشم عالم را خيره نموده مشغول رد نوشتن شدهايد بر خيزدرمانی بجهت درد خود بجوئيد و مرهمی بجهت زخم درون خويش بيابيد و راه فراری تحرّی نمائيدكه آن كوكب، شمس مضی شد و آن سراج، بدرمنير گشت."1 نگارش: قربانعلی درویش (11.12.88) (02.03.2010)
منبع: رادبو زمانه مدتی است که شبها از شبکه ۳ سیما سریالی با عنوان «سالهای مشروطه» به روی آنتن می رود. ماجرای سریال ا زآخرین ماه های سلطنت محمّد شاه قاجار آغاز می گردد و تا دوران مشروطه امتداد می یابد. به رغم هزینه قابل توجهی که مصروف این سریال شده و با وجود هنرمندی جمعی از هنرپیشگان خبره و نامدار، موفقیت کارگردان درگرو اینست که از قضاوت تاریخ سربلند بدر آید. محمد رضا ورزی، کارگردان و نویسنده سریال «سالهای مشروطه» در مصاحبه با خبرگزاری مهر، ادّعا نموده است: «همیشه در ساخت کارهای تاریخی سعی میکنم تا جایی که میتوانم به مستندات تاریخی وفادار باشم، چرا که نمیتوان به تاریخ خیانت کرد. مخالف تحریف تاریخ هستم. مسلماً وقتی اثر تاریخی قرار است خلق شود باید از درام استفاده کرد و من سعی کردم تاریخ را دراماتیزه کنم، نه تحریف»(۱) در ادامه این مطلب با ذکر یک نمونه ،خواهیم دید که «محمّد رضا ورزی » در ادعای خود که تاریخ را تحریف ننموده تا چه اندازه صادق است. نگارش: برهان کاظمی (07.12.88) (26.02.2010)
منبع: خبرنت امسال در دههء فجر سریالی آغاز شد به نام سالهای مشروطه. تاجایی که من می دانم این اولین فیلم ساخته شده در ایران است که صراحتاً به ادیان بابی و بهائی و تاریخ آنها اشاره دارد و حتی افرادی در نقش باب و بهاءالله بازی می کنند. در رسانه ها دیدم که بهائیان ایران و جهان به انواع مختلف رسمی و غیررسمی آزردگی خود را از نمایش این فیلم ابراز داشته اند، و البته حق دارند. معلوم است که هدف این فیلم تحریف تاریخ دیانت بهائی و توهین به مقدسات آن است، اما به نظر من این اقدام در تاریخ تحول دین بهائی بسیار مهم است و بهائیان باید از عوامل تهیهء فیلم و از صدا و سیمای جمهوری اسلامی از این بابت متشکر باشند. نگارش: ا.آرامش (07.12.88) (26.02.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو "کلیه برکات منشأ الهی دارد اما هیچیک از آن ها قابل قیاس با قدرت تحقیق و تدبر نیست. موهبتی اعظم از آن تصوّر نتوان نمود و ثمرات جَنیه اش را انتهائی نبوده ونخواهد بود"۱ چندی پیش مسئولین گرامی در سایت رجا نیوز2 اقدام به انتشار مطلبی با عنوان بیت العدل یا بیت الظلم نمودند از آنجا که نویسنده محترم این مقاله طبق معمول ،بدون تحقیق وارائه دلایل، سعی در ایجاد شبهه در اذهان عموم نموده وبا آنکه شبهات مطرح شده ،عمدتا تکراری ایست ، برای روشنتر شدن حقایقی چند، خوانندگان عزیز این سطور را به تفکری دوباره در باب مطالب مطروحه آنجناب، جلب می نمایم . مطرح شده: نگارش: پریسا (06.12.88) (25.02.2010)
قسمت اول نمي دانم تا حالا سريال "سال هاي مشروطه" را ديده اي؟ نظرت راجع به اين سريال چيست؟ چقدر به وقايع تاريخي مورد اشاره در آن آشنايي داري؟ چقدر به صحت طرح اين حقايق مطمئني؟ چقدر نويسنده و كارگردان و مشاوران و خلاصه جمع كثير دست اندركاران آن را مي شناسي؟ آيا اين مجموعه به نظرت آنقدر جالب و جذاب آمده كه بخواهي راجع به مضامين آن از منابع رسمي و معتبر تحقيقي كني؟ اصلا به تاريخ ايران از دوره ي قاجار به بعد علاقه داري؟ تاريخ دوران قاجار، تاريخ عجيب و غريبي است. اين دوران جمع اضداد است. از طرفي ننگ وجود پادشاهان بي كفايت، از دست رفتن قسمت هاي مهمي از خاك ايران، نفوذ و سلطه ي دول خارجي، اوهام و خرافات شديد رايج در بين عوام، سوء استفاده ي دربار و بسياري از علما از جهالت نفوس، از طرفي؛ و از جانب ديگر بارقه ي اميدي در دل ظلمات نااميدي، كه جان و روان ايران و ايرانيان را حياتي دوباره بخشيد و سرنوشت اين مرز و بوم را به سوي تحولات اساسي و سازنده اي پيش برد كه بي شك ظهور ديانت هاي بابي و بهايي و تحولات اساسي اجتماعي مانند انقلاب مشروطيت از نمونه هاي بارز آن محسوب مي شود. نگارش: جلال رحمانی (04.12.88) (23.02.2010)
مدیر محترم سایت نقطه نظر چند روز قبل در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مقاله ای با عنوان «مـروری بر پیدایش فـرقه بهـاییت»، مورخ ۲۷ بهمن ۱۳٨٨، از خانم ثریا شهسواری، به آدرس: http://www.irdc.ir/fa/content/8851/default.aspx منتشر شده بود. از آنجا که مقاله دارای اغلاط فاحش تاریخی و با پیشداوری و تعصب نوشته شده بود، کامنتی را در سه ارسال پی در پی زیر مقاله گذاشتم. اما متأسفانه کامنت بنده را منتشر نکردند و در عوض فقط کامنت هایی را که مقاله را تحسین می نماید(!) گذاشته بودند. البته منتشر نکردن نظراتی امثال نظر بنده در سایت مزبور امری طبیعی است، چه که مسؤول مرکز اسناد انقلاب اسلامی خود از بهائی ستیزان معروفی هستند که همچون سرکار خانم شهسواری آثار قلمی در ردّ آئین بهائی دارند! و جالب آن که عبدالله خان شهبازی همین مسؤول مزبور را به بهائی بودن متهم کرده اند، و ایشان نیز عبدالله خان را دیوانه و توهم زده خوانده اند! نگارش: قربانعلی درویش (30.11.88) (19.02.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو «وقتی که برهان ندارند شمشيرشان افتراست» (حضرت عبدالبهاء) روزهای سرد زمستان در رسیده و سرشک برف و باران بر پیکر درختان چنان باریده که در نوک شاخ هر درخت، حلیه و آذینی ازگوی بلورین یخ بسته. لیک سردتر از این زمستان و ناجوانمردانه تر از این سرمای بی امان، زمهریری است که بر دشت و دمن هنر در «سیمای» ایران، وارد گشته و آنچه از ارزش های والا که موجود دیده با خود به یغما برده. امروز هنری که از نجابت آن سخن می راندند ؛ چنان از جامه حیا عریان گشته که از زیر پای گذاشتن شریف ترین آمال و ارزش های انسانی ، هیچ باکی به خود راه نمی دهد. نگارش: فروغ مهرآور (30.11.88) (19.02.2010)
منبع: سایت گویا چون مراجعۀ بی نتیجه ام به ستاد حقوق بشر قوۀ قضائیه را هنوز خوب به خاطر دارم، باور کردن سخنان رئیس این ستاد، آقای محمد جواد لاریجانی، دربارۀ حقوق بهائیان در نشست بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در ژنو برایم غیر ممکن است. ٢ سال پیش برای تقاضای رسیدگی به محرومیتم از تحصیل در دانشگاه به این ستاد مراجعه کردم. مسئول خوش برخورد ستاد هنگام اولین مراجعه ام به این مرکز، در مراجعۀ بعدی با فردی جدی جایگزین شد که نه تنها وعده های خوش بینانۀ مسئول اول را نداد، بلکه امید به نتیجه گرفتن از مراجعات را نیز از بین برد. نامه ام به آقای لاریجانی به این ترتیب بی جواب ماند و اکنون ٤ سال است از ورود به دانشگاه محروم هستم. نگارش: شیوا آشوب (22.11.88) (11.02.2010)
منبع: فرهنگ گفتگو بديهي است كه انسانها دغدغه هاي يكساني ندارند بخصوص در جوامعي كه از جنبههاي اقتصادي اجتماعي سياسي از ثبات نسبي برخوردار نباشد. شايد بيش از اينكه مهم باشد سيستم حكومتي و يا سيستم اقتصادي و ... چگونه است و تمايل به كداميك از سيستمهاي متداوله جهاني دارد و يا از يك سيستم بسته خاص خود تبعيت مينمايد، مهمتر اين است كه چه مقدار بي ثباتي از هر لحاظ بر آن جامعه وارد شود يا تحميل شود و حتي جامعه براي خود (به جهت اهداف خاصي) ساخته باشد. در اين صورت رفتار حاكميت نيز به سمت و سويي تمايل مييابد كه شاهد بگير و ببند و دادگاههايي از نوع اعتراف و اقرار چون شنبه دهم بهمن باشد. نگارش: روحا (19.11.88) (08.02.2010)
منبع: سیروس نیوز گويا اين روزها آتش تنور اتهامات و جو سازي عليه جامعه ستمديده بهاييان ايران از هميشه داغ ترشده است ونان بي بركت وسير ناكردني آن احتمالاسفره كساني را پر مي كندكه روزي خود را در گروداغ نگهدا شتن اين تنور مي بينند وبراي جمع كردن هيزم افترابريكديگر سبقت مي گيرند. بعد از هنر نمايي هاي روزنامه هاي دولتي كه در صدر آنها كيهان قرار دارد حال نوبت به رجا نيوزوجها ن نيوزوچند نيوز ديگر است كه مطالب تحريف شده و وارونه اي را ازدستخط دارالانشاءبيت العدل اعظم استخراج كنند وباخوشحالي ازاين پيروزي بزرگ ازروي دست هم ديگر رونويسي كرده وبه خوانندگان خود هشدار دهند چه نشسته ايدكه بيت العدل دستور شركت بهائيان را در تظاهرات صادر كرده است.حال چگونه مي شود كه آدم بينا وبرنايي نيمي از يك نوشته رابخواند ولي نيمه ديگر آن را نبيند ويا نديده انگارد و اطلاعيه صادر كند؟ اين معمايي است كه پاسخش از پيش معلوم است. نگارش: رضا فانی یزدی (18.11.88) (07.02.2010)
منبع: ایران امروز ما ایرانی هستیم، ما انسانیم و وطن مون رو دوست داریم رضا فانی یزدی تارا جاسوس نیست. چشمهای منصور* پر از اشک بود، وجودش پر از فریاد. فریاد اعتراض چند نسل از انسانهایی که در میهن ما بدترین اشکال تبعیض را با پوست و گوشت و استخوانشان از اوان کودکی در مدرسه تا لحظه مرگ پای چوبه های دار احساس می کنند. از امیرکبیر گرفته تا احمدی نژاد، از ناصرالدین شاه گرفته تا آیت الله خامنه ای، و از دیروز گرفته تا امروز، چندین دهه است که بهایی را به جرم نجس بودن و جاسوسی و بیگانه پرستی آزار می دهند. حالا منصور نسل سوم آنها روی سن فریاد می زد که "ما جاسوس نیستیم!"** "تارا جاسوس نیست!" و "ما جاسوس نیستیم، ما ایرانی هستیم. بهائی هستیم. وطن مون رو دوست داریم. جهان وطنیم، ولی بی وطن نیستیم. ما انسانیم." نگارش: آنتی وار (07.11.88) (27.01.2010)
منبع: سایت گویا وزير دادگستری، سيد مرتضی بختياری، روز پنجشنبه، اول بهمن ماه ۸۸، در مراسم افتتاح ساختمان دادگستری شهرستان سربيشه استان خراسان جنوبی به نکته ای اشاره کردند که جای تامل دارد. ايشان فرمودند که بيش از ۹۰ درصد رسانه های جهانی صهيونيستی است.(۱) خب حتماً می توانيد حدس بزنيد که آن ده درصد باقی مانده هم رسانه های دولتی جمهوری اسلامی هستند. اما آنچه بنده را واداشت تا چند سطری بنويسم، شايد در نگاه اول ربطی به سخنان ايشان نداشته باشد. غرض از نقل قول اين سخن در ابتدای مقاله اين بود، که خواننده با نوع تفکر و عمق تعصب حکومت به "ديگران" و تقسيم بندی "خودی" و "غيرخودی" اندکی آشنا شده و آن را کاملا حس کند. نگارش: ساحل (03.11.88) (23.01.2010)
منبع: سیروس نیوز بهائیان پیروان تنها دیانتی هستند که اسلام وپیامبر آن حضرت محمد را مربی الهی وفرستاده حق می دانند ودر آثار وکتب خود به تکریم واحترام نسبت به ائمه اطهار ومقدسات اسلامی تأکید می ورزند. بهائیان مطابق معتقدات خود در هر مملکتی مطیع دولت وخیرخواه ملتند ودرامور سیاسیه واختلافات احزاب مداخله نمی نمایند . باوجود چنین اعتقاداتی چرا دادستان علیه7 تن از مدیران جامعه بهایی اتهام تبلیغ علیه نظام را وارد ساخته است؟ آیا 30 سال اطاعت در قبال تبعیضات اعمال شده رسمی (سلب حق تحصیل واشتغال در دوایر دولتی ،ابطال جواز کسب ،عدم صدور مجوز برای بسیاری از مشاغل آزاد ،توهین وتحقیر در رسانه ها وکتب درسی ،عدم جواز برگزاری مراسم دینی ،توقیف وتخریب اماکن مذهبی و...)سندی برگفتار پیروان این دین نمی باشد؟آیا جز دادخواهی از طرق قانونی ،اقدامی دیگر جهت رفع مظالم صورت گرفته است؟ نگارش: حامد صبوری (02.11.88) (22.01.2010)
منبع: خواندنیها این روزها برای فیصلۀ بحران هفت ماهۀ پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بی انصافانی با برنامه ای از پیش تعیین شده اغتشاشات عاشورای حسینی را به پای بهائیان نوشته اند و در صددند تا با وجه المصالحه کردن ایشان، بر شمار زندانیان بهائی بیافزایند و خون بعضی را بریزند و به هموطنان نیز وانمود کنند که ایشان به خاطر توهین و دشمنی با سالار شهیدان حسین بن علی محاکمه و مجازات شده اند و نه به خاطر مسائل عقیدتی و پیروی از دیانت بهائی! غافل از آن که محققین منصف و نیز کثیری از هموطنان عزیزی که با بهائیان آشنا و فامیل و دوست و همکار و قوم وخویش اند، می دانند که بهائیان نه تنها دشمن اسلام و مسلمین نیستند، بلکه تنها اقلیت مذهبی هستند که به غیر از خود مسلمانان، اسلام را دینی الهی می دانند و به حسین بن علی نیز عشقی بدیع می ورزند. کتب و آثار حضرت بهاءالله شارع دین بهائی و جانشینان ایشان، حضرت عبدالبهاء و شوقی ربانی، و نیز تألیفات نویسندگان بهائی، شاهدی قاطع بر این حقیقت است.(۱) |
آخرین نظرها
پر خواننده ترین مقالات
|
|||||||||||||||
