×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
facebooktwittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

پاسخ ويژه نامهءضدبهايي روزنامهء «جام جم » مورخ 14 دي ماه 1385 - قسمت اول
1385/12/14

باردیگر روزنامهء جام جم مطالبی را علیه دین وجامعهء بهایی منتشر ساخته است! ازجمله موارد قبلی، سه مقالهء آقای عبدالله شهبازی علیه دیانت بابی وبهایی بود كه درشماره های 931 تا 933، مورخ 16 تا 19 مرداد ماه 1382 آن روزنامه به چاپ رسید و روزنامه مزبور، مانند اكثر روزنامه های زمان رژیم پهلوی و28 سال اخیر، برخلاف قانون مطبوعات، ونیز برخلاف عدالت وانصاف توصیه شده در همهء ادیان، حاضر به چاپ جوابیه جامعهء بهایی به مقالات مزبور نشد. این امر برای جامعهء بهایی تعجب برانگیز نبود، چه كه اصولاً در 163 سال تاریخ دیانت بهایی تا حال، اولیای محترم امور قاجاریه و پهلوی و جمهوری اسلامی، و افراد و گروههای دیگر ضد بهایی، همیشه نهایت سعی خود را نموده اند تا آنجا كه می توانند هموطنان عزیزرا از دانستن حقایقی دربارهء آن وآموزه های آن كه چارهء دردهای ایرانیان عزیز وجهانیان می باشد، بی اطلاع ومحروم وممنوع دارند تا درنتیجه به آن جذب وعلاقه مند نشوند. به این دلیل هرگز مایل نبوده ونیستند كه اصل آثار و كتب بهایی كه صدها مُجَلَّد می باشد در دسترس مردم قرارگیرد ولی درعوض، مطالب بسیاری را در رد آن، كه توسط افراد و گروههای ضد بهایی تهیه شده، به عنوان تنها منابع اطلاعات دربارهء آیین بهایی، درمعرض عموم قرار داده و می دهند.
این بار جام جم درویژه نامهء شمارهء22 خود، مورخ 14 دی ماه 1385،در16 صفحه، درچند قسمت با عناوین مختلف وبه قلم نفوس مختلف، ضمن ارائهء مطالب وعكس هایی مربوط به دو دههء واپسین رژیم پهلوی، اكاذیب وتهمت هایی تكراری را نیزعلیه دین وجامعهء بهایی عنوان كرده، آن را از عوامل استعمارانگلیس وامریكا وصهیونیسم ورژیم پهلوی قلمداد نموده است!(عین همین اكاذیب را، روزنامهء جمهوری اسلامی درمقاله ای به تاریخ 3/2/1385، با عنوان نقش رژیم پهلوی در تحكیم فرقهء بهائیت نشر نموده است. ونیز مشابه همان را سیمای جمهوری اسلامی، دربرنامه ای تحت عنوان فراز هایی از تاریخ معاصر ایران، ازجمله به تاریخ 23/11/85، ازكانال 2 خودپخش نمود. بهمن ماه سال 84 نیز همین كانال 2، برنامه ای را در چند قسمت با همان اكاذیب با عنوان پایان پادشاهی ارائه داد. همین مضامین حتی درسناریوی سریال ها نیزگنجانده شد_مثل چه كسی سرهنگ را كشت - سال 84 شبكهء1- سریال تا صبح از جمله درسال 85 ازبعضی شبكه های استانی و ... ). اگرچه پاسخ به اكاذیب مزبور قبلأ مكررأ از طرف جامعهء بهایی ارائه شده وبعضأ درسایت های اینترنتی بهایی وبعضأ غیر بهایی موجود است1 اما چون ممكن است بعضی از هموطنان عزیزازآن بی اطلاع مانده باشند، دراینجا نیزوجوهی ازآن را تقدیم ایشان می نماید تا كل متوجه شوند كه اقدامات 163 ساله، وبه خصوص اقدامات ناشیانه و روبه ازدیاد دو سال اخیررسانه ها ورادیو وتلویزیون جمهوری اسلامی ایران وروزنامه هایی چون جام جم وكیهان وسایت های ضد بهایی حمایت شده توسط دولت، وحتی گنجاندن آن اكاذیب در سریال های تلویزیونی، چه اهدافی را دنبال می كند.
از بهایی ستیزی و بهایی آزاری وبهایی كشی دوران قاجاریه وپهلوی تا سال1357 كه بگذریم (ومداركش موجود است)، به 28 سال جمهوری اسلامی تا زمان حال می رسیم. در اینجا برای شروع لازم است جهت استحضار هموطنان عزیز منصف، به عنوان نمونه قسمتی ازاكاذیب واتهامات تكراری ومظالم وارده بر بهاییان را تا تاریخ 1361 به نقل از بیانیه ای كه جامعهء بهایی ایران باعنوان «اعْدِلُوا هُوَ اَقْرَبُ لِلْتَّقوی»، خطاب به مقامات و مسئولین جمهوری اسلامی ایران درباره سخنان حضرت آیت الله خسرو شاهی، سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در واتیكان، در جلسهء كمیته حقوق بشر، مورخ 1361 صادر نمود، بیاورد (سخنرانی مزبور در روزنامه اطلاعات ، شماره 16776 مورخ 2/5/1361 چاپ شده است) تا هموطنان عزیز درآن فضای سال های اولیه انقلاب قرار گیرند تابهتر، هم از سیر اكاذیب وهم ازمظالم وارده بر جامعهء بهایی تا حال مستحضر گردند. ناگفته نماند كه نمایندگان جامعهء بهایی كه بیانیهء مزبور را تهیه كرده بودند، درهمان ایام به شهادت رسیدند تا با خون خود نیزآن را امضاء كرده باشند. در صص:4-2، از بیانیه 17 صفحه ای مزبور چنین آمده است:
« در مقدمه [ آقای خسروشاهی] فرموده اند ، « گویا بهاییان مدعی هستند كه 60 یا 70نفر از آنها اعدام شده اند و از طرف دیگر مدعی هستند که در ایران 60 یا 70 هزار بهایی وجود دارد در این صورت پرسیدنی است پس چرا بقیه اعدام نشده اند (خیر) بهاییان مدعی عدم دخالت در سیاست در طول دوران سیاه حكومت پهلوی همراه با صهیونیسم بین الملل نزدیك ترین ارتباط ارگانیك را با رژیم شاه داشته اند و لحظه ای را از همكاری و مساعدت در جهت تثبیت اختناق و استبداد و سركوب مردم آزادی خواه ایران غفلت نكرده اند .». در این قسمت باید عرض شود تعداد اعدامی 60 یا 70 نفر ، مربوط به مدّتها قبل بوده واكنون [ سال 1362] از صد تجاوز نموده [ و تا حال بیش از 200] و بقیه افراد جامعه كه بیش ازتعدادی است كه فرموده اید[ بیش از 300000 نفر] گر چه به ظاهر اعدام نشده اند ولی عملأ بر اساس آنچه توسط یكی از دست اندركاران حكومت گفته شده كه (با بهاییان باید مبارزه سیاسی كرد. سران را سركوب و بقیه را در تنگنا و مشقت قرار داد تا مجبور به ترك عقیده و ارشاد شوند) عمل گردیده همانگونه كه منظور نظر بوده و قبول بفرمایید كه تلخی اعدام به مراتب شیرین تر از زندگی در شرایطی است كه اكنون برای بهاییان در ایران عرضه می شود.
حضرت آیت الله، خانواده های مظلوم و اطفال معصوم اعدامیان را ضمن مصادره اموال از هستی ساقط و از سكنی و اِعاشه زندگی محروم ساختن، هزاران نفر از خدمتگزاران صدیق و امینِ مملكت از استاد - پزشك - مهندس- تكنیسین- دبیر و كارمند و كارگر را به گناه بهایی بودن از كار بركنار و سلب معیشت از عائله بی پناه آنان نمودن، حقوق بازنشستگی افراد سالخورده را قطع كردن، حقوق وظیفه پیرزنان و اطفال صغیر را پرداخت نكردن، استفاده از خدمات درمانی را برای بهاییان منع نمودن، دانشجویان را از ادامهء تحصیل در آموزشگاههای عالی و دانشگاهها محروم ساختن، دانش آموزان معصوم را به جرم عقیدهء خانواده از مدرسه بیرون راندن، دختران را ربودن و به عقد بیگانگان در آوردن، هر روز به خانه ها هجوم بردن و اهل خانه را از كوچك و بزرگ حتی اطفال چهار ساله دستگیر و به زندان بردن، صدها نفر را در شرایط سخت مدتها بدون تعیین تكلیف در زندانها نگه داشتن، نسوان بهایی را قبل از اعدام به جرم اینكه معلم درس اخلاق بوده شلاق زدن، با مأموران مسلح به روستاها رفتن و بهاییان را با شكنجه و تهدید به قتل و به ضرب شلاق مجبور به امضاء تبری از عقیده نمودن و از سیاط قهر الهی نهراسیدن، خانه مورد احترام بهاییان را در شیراز تخریب و معبر عمومی قرار دادن، زنان مظلومه بهایی را به جای همسران غایبشان گروگان گرفتن و به زندان بردن، املاك و باغات بهاییان را به زور غصب نمودن و به دیگران فروختن، زندانیان بهایی را حتی مانع از انجام فریضه دعا و مناجات شدن، هزاران خانه را مصادره كردن و یا به عنف گرفتن و ساكنان آن را آواره ساختن، اموال بسیاری را به یغما بردن و خانواده ها را غارت زده از خانه شان بیرون نمودن، هزاران رقبه املاك موقوفه بهایی و گورستان ها را به ضبط در آوردن و از دفن اموات جلوگیری كردن و یا برای دفن آنان مطالبه پول گزاف نمودن، اجساد مرده را از قبر بیرون آوردن و به جای نامعلوم منتقل كردن، اماكن متبركه را تصرف و تخریب نمودن، شركتها و موسسات تجاری و كارگاهها و كارخانه های بهاییان را غصب و كارگران بهایی را بدون پرداخت حقوق مكتسبه اخراج نمودن، از ادامه كار آزاد جمعی از بهاییان جلوگیری كردن، به مراجع رفع اختلاف كارگری دستور عدم رسیدگی به شكایات كارگران بهایی دادن، جامعه موحد بهایی را كه پیرو دیانتی مستقل است و صاحب احكام الهی می باشد و وابسته به هیچ یك از ادیان نیست و پیروانش تنها متدینینی هستند كه شریعت اسلام را من جانب الله و مقدساتش را معزز و محترم می دانند، در مجلس شورای اسلامی در ردیف مفسدین و فرق ضاله قرار دادن ، هیئتهای بازسازی بانكها كارمندان شاغل و بازنشسته بهایی را اخذ و به زندان اوین فرستادن و در این میان مادران را به زندان منتقل و به كودكان شیرخوار آنها رحم نكردن و اسیران دربند و چشم بسته را تحت شكنجه های جسمی و روحی مجبور به ترك ایمان كردن، نام این ظلم را ارشاد اسلامی گذاردن، پزشكان بهایی را از خدمت در بیمارستانها و درمانگاهها محروم ساختن، ازمعالجه بیماران مشمول خدمات درمانی منع نمودن، بهیاران و پرستاران را اخراج از خدمت نمودن، به پزشكان بهایی اجازه طبابت ندادن، عده ای كثیر را ممنوع المعامله و ممنوع الخروج نمودن، زارعان و كشاورزان را از زراعت در ملك خود محروم كردن، از صدور اجازه كسب به بهاییان خوددداری ورزیدن، ارز تحصیلی دانشجویان بهایی در خارج را قطع كردن و بالاخره از خروج بهاییان به خارج از كشور جهت دیدار فرزندان با عائله خود به خاطر عقیده دینی ممانعت به عمل آوردن و گذرنامه آنها را ضبط و باطل نمودن و به هزاران هزار شكایت و دادخواهی بهاییان به تمام مراجع قضایی و امنیتی و انتظامی و غیره وقعی ننهادن و یا بر شدّت عمل افزودن، همه و همه از جمله مظالم مستندی است كه مقامات دولتی و حكومتی رسماً و عملاً بر این جمع بی گناه وارد ساخته و تضییق و مشقت را به جایی رسانده اند كه اعدام حكم محبت دارد . با این وصف قبول فرمایید همه بهاییان را اعدام فرموده اید منتهی هر كدام را به نحوی. [مظالم مزبور از آن زمان تا حال نیزباتغییرات نسبی كمی وكیفی ادامه داشته است، ودردو سال اخیرازبعضی جهات شدیدتر نیز شده است_ازجمله از نظر نشر اكاذیب وافتراات].
طبیعی بود كه مسؤولین برای توجیه مظالم فوق، اتهامات واكاذیبی را تحویل مجامع رسمی بین المللی وملت عزیزایران بدهند. برای این كارآنها، علاوه بر اقداماتی چون مورد آقای خسرو شاهی درفوق، اقدام به تهیهء بیانیه ای رسمی با عنوان بهائیت، منشاء ونقش آن، كردند كه چون تكرار مطالب ردیه های زمان پهلوی واوایل انقلاب بود، می توان نام آن را ردیهء دولتی گذاشت. پاسخ این بیانیه را نمایندگی غیر دولتی جامعهءجهانی بهایی درسازمان ملل، مورخ آگست 1983 ارائه نمود. چون قسمت زیادی ازآن، پاسخ به اكاذیب تكراری ویژه نامه جام جم نیز هست، قسمت هایی از آن پاسخ جهت استحضار هموطنان عزیزدرزیر تقدیم می شود:
به عنوان بخشی از مبارزات مستمر دولت جمهوری اسلامی ایران برای بی اعتبار ساختن دیانت بهایی، این دولت اخیراً بیانیه ای رسمی تحت عنوان «بهاییت، منشاء و نقش آن» انتشار داده است.
مقصد عنوان شده برای انتشار این بیانیه ارائه و روشن ساختن حقایقی درباره دیانت بهایی است. اما به توجه به لحن تند و اشتباهات و اغلاط آشكار و تناقضاتی كه در آن موجود است و با توجه به نوع مدرك كه به هیچ وجه قانع كننده نمی باشد، این مسأله واضحاً مشهود است كه بیانیه ابداً انطباق و توجهی به حقایق و واقعیات نداشته بلكه صرفاً به منظور بدنام كردن جامعهء بهایی صدور یافته است.
هدف واقعی از صدور این بیانیه آنست كه از ادعای دولت ایران مبنی بر اینكه دیانت بهایی یك گروه با ماهیت سیاسی مخرب می باشد حمایت نماید و به همین دلیل و بهانه تضییقات وارده و اعدام بهاییان در ایران را موجه قلمداد نماید و مهمتر از همه هدف اصلی تضییقات وارده بر جامعهء بهایی را بپوشاند و مخفی سازد. انگیزه و علت واقعی بطور كاملاً ساده تعصب مذهبی كهنه و قشری است.
در اوائل ظهور دیانت بهایی كه منشاء و مبدأ آن ایران و در اواسط قرن پیش بود رؤسای دینی كشور دلائل واقعی خود را برای مخاصمت و مخالفت با این دیانت جدید به هیچ وجه پنهان و كتمان نمی نمودند. فقط همین نكته كه ظهور دیانتی بعد از اسلام برای مسلمانان شیعه بنیاد گرا تحقیر آمیز و غیر قابل قبول بود مطرح می گردید. زیرا دیانت بهایی را به عنوان یك بدعت خطرناك شمرده و مومنین به آن را مرتدی كه مستحق مرگند می دانستند. در قتل عامهای دسته جمعی كه بوسیلهء آنان تنظیم شد ، بیش از 20000 نفر از مردان، زنان و كودكان به طور وحشیانه ای كشته شدند . اما با گذشت و تغییر زمان شعارها و استدلالات آنان دستخوش تغیر گشت. در قرن بیستم ایده جدید در خصوص تحمل و احترام به عقاید مخالف دینی در ایران نیز نفوذ یافت و رهبران مذهبی بنیادگرا متوجه شدند كه جهت حمله به دیانت بهایی فقط بر مبنای اصول عقیدتی و دینی دیگر نمی توانند حمایت عامه مردم را جلب كنند. ماده گرایی، نفوذ افكار غیر مذهبی در بین طبقات جامعه تحصیل كرده كه ملیت را به جای مذهب پذیرفته بودند تأثیر عمیقی به جای نهاده بود. برای آنكه افراد را بر ضد هموطنان بهایی خود تحریك نمایند لازم بود كه آنان را متهم به وطن فروشی و انگیزه سیاسی داشتن نمایند اتهامات بی اساس و جعلی متناسب با زمان به وسیله رؤسای دینی اختراع و به منظور تحریك و شعله ور ساختن افكار عمومی برای ضدیت با بهاییان اشاعه یافت در نتیجه بهاییان هدف تبعیضات و تضییقات و یورشهای مكرر در تمام دوران رژیم پهلوی قرار گرفتند. انقلاب ایران سرسخت ترین مخالفین دیانت بهایی را به قدرت رساند و ما اكنون شاهد آغاز مجدد تعصب مذهبی قشری و تضییقات سبعانه وارده بر جامعهء بهایی بشدتی هستیم كه از آغاز ظهور این دیانت تا كنون بی سابقه بوده است.
دولت جمهوری اسلامی ایران كه در برابر اعتراضات زیاد دول مختلف جهان نسبت به رفتار با جامعه بهایی قرار گرفته و مایل نیست كه رسماً بپذیرد كه بطور سیستماتیك و منظم و اصولی تضییقات خود را بر علیه جامعهء بهایی وارد می سازداكنون سعی بر آن دارد كه جامعهء جهانی بالاخص دُوَل غیر غربی را متقاعد سازد كه دیانت بهایی یك تشكیلات سیاسی است و پیروان آن در سراسر جهان در فعالیتهای خرابكارانه شركت دارند.
جامعهء جهانی بهایی به شدت تمام این اتهامات را تكذیب كرده و مردود می داند . دیانت بهایی یك دیانت جهانی مستقل وپیروان آن بموجب احكام آن دیانت از مداخله در امور سیاسیه و هر گونه فعالیتهای هواخواهانه و حزبی و مخرب ممنوعند.
جامعه های بهایی در سراسر ممالك جهان وجود داشته و فعالیت آنان بر دول این ممالك واضح و آشكار است كه غیر سیاسی ، غیر حزبی و صلح آمیز می باشد. فعالیتهای جامعه های بهایی در هر كشوری به صورت علنی و آشكار بوده و می تواند مورد بررسی دقیق قرار گیرد و جامعه جهانی بهایی از تشكیل هیئتی بی طرف برای تحقیق درباره فعالیتهای این جامعه بخصوص درباره اتهام فعالیتهای سیاسی و خرابكارانه استقبال می نماید زیرا این امر برای همیشه تمام اتهامات دروغ و كینه توزانه ای را كه بوسیله دولت ایران ادعا شده است باطل خواهد كرد.
جامعهء جهانی بهایی در این جوابیه كوتاه قصد آن ندارد كه با تشریح مفصل هر گونه افتراآت و دروغهاییكه در این بیانیه جدید ایران وجود دارد بررسی ، پاسخ و تكذیب نماید. بلكه فقط به جوابهای كلی زیر درباره بحث های اساسی كه در آن نشریه وجود دارد اكتفا می نماید.
مقدمه(صفحه3):
در مقدمه بیانیه ذكر شده است كه دول غربی و وسائل ارتباط جمعی در غرب به تنهایی مسئول جلب توجه به مسئله بهاییان بوده و از آن بعنوان وسیله ای برای عیب جویی و حمله به جمهوری اسلامی ایران سوء استفاده نموده اند . كمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز متهم به مشاركت و همدستی در این امر شده است نویسندگان این گزارش رسماً از ذكر این مسئله كه دول و وسائط ارتباط جمعی در افریقا، آسیا، اقیانوسیه و امریكای لاتین نیز عمل برخورد با بهاییان را محكوم نموده و متضممین حقوق بشر در تعدادی از ممالك اسلامی نیز تضییقات وارده بر بهاییان را بعنوان عملی خلاف تعالیم اسلامی مورد سرزنش قرار داده و اظهار تأسف نموده اند خودداری كرده اند.
مبدأ ظهور و منشأ دیانت بهایی( صفحات3 تا 6، 8 و 9) :
ادعای اینكه دیانت بهایی محصول امپریالیسم روسیه بوده و موجودیت خود را تنها مرهون فعالیتهای یك جاسوس روسی است كه به نقاب ملا در آمده بود آنقدر احمقانه است كه حتی علما و فضلای اسلامی نیز آن را مورد استهزاء قرار داده اند. تمام این مبحث بر این مبنا استوار است كه در اوائل ظهور دیانت بهایی چند دیپلمات روسی به مقامات مسئول ایران به منظور متوقف ساختن تضییقات مذهبی وارده بر بهاییان مراجه نموده اند . اما این ارتباط روسی در بیانیه، به تنهایی به عنوان یك واقعیت مورد بحث قرار گرفته و از «كتب تاریخی » (منظور کتبی است که تحت عنوان تاریخ از زمان قاجاریه به بعد منتشر شده و لی جنبه تاریخی و علمی ندارد. مترجم). بعنوان شاهد استفاده شده است.
در این باره باید توجه نمود كه متجاوز از یك قرن دشمنان دیانت بهایی تعداد زیادی كتب و مقالات و ردیه بر ضد دیانت بهایی و پیروان آن منتشر كرده و عمداً تاریخ و تعالیم آن را تحریف و سوء تعبیر نموده اند. بعنوان نمونه در این نشریات تصویر شارعین دیانت بهایی را بعنوان افرادی فاسد از لحاظ اخلاقی ترسیم و تعالیم آن را به نحوی تحریف كرده اند كه به ظاهر مضحك و ضد اسلامی جلوه گر شود و وقایع تاریخی كه شامل قربانی شدن مؤمنین بهایی است بنحوی حكایت شده كه آنان را بعنوان افرادی خون آشام و جنگجو نشان دهد.
بیانیه ایران شامل نمونه های متعددی از اینگونه تحریفات می باشد كه جمیعاً با نقل قول هایی مورد حمایت قرار گرفته است. اگر تصور رود كه این نقل قول ها مخصوصاً به خاطر انتشار این گزارش اختراع نشده باشند باید نتیجه گرفت كه افرادی كه آن را جمع آوری كرده اند بوفور از « كتب تاریخیه!» ردیه ضد بهایی نقل قول نموده و از یك افترا برای اثبات افترای دیگر بهره جسته اند.
علاوه بر تحریفات مذكور گزارش شامل اشتباهات بزرگ و اساسی درباره حقایقی است كه به آسانی می توان درباره آن تحقیق نمود. چون این مسائل تأثیری در مباحث ضد بهایی این گزارش ندارد، لذا می توان تصور نمود كه اشتباهات اخیر عمدی نبوده بلكه وجود این خطاها بطور وضوح عدم تمایل كلی نویسندگان را به صحت مطالب نشان می دهد.
ادعای وابستگی میان دیانت بهایی و استعمار(صفحه6 تا 11) :
مؤلفینِ بیانیه كوشش زیادی كرده اند كه در آثار رسمی و اصیل بهایی (بخصوص در كتاب قرن بدیع) اشاره و مطالبی درباره دول یا مقامات رسمی دولتی غربی بیابند. آنجا كه چنین مطلبی یافت شده است بعنوان مدركی دال بر نوعی رابطه غیر مجاز پنهانی بین دیانت بهایی و دول غربی ارائه گردیده است. خواننده ایكه این «مدرك» را مطالعه می كند درمی یابد كه هیچ پایه واساسی ندارد. در سراسر تاریخ دیانت بهایی تعدادی دیپلمات اعم از شرقی و غربی صرفاً به دلائل بشر دوستانه خواسته اند كه به بهاییان ستمدیده و مورد شكنجه واقع شده كمك نموده و درباره آنان به مقامات رسمی مراجعه و خواسته اند كه دست از تضییقات بردارند. در كتب بهایی اینگونه اقدامات كه در گذشته غیر عادی نبوده همانگونه كه اكنون نیز غیر عادی نیست و همچنین موارد مشابهی از اقدامات دُوَلِ جهان(نه تنها دُوَل غربی) درباره اقدامات رسمی آنان و شناخت دیانت بهایی، مقام و تعالیم آن با حق شناسی و احترام ثبت و یاد شده است. اشاره هایی در این باره در حالیكه بوضوح بیانگر جنبه انسانی و بیغرضانه بسیاری از دول می باشد نمی تواند بعنوان مدركی برای ارتباط و سازش سیاسی میان این دول و دیانت بهایی تلقی گردد. در این گزارش كوشش بیشتر برای تمهید مدرك به منظور توجیه برخی «وابستگی استعماری» ذكر حوادث فلسطین در جنگ بین المللی اول است كه بنظر آنان در اصل كشمكش بین اسلام و قدرتهای استعمارگر بوده است. گزارش به غلط مطرح می سازد كه حضرت عبدالبهاء (معروف به عباس افندی) پسر شارع دیانت بهایی بعنوان عامل دولت انگلیس در فلسطین بوده و در حالیكه افراد بومی در قحط و غلا بودند گندم ذخیره و در اختیار قشون انگلستان قرار داده و به همین دلیل مورد حفاظت قرار گرفته، پاداش مالی داده شده و بالاخره لقب نایت ((knight از طرف دولت انگلستان در ازاء خدمات مذكور به ایشان اعطاء گردیده است.
این نسبتهای نابجا كه بعنوان«حقیقت» ذكر شده است چیزی جز تحریف فاحش و وقیحانه نیست. حضرت عبدالبهاء هرگز وجهی از دولت انگلستان دریافت ننموده و بلحاظ تقدیر از خدمات بشر دوستانه خود به فقرا و مستمندان فلسطین در جنگ جهانی اول لقب(نایت) به ایشان اهدا شده است، ادعای (صفحه 10 پاراگراف 4) مبنی براینكه حضرت عبدالبهاء در حالیكه مردم محلی در قحطی بسر می بردند گندم در اختیار ارتش انگلستان قرار دادند با خود مدركی كه برای اثبات آن بكار رفته(مثلاً مدرك 4 صفحه 27) كاملاً متناقض است. این مدرك به روشنی واضح می سازد كه گندمی كه بوسیله حضرت عبدالبهاء كشت گردید برای رفاه مردم محلی قحطی زده در طی سالیان جنگ از 1914تا 1918 مصرف شده است. همچنین از مدرك مذكور این حقیقت آشكار می شود كه قشون انگلیسی تنها یكبار آن هم در آخر جنگ به آن دسترسی داشته است.
معاهده دولت انگلستان در حفاظت جانی حضرت عبدالبهاء در جواب و اجابت تقاضای بهاییان انگلستان بود كه اطلاع یافته بودند فرمانده قوای ترك بطورعلنی قسم خورده بود كه حضرت عبدالبهاء را در جبل كرمل به صلیب كشد. چنین وضعیتی امروزه نیز وجود دارد كه بهاییان درممالك مختلف به حكومت های مربوطه خود برای مساعدت به همكیشان ایرانیشان مراجعه می نمایند.
این گزارش اسامی تعدادی از مقامات عالی رتبه انگلیسی را كه در تشییع جنازه حضرت عبدالبهاء شركت داشته اند را ذكر می نماید ولی از ذكر اینكه رؤسای ادیان اسلام، مسیحی، یهودی، و جامعه های دیگر مذهبی در ارض اقدس و مقامات بلند پایه تمام طبقات جامعه فلسطین نیز در این مراسم شركت كرده اند خودداری ورزیده است.
ادعای وابستگی دیانت بهایی با صهیونیسم(صفحات 11تا 14):
بیانیه ایران به منظور ایجاد شبهه در ذكر رابطه سیاسی میان دیانت بهایی و صهیونیسم مجدانه آثار بهایی را بطور وسیع بكار می برد كه درآن وضع و مقام دیانت بهایی و مركز جهانی آن در ارض اقدس ذكر شده است. بار دیگر خواننده متوجه می گردد كه این مطالب كاملاً بی اساس است. بكلی فاقد محتوای سیاسی است و صرفاً حاكی از وقایع مختلفه ایست كه قطعاً نشان دهنده رابطه ایست كه ناگزیر بین مركز یك تشكیلات غیر دولتی بین المللی و دولت میزبان باید وجود داشته باشد.
همانگونه كه جامعه بین المللی بهایی در موارد متعدد دیگر بیان داشته است، مركز جهانی بهایی در قرن گذشته سالیان دراز قبل از ایجاد دولت اسرائیل مستقر بوده و هیچگونه ارتباطی با صهیونیسم ندارد. حضرت بهاءالله شارع دیانت بهایی بدستور و فرمان دو دولت اسلامی ایران و تركیه بارض اقدس سرگون شدند و تا زمان صعود مبارك در سال 1892 در آن اقلیم مقیم بودند. مقبره مطهره شان در آنجا بر پا گشت و بدین ترتیب ارض اقدس مركز روحانی جهانی دیانت بهایی گردید. حضرت بهاءالله بنفسه المقدسه مقرر فرمودند كه مركز روحانی و اداری آئینشان باید همیشه در یك مكان مشتركاً مستقر گردد. بنابراین مركز اداری جامعه جهانی بهایی همواره در ارض اقدس بوده و همچنان بایستی در آن مكان باقی و برقرار بماند و بدلیل مقتضیات و مصالح سیاسی موقت نمی تواند مجدداً تغییر محل یابد.
در گزارش اشاراتی به این مسئله شده است كه بهاییان تبرعات خود را به اسرائیل می فرستند تا صهیونیسم بین المللی را تقویت نمایند. در حقیقت تبرعات ارسال شده از طرف بهاییان در سراسر جهان به مركز جهانی بهایی صرفاً و منحصراً بمنظور تعمیر و نگهداری اعتاب مقدسه و اماكن تاریخیه در ارض اقدس و امور اداری آئینشان است. باید توجه داشت كه جامعه های دینی دیگر نظیر جامعه های مسلمان و مسیحی نیز برای حفظ اماكن مقدسه خود در اسرائیل تبرعاتی می فرستند ولی دولت ایران هیچگاه آنان را متهم نكرده است كه كمك مالی به دولت اسرائیل می نمایند.
ادعای اینكه دیانت بهایی حزبی سیاسی است نه یك دیانت (صفحات 14و 15):
قسمت اعظم بحث مربوط به این ادعای كذب و مسائلی نظیر « وابستگی روسی» « وابستگی استعماری» و « وابستگی به صهیونیسم» كه در آن كاملاً از كتب تاریخی! [دربالا توضیحش آمده] استفاده شده است قبلاً مورد بحث قرار گرفته و بطلان و بی اعتباری آن ثابت گشته و دیگر نیازی به بحث بیشتر ندارد. تنها افترای جدید یعنی اینكه بهاییان حامی سیاسی شاه فقید بوده اند در صفحات بعد مشروحاً ذكر خواهد شد.(صفحات 9 تا 11)
ایرادات نسبت به نمونه هایی از تعالیم بهایی(صفحات 15تا17):
در این قسمت گزارش ایران گردآورندگان احكامِ دیانت بهایی را بطور ناقص ذكر و یا آن را به غلط تعبیر كرده اند و در مواردی نیز احكامی را خود اختراع نموده اند . چنانچه بخواهیم در مورد چنین مسائل ایدئولوژیكی نیز توضیح دهیم بحث به طور نامناسبی به درازا خواهد كشید.
بر خلاف آنچه كه منظور گزارش بوده است هیچگونه كتمان و یا مفهوم مشئومی در هیچیك از تعالیم دیانت بهایی وجود نداشته و تمام احكام بهایی می تواند بطور آشكار مورد مطالعه و مداقه قرار گیرد و هر كس قادر است درباره آن سؤال و تحقیق نماید.

این ادعا كه بهاییان به موطن یا كشوری كه محل اقامت آنانست وفادار نیستند تحریف عمدی تعالیم دیانت بهایی است كه از تابعینِ خود مُصِرّاً می خواهد و نصیحت می نماید كه اتباع وفادار مملكت خود بوده و وطن پرستی آگاهانه و عاقلانه ای را توصیه می نماید ولی ملیت پرستی افراطی و بی پایه را مردود دانسته و عقیده دارد در این عصر باید هدف و آرمان بشریت تأسیس وحدت عالم انسانی و جمیع ملل و نحل باشد نه صرفاً بترویج منافع و مصالح ملی.
همانطور كه در گزارش آمده است «عدم مداخله در امور سیاسیه» در حقیقت یكی از تعالیم اساسی دیانت بهایی است. اما این ادعا كه «عدم مداخله در امور سیاسیه بعنوان پوششی برای عملیات خرابكاری است» بهمان اندازه كذب است كه واضح البطلان می باشد. بطوریكه قبلاً ذكر شد بهاییان بموجب تعالیم خویش از هر نوع فعالیت مخرب ممنوعند.
ادعای اینكه دیانت بهایی همكاری با حكام ظالم را توصیه می نماید تحریف احكام آن دیانت است كه پیروانش موظف به وفا و صداقت و اطاعت از دولت در مملكتی كه در آن زندگی می كنند، بدون توجه به شكل یا نوع و موقعیت سیاسی حكومت می باشند.
بالاخره اندك اثری از حقیقت در این ادعا كه «دیانت بهایی عداوت سرسختانه با اسلام داشته و معتقد است كه تمام مسلمین در سراسر جهان باید نابود گردند» وجود ندارد. هیچ نشانه ای درآثاربهایی وجود ندارد كه حتی بتوان امكان داد چنین مطلبی تعبیر گرددو كاملاً آشكاراست كه این ادعای تحریك آمیز در گزارش مخصوصاً به منظور ایجاد عناد و عدم اعتماد برای خوانندگان مسلمان و دول اسلامی درج گشته است.
در حقیقت دیانت بهایی حامی و مدافع وحدت ادیان بوده و تعلیم می دهد كه تمام بی حرمتی، عدم تحمل، تعصب و تبعیض دینی بایستی از بین برود. اجمالاً نحوه بر خورد و روش بهایی در برابر سایر ادیان باین طریق تلخیص می گردد و قابل ذكر است. در حالیكه پیروان سایر ادیان معتقدند كه ظهورات الهیه با پیامبر آنان خاتمه یافته، دیانت بهایی پیشرفت و استمرار ظهورات مقدسه را تعلیم می دهد و حضرت بهاءالله شارع دیانت بهایی مربی اخیر الهی اما نه آخرین آنان می باشند كه برای هدایت بشر ظهور فرموده است. همچنین بهاییان معتقد به وحدت اساسی جمیع ادیان بزرگ عالم بوده و شارعین ادیان الهی را ملهم به الهامات ربانیه و محترم و معزز می دارند.(در حقیقت باستثناء نفس دیانت اسلام آئین بهایی تنها دیانت مستقل جهانی است كه قرآن كریم را بعنوان كتابی آسمانی می شناسد.) از این جهت برای یك فرد بهایی مخالفت، تحقیر و یا تخریب ادیان دیگر انكار یكی از اساسی ترین اصول و مبادی دیانتی است.
ادعای همكاری میان بهاییان و رژیم پهلوی و ساواك( صفحات 18 تا 21):
این ادعا كه بهاییان با رژیم شاه فقید همكاری نموده و از او حمایت كرده اند از این حقیقت سرچشمه می گیرد كه بموجب تعالیم دیانت بهایی بهاییان به حكومت كشور خویش وفادار بوده و بالنتیجه بهاییان ایران به تشكیلات سیاسی و یا تشكیلات مخربی كه با رژیم مخالفت می نمودند نپیوستند همین اصل در زمان حاضر بوسیله بهاییان در برابر رژیم جدید نیز رعایت می شود این ادعا كه بهاییان با ساواك همكاری داشته اند نیز بهمان نسبت كذب است، مقامات مسئول ساواك نظیر پرویز ثابتی كه او را بهایی شناخته اند هیچگاه بهایی نبوده اند.
با عدم توجه به این حقیقت (كه باید به خوبی از آن آگاه باشند) كه تمام جامعه بهایی در معرض تبعیضات و تضییقات عدیده باستثناء اعدام بخاطر دیانتشان در سراسر دوره پهلوی بوده اند و اینكه ساواك یكی از عوامل اصلی بود كه بر علیه بهاییان اقدام می كرد، گردآورندگان گزارش بطور غیر منطقی در صفحه 18 بیان می نمایند كه «قسمت اصلی سازمان حكومت معدوم شاه مخصوصاً ساواك بوسیله بهاییان اداره می شد».
گزارش در ادامه این بحث 13 نفر را بعنوان بهایی ذكر می نماید. نظیر بقیه مطالبی كه در این گزارش آمده است صورت اسامی مذكور حاوی نیمی از واقعیت است و نیم دیگر چیزی جز افسانه و توهمی تخریبی نمی باشد. هیچیك از این مقامات سیاسی كه در گزارش ذكر شده اند (هویدا، روحانی، پارسا و ثابتی) هرگز بهایی نبوده اند، همچنین لیلی امیر ارجمند. ژنرال صنیعی روزگاری بهایی بود ولی بخاطر قبول پست سیاسی از جامعه بهایی طرد گردید. اما از بقیه كه بهایی هستند هیچیك به هیچ وجه با عملیات سیاسی یا امنیتی در رژیم شاه ارتباط و مشاركت نداشته اند. دكتر ایادی یكی از پزشكان شاه بود. آقای خادمی رئیس هواپیمایی ملی كشور بود. شاپور راسخ یك استاد ممتاز اقتصاد و تعلیم و تربیت در پروژه های رشد و توسعه سازمان برنامه همكاری داشت. خانم ایشان مهری كه روانشناس برجسته ای بود در برنامه توسعه فرهنگی گهگاه مسئولیتهایی بر عهده داشته و یا مورد مشاوره قرار می گرفته است. آقایان ثابت و یزدانی در تجارت خصوصی دست داشتند. حسین امانت یك آرشیتكت ممتاز و معروف است و بدون شك نام او به این دلیل به لیست اضافه شده است كه طراح مَقرِّ دائمی بیت العدل اعظم الهی (عالیترین مقام اداری دیانت بهایی) یا دارُالتَشریع كه اخیراً پایان یافته بوده است.

منبع:
1- ازجمله: نقطه نظر، //www.newnegah.org ، نیو نگاه،//www.ohamzodai.org، اوهام زدائی و... )

نظر خود را بنویسید


استراتژی خاموش

منتظر
ارسال شده در : 1385/12/19

استراتژی حکومت آن بود که افراد سرشناس و آگاه جامعه را اعدام و یا زندانی و یا مجبور به اختفاء نماید و سایر بهائیان را نیز تحت فشارهای شدید مالی و اقتصادی و اجتماعی قرار دهد تا آنکه رفته رفته این دیانت در ایران نابود شود. این مطلب در تعدادی از سخنرانی های علماء اسلام و همچنین مصوبه قانونی شورای انقلاب فرهنگی آمده است