Not Categorized

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/46

< src="/images/stories/DSCI0014.JPG" width="200" align="left" vspace="5" border="0" />در تاریخ بین 17/6/1386 و 18/6/1396 افرادی غیر مسئول، خود سرانه، بلدوزر به محل قبرستان جامعه ی بهایی منطقه(نجف آباد، ویلاشهر، گلدشت، یزدان شهر و امیر آباد)، واقع در حدود 15كیلومتری شمال نجف آباد (پشت رشته كوه شمال شهر) برده و تمام 95 مقبره ی موجود را تخریب نموده، سنگهای یك دستِ روی آنها را از جا كنده و روی درختهای كوچك كاجی كه اطراف اولین بلوك پرشده ی این گلستان است، ریخته اند(برای هر بلوك 95=19×5 مقبره در نظر گرفته شده است). یك سرویس بهداشتی كوچكی را كه در محل بوده كاملا ویران نموده اند و دو عدد تانكی را كه برای مصارف اضطراری و نیز آبیاری درختها موجود بوده صدمه ی شدید زده، غیر قابل استفاده كرده اند. همچنین 5 مورد قبر موجود در بلوك جدید را كه اخیرا ایجاد شده و هنوز سنگ بندی نشده بود كاملا ویران و صاف نموده اند و حدود 8 مقبره كنده شده ی آماده را نیز پر كرده اند.

اخطاریه ی تهدید آمیز گروهی به نام« حزب الله»به تعدادی خانواده های ویلاشهر را در اینجا بخوانید: href="/images/stories/Image0002.JPG">اخطاریه

به نام آنکه بیم از اوست و امید از او. تاریخ : 04/06/1386

حضور محترم مدیر مسئول روزنامه باختر آقای کامران سعادت: روز شنبه سوم شهریور ماه 1386 خبری در روزنامه شما منتشر شد که باعث تاسف و تحسر خوانندگان مطلع و منصف آن روزنامه گردید. از فحوای این خبر چنین بر می آمد که گویا اعضای جامعه بهائیان کرمانشاه قصد داشته اند با توزیع سی دی در بین مردم مسلمان آنها را گمراه سازند. از اینکه چگونه این خبر نادرست به روزنامه شما انتقال پیدا کرده است بی اطلاعیم ولی بر خود لازم میدانیم تا اطلاعاتی درباره وقایعی که در چند ماه گذشته در استان در این رابطه رخ داده است به شما تقدیم کنیم و از شما درخواست نمائیم تا طبق قانون مطبوعات در همان صفحه که این خبر را منتشر نموده اید پاسخ جامعه بهائیان کرمانشاه را نیز درج نمائید.

نیویورک
جامعۀ بین‌المللی بهائی به یک نامه محرمانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) دست یافته است که در آن به دانشگاه‌های ایران دستور داده شده است، هر دانشجویی که هویّت بهائی بودن او کشف شود از دانشگاه‌های ایران اخراج گردد.
این نامه، بیانیه‌های اخیر مقامات ایرانی را، که می‌گویند برای دانشجویان بهائی در ایران تبعیضی وجود ندارد — در حالیکه بیش از نیمی از دانشجویان بهائی در ایران که در پائیز گذشته در دانشگاههای کشور ثبت نام کرده بودند به طور تدریجی در طول سال تحصیلی ۱۳۸۵–۱۳۸۶ (۲۰۰۶–۲۰۰۷) از دانشگاه‌ها اخراج شدند — را رد می‌کند.
بانی دوگال نمایندۀ ارشد جامعۀ بین‌المللی بهائی در سازمان ملل متّحد گفت، این نامهء محرمانه که آشکارا می‌گوید، دانشجویان بهائی به مجرد آنکه شناسایی شوند باید از دانشگاه‌ها‌ اخراج شوند، بدون هیچ شک و شبهه‌ای ثابت می‌کند که مسئوﻻن دولت ایران، علی‌رغم آنچه به جهان خارج می‌گویند، همچنان مصمّم هستند که بهائیان ایران را از دسترسی به ترقّی و پیشرفت باز دارند.

دوستان عزیز من
درادامه ی مطالبی كه درلزوم آشنایی با تعالیم دین جدید بهایی نوشتم، باتوجه به اشتیاقی كه هموطنان عزیزم برای آگاهی از آن نشان داده اند به حقیقتی برخورده ام كه قلبم را پرازشادی واشتیاق نموده،چه كه متوجه شده ام نفوس بسیاری درچندسال اخیرفهمیده اند كه دین بهایی چه چیزی نیست، وحال وقت آن است كه بیشتر بدانند چه چیزی هست. مثلأفهمیده اند كه ساخته ی استعمار وضداسلام عزیز وسایر ادیان آسمانی نیست، وازاین قبیل اتهامات عاری وبری است. به عبارتی مردم دیگرزیاد گوش به دروغ ها وتهمت ها علیه دین بهایی نمی دهند. اما درعوض به نظرم می رسد كه اینك هموطنان عزیزم بیشتر مایلند بدانند دین بهایی چیست وتعالیمش كدام است وبرای مشكلات جهان امروز چه راه حل هایی ارائه می دهد. به نظراین دوست حقیرتان این قدمی اساسی پس از 163 سال است كه باعث روشن شدن بیشتر ملت عزیز ایران خواهد شد وآنها را با مربی آسمانی كه ازكشور ایشان ظاهرشده آشنا خواهد كرد. آغوش بهاییان برای فراهم كردن وسایل این آگاهی برای عزیزان هموطنشان بازاست ودستان گرم انصاف ومحبتشان را می فشرند.

خلاصه حقاله اینجا نوشته شده است

که میبینید

این یک مقاله است

برای امتحان

رای دادگاه در موضوع اثبات مالکیت تعدادی خواهان بهایی به صرف بهایی بودن ایشان استماع نشده و مسئله به همین سادگی ختم شده است. موضوع مربوط به اواخر سال 85 است و در استان چهارمحال و بختیاری اتفاق افتاده است. بیشتر بخوانید: رای دادگاه...

یكی از مهمترین سؤالاتی كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته و همهء مكاتب مادی و الهی، به خصوص مكاتب فلسفی، در صدد پاسخگویی به آن بوده‌اند این است كه مبدأ آفرینش چیست؛ این جهان چرا خلق شده و این خلق چگونه صورت گرفته و هدف غائی آن چه می‌تواند باشد. این چیستی و چرایی و چگونگی طبیعتاً به انسان كه تنها جزء ذی‌‌شعور این عالم است نیز تعمیم یافت.

جناب مالیتوآ تانومافیلی دوم در ساعت 6:45 بعدازظهر جمعه 11 می 2007 در بیمارستان ملی توپوآ تاماسیسی میااوله در پایتخت ساموآ، آپیا، صعود نمودند. ایشان به منظور مداوای ذات الریه، حدود یک هفته در بیمارستان بستری بودند. هنوز علت فوت اعلام نشده است. خبر فوت را وزیر دولت، آقای واسایتا پولوما کومیتی از شبکه اول تلویزیون ساموآ با جمله زیر اعلان نمودند:
«با کمال تأسف خبر درگذشت رئیس دولت آقای مالیتوآ تانومافیلی دوم را به اطلاع شما می رسانم.»
در زمان درگذشت در می 2007 ، مالیتوآ تانومافیلی دوم پس از پادشاه تایلند، باهومی بولیادولیادج، دومین پادشاهی بود که طولانی ترین دوره سلطنت را داشت. سلطنت ایشان در سال 1946 آغاز شد (سلطنت الیزابت ملکه انگلستان در سال 1952 شروع شد)
اطلاعیه محفل روحانی ملی بهائیان ساموآ درمورد درگذشت مالیتوا پادشاه ساموآ
از طرف محفل روحانی ملی سُاموآ
11 می 2007-05-20 دوستان عزیز بهائی،

حکم دادگاهی اخیر جناب روشن که یکسال حبس و چهار سال تبعید در نظر گرفته شده است. جزئیات را اینجابخوانید.... href="/images/stories/Sentence-Roshan.pdf">حکم دادگاهی شدن...

مکرر شنیده وبعضا دیده شده که آثار و نوشتجات دیانت بهایی، بدون ذکر نام بهایی مورد استقبال و روایات و احادیث اسلامی و منسوب به ائمه اطهارهنگامی که بصورت گمنام و با ظن انتساب به بهاییان، مطرح می شوند مورد تکفیر واقع می گردند. آورده اند که در اوایل پیدایش دیانت بابی مشهور شده بود که بابیان مطالب خود را با خط قرمز می نویسند و اتفاق افتاده بود که روایات و احادیث اسلامی نوشته شده با خط قرمز،مورد سب و لعن و رد و طرد و نوشتجات بابیان اما با رنگ سبز، مورد تایید قرار می گرفت و نه محتوای کلام که رنگ انها ملاک و میزان اعتبار می شد.این مساله که ظواهر بی ارزش و اغراض و پیش داوریها و تعصبات گوناگون،غالبا باعث پنهان ماندن حقیقت می شود،گرچه شاید نه منحصر به ایران،که یک درد کل جامعه بشری باشد اما نمود های ان در ایران از لحاظ وسعت، دامنه دار و از لحاظ سابقه، دیر پا و از لحاظ تاثیرات، ویرانگر بوده است. بحث در این باره اگر چه ابعاد مختلف دارد اما در این مقاله فقط به یک مورد خاص و در ارتباط با دیانت بهایی توجه می شود.

كتاب آئين بهائي: پيام آسماني براي صلح و سعادت جهاني، تأليف جناب هوشيدر مطلق، در سال 2000 ميلادي توسط انتشارات Global Perspective در آمريكا منتشر شده است. همچنين متن اين كتاب در 12 لوح فشرده با صداي خانم شكوه رضائي ضبط گشته است. جناب مطلق مؤلف كتب متعددي به زبان انگليسي در معرفي و اثبات ديانت بهائي است و جلد دوم اين كتاب را هم تحت عنوان اثبات آئين بهائي از آيات قرآن مجيد در دست تهيه دارد.

«دوستان وهموطنان عزیزومحبوبم!
مدتی است درارتباط با آن عزیزان به حقیقتی برخورده ام كه قلبم را پرازشادی واشتیاق نموده، چه كه متوجه شده ام نفوس بسیاری درچند سال اخیر فهمیده اند كه دین بهایی چه چیزی نیست، وحال وقت آن است كه بیشتر بدانند چه چیزی هست. مثلأ فهمیده اند كه ساخته ی استعمار وضداسلام عزیز وسایر ادیان آسمانی نیست، وازاین قبیل اتهامات عاری وبری است . به عبارتی مردم وازجمله هموطنان عزیز دیگرزیادگوش به دروغ ها وتهمت ها علیه دین بهایی نمی دهند. اما درعوض به نظرم می رسد كه اینك هموطنان عزیزم بیشتر مایلند بدانند دین بهایی چیست وتعالیمش كدام است وبرای مشكلات جهان امروز چه راه حل هایی ارائه می دهد. به نظراین دوست حقیرتان این قدمی اساسی پس از164سال است كه باعث روشن شدن بیشتر ملت عزیز ایران خواهد شد وآنها را با مربی آسمانی كه ازكشورایشان ظاهرشده آشنا خواهد كرد. آغوش بهاییان برای فراهم كردن وسایل این آگاهی برای عزیزان هموطنشان بازاست ودستان گرم انصاف ومحبتشان را می فشرند.»

«ای پسران خاک! از تاریکی بیگانگی بروشنی خورشید یگانگی روی نمائید، اینست آن چیز که مردمان جهان را بیشتر از همه چیزها بکار آید. ای دوست! درخت گفتار را خوشتر از این برگی نه و دریای آگاهی را دلکش تر از این گوهر نبوده و نخواهد بود » .
«ای مردمان! گفتار را کردار باید، چه که گواه راستی گفتار، کردار است و آن بی این، تشنگان را سیراب ننماید و کوران را درهای بینائی نگشاید » .
«ای حسین! بذکر اللّه مأنوس شو و از دونش غافل، چه که ذکرش انیسی است بی نفاق و مونسی است با کمال وفاق. میهمانیست بی خیانت و همدمیست بی ضرر و جنایت. م جالسی است امین و مصاحبی است با ثبات و تمکین. رفیقی است با وفا بشأنیکه هر کجا روی با تو آید و هرگز از تو نگسلد، غم را به سرور تبدیل نماید و زنگ غفلت بزداید » .
«ای دوست، دل که محلّ اسرار باقیه است محل ّ افکار فانیه مکن و سرمایه ء عمر گرانمایه را باشتغال دنیای فانیه از دست مده از عالم قدسی بتراب دل مبند و اهل بساط انسی وطن خاکی مپسند ».

می‌توان عاشق بیداری بود ولی سدّ راه بیداری شد، آنگاه كه دانایی و حكمتی در میان نباشد. آدم بیدار عربده و های و هوی راه نمی‌اندازد تا دیگران را بیدار كند زیرا با عربده و های و هوی دیوان خفته هم بیدار می‌شوند و در راه بیداری مانع ایجاد می‌كنند. بیداركردن آدم‌ها زینت خرد و زیور حكمت می‌طلبد. باید دانست كه چه كسی را،‌ چگونه و چه موقع می‌توان بیدار كرد. قبل از این باید دانست كه اصولاً چگونه می‌توان بیدار بود و بیدار ماند والا چه بسا، پیش از آنكه به بیداركردن دیگران نائل شویم، خود به خواب رویم و ندانیم. زمانی كه به دیده گشوده انصاف به كسب دانایی همت می‌گماریم می‌توانیم امیدوار باشیم كه رهرو راه بیداری هستیم. بزرگی گفته است: «دانایی خرد از بینایی بصر است. اگر مردمان به چشم خود بنگرند امروز جهان را به روشنایی تازه روشن بینند.»

دوستان عزيز غير بهائي من، وقتي براي اوّلين بار برايشان راجع به دينم صحبت مي كنم، چند دسته اند: بعضي از آنها با اشتياق گوش مي دهند وبا هم صحبت مي كنيم و طالب مطالعه و تحقيقند. بعضي ها مي ترسند كه نكند اين صحبت ها خطر ناك باشد وخداي ناكرده موقعيت تحصيلي يا كاري يا اجتماعيشان را خراب كند وبه اين خاطر سعي مي كنند در اين مورد صحبت نكنند يا حتي كمتر رفت و آمد كنند. بعضي ها فورأ جبهه مي گيرند كه دين اسلام آخرين دين است و بهائيت استعماري و وابستهء صهيونيسم است و ساير سوء تفاهمات و شبهات رايج در بارهء آن را بيان مي كنند. بعضي از آنها هم كه از هر چه دين است زده شده اند، شروع مي كنند به بد گوئي از اسلام و ساير اديان و مي گو يند شما هم مثل ايشان! بعضي از دستهء اخير نيز فقط به بهانهء ردّ اسلام مي گو يند اسلام دين عربها است و ما ايراني هستيم، و بدون اينكه از ديانت مقدّس زردشتي اطّلاعاتي داشته باشند، از آن طرفداري كرده و مي گويند دين يعني «گفتار نيك، كردار نيك، پندار نيك»، باقي سنن و مراسم اضافي است و اصولأ هر كس خود عقل دارد و احتياج به امر و نهي و دستورات ديني نيست.

اين مقاله با متن موجود در نويسندگان فرق دارد

در هفته هاي گذشته ، در خبرهاي رسانه اي جهان آمده بود كه هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا دستور اخراج اعضا تشكيلات موسوم به « قبيله نوين» وابسته به كليساي انجيلي مستقر در امريكا را صادر كرده است. به گفته چاوز اين تشكيلات اطلاعات خود را در اختيار سازمان سيا قرار مي دهدو مهمتر از همه بوميان سرخ پوست را با تلقين فرهنگ غربي از هويت خود بيگانه و آشفته مي سازد و در نهايت منابع طبيعي جنگل هاي امريكاي لاتين را به نفع شركت هاي امريكايي نابود مي گرداند.

براي ايرانيان به ويژه تبري جستگان از بهاييت كشف همكاري تشكيلات آئين هاي حمايت شده از جانب غرب با سازمان هايي مانند سيا و غيره باور پذير است و چنانچه خواهيم ديد از قضا شخص مهمي كه بهاييان او را مبيين آئين خود مي دانند، خود از اين نوع سوء استفاده ها از معنويت به نفع دولت هاي غربي با خبر بود.

کشمکش هائی که هر روز در گوشه ای از جهان جان دهها تن انسان را تباه میسازد و جز ویرانی و بدبختی و تشدید نفرت در بین مردمان نتیجه ای در دراز مدت ببار نمی آورد در ذهن اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان هزاران پرسش را بوجود آورده است.
تا کی باید بابت اختلافات نظری و فکری و عقیدتی از جان و مال و هستی گذشت و آیا این گذشتها و فداکاری ها که به زعم دست اندرکاران تهاجم قابل توجیه است میتواند در سرنوشت انسان در آینده دور و نزدیک فرجی حاصل کند و اوضاع بهتری را بوجود آورد؟
چگونه ملل و دول جهان هنوز نمی توانند و یا نمی خواهند تفاوت ها را بپذیرند و برای زندگی بر روی تنها کرهء قابل سکونت در عالم هستی، راه مسالمت و تسامح و تساهل در پیش گیرند.
آیا معنویت ما را در دام هولناک این چنین موقعیتی رها ساخته است و یا ما راه حقیقت را گم کرده و در بادیه سیه روزی ها سرگردان و ویلان بهر طرف هجوم میبریم ؟

"مقالهء نخست"" چون سخن در وصف اين حالت رسید

هم قلم بشکست و هم کاغذ دريد"

(مولوی)

در بهمن و اسفند سال 1378 فوریهء 2000 ، در سه شمارهء پی در پی نشریهء "ایران تایمز" چاپ واشنگتن دی سی  آمریکا، نوشته ای زیر عنوان "بابی، ازلی و بهائی" به قلم آقای حسن جوادی، آمده بود که به نظر رسید دربارهء مطالب مندرج در آن توضیحاتی داده شود (خلاصه و کوتاه شدهء بخش هائی از این توضیحات در جولای 2000 در نشریهء "ایران تایمز" درج گردید)

   "مقالهء دوم"     "  ترسم   نرسی   به  کعبه ای    اعرابی

  کين ره که تو می روی به ترکستان است "

(سعدی)

در مرداد ماه سال 1379 -آگست 2000، در نشریهء "ایران تایمز" تحت عنوان "در این عهد و زمانه این گونه قضاوت ساده لوحانه نفرمائید"، در پاسخ به نوشته اینجانب در آن نشریه در جولای 2000، مطلبی با امضای محفوظ هموطنی درج شده بود که لازم آمد توضیحی چند پیرامون آن داده شود (خلاصه و کوتاه شدهء بخش هائی از این توضیحات در دسامبر سال 2000 در نشریهء "ایران تایمز" چاپ گردید)