سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

مارتا روت ـ حیاتی شگفت انگیز (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۴ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

امروز در جلسه ای امری هستیم و مایلم مراتب قدردانی خویش را به مناسبت چنین مَحَبَّتی در حیات خویش حضورتان تقدیم نمایم. به هر یک از عزیزان روحانی که یاری نمودند در تشکیل بسیاری از این جلسات که گوشه ای از جنّتِ اِلهی است ـ سپاسگزارم.

امروز صبح در مورد حیاتِ مارتا روت بحث و گفتگو خواهیم کرد، بانویی که حیاتش مملو از الهاماتِ حضرت بهاءالله بود. دربارۀ حیات ایشان می توانیم به وب سایتِ
http://bahaiteachings.org/ مراجعه کنیم. آرزو چنان است که با ما در این جلسه همراه باشید.

در کلماتِ مبارکۀ مکنونه حضرت بهاءالله اشاره به «در اقوالْ کُلّ شریکند» می فرمایند و ادامه می دهند که «لازالْ [همیشه] هدایتْ به اَقوال بوده و این زمان به اَفعال گشته.» حیاتِ مارتا روت مَثل این بیان مبارک گردید. ایشان با خدمات شگفت انگیز خود در حیات، خویش را از دیگران ممتاز نمودند.(۳) در زمینۀ مطالعۀ دقیق بیان مبارکِ حضرت بهاءالله می توان در حیات ایشان تفکر و تعمق نمود:

«... چه استدلال ها بر عدمِ تغییرِ احکام می نمایند با این که مقصود از هرظهور، ظهورِ تغییر و تبدیل است در اَرکانِ عالم سِرّاً و جَهراً، ظاهراً و باطناً، چه اگر به هیچ وجه اُموراتِ اَرض تغییر نیابد، ظهورِ مَظاهرِ کُلّیّه [پیامبران] لَغو خواهد بود» (۴)

می توان بسیار مطالب دیگر دربارۀ حیات مارتا روت اظهارنمود. باید توجّه داشت که مارتا روت را باید یکی از مَظاهرِ خانم های بهائی و به عنوان مَثَل حیاتِ بهائی محسوب داشت.
حیاتِ ممتازِ مارتا روت در اِرتقاءِ ایشان به مقام «اَیادیِ اَمرُالله» [امرالله= دین بهائی] بعد از صعودشان برای همیشه شناخته و ابدی گردید.

برای بهائیان مارتا روت به عنوان مُبلّغِ اَمرِ اِلهی [دین بهائی] که دورِ کرۀ زمین را گردش نموده بودند بسیار شناخته شده می باشند. جیلینگ یَنگ ( Jiling Yang) پایان نامۀ تحصیلی خویش را دربارۀ حیات وی نوشته. (۵) در این متن مقام مارتا روت بمراتب گسترده تر از امور و اقدامات وی مربوط به جامعۀ بانوان در اوائل قرن بیستم می باشد. مارتا روت با تمامی بانوان در تمام فرهنگ ها ملاقات نمود و در این ملاقات ها نظراتی جهانی را که در بر گیرندۀ همگان بود از خود در مورد جنبش بانوان نشان داد.

جیلینگ از علاقه و وابستگی شدید مارتا روت نسبت به طاهره ـ قهرمان شهیدِ دیانت بهائی ـ صحبت می کند. مارتا روت شرح حال حضرت طاهره را به رشتۀ تحریر در آورده. حضرت طاهره ـ در سال ۱۸۴۸ حجاب از چهره برداشت ـ سردمدار آزادی بانوان محسوب گشته. در نوشته هایش از دیدار خویش از بیتِ خانوادگی اَجدادِ طاهره یاد می کند. اجازه دهید قسمتی از آن را در زیر بیاوریم:

«در راه بغداد به قزوین در ایران در ژانویۀ سال ۱۹۳۰ از همان مسیر کاروانی که این بانوی برجستۀ درگاه الهی، طاهره، زمانی گذشته سفر نموده بود و ورود به شهری که وی در آن پرورش یافته بود روح را در اهتزاز در آورده بود که شاید بتوانم درکی از وی داشته باشم! اظهار تمایل نمودم که منزل وی را در قزوین ببینم، جائی که وی متولّد شده بود ولی دوستان بهائی گفتند که این امر امکان پذیر نیست. زیرا بستگان طاهره همگی مسلمانند و همواره از این که طاهره به حضرت باب مؤمن شده به شدّت خشمگین بوده اند لذا هنوز تنفّر به آئین بهائی در آنان موجود است.

کلام به خاصیّت شیر ـ قدرت کلام (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۶ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

امروزه ما در دنیائی زندگی می کنیم که مستمراً و متزایداً هر یک از اعضاء جامعه سعی دارد اگر نفسی بیانی مخالف نظرات ایشان ابراز دارد حتی الامکان مانع از اظهار بیان و یا نظرات آنان گردد و این امر حتی طبیعی به نظر می رسد. لغات و کلام به عنوان چوب دستی به کار برده می شود که با آن نظر مخالف را محکوم و یا بطور کلّی متوقّف کرد. در واقع حقیقت تحریف شده و یا مورد بی توجهی قرار می گیرد. گوش کردن صمیمانه نقشی دراین نبرد تکلم یک طرفه در گفتگوها ندارد و اگر هم داشته باشد بسیار محدود است. در اغلب موارد گفتگو با صدای بلند و شاید حالت مشاجره پیدا کرده که ممکن است عامل اختلاف میان انسان ها گردد.

ولی قدرت تکلم با تمام پیچیدگی و به کار بردن دستور زبان تا آنجائی که می دانیم قوّۀ ما به الامتیاز نوع بشر نسبت به دیگر مخلوقات است.

حضرت بهاءالله اِنذار می فرمایند که زبان «ناری است افسرده»، «ارواح و اَفئده را بگدازد»، «اثرِ این نار به قرنی باقی ماند» (3) و در بسیاری از آثار خویش حضرت بهاءالله در دقّت در سخن و بیان، مطالب بسیار ارزنده ای نازل فرمودند.

حضرت بهاءالله می فرمایند: «از برای هر کلمه روحی است.» (4) به عبارت دیگر می توان گفت که معنای هر کلمه فراتر است از آنچه نوشته و یا شنیده می شود. کلام می تواند معنائی بمراتب روحانی و صمیمی داشته باشد که به خودی خود عامل انتقال سرور، تنفّر، مَحَبَّت، یا عصبانیّت هر سخنگو باشد. لذا در موقع سخن گفتن نهایت احتیاط را باید به کار برد. بعضی از کلمات مانند «نار» [آتش] است و کلمات دیگر «نور» (5) است.

«لذا باید حکیم دانا در اوّل به کلمه که خاصیّت شیر در او باشد تکلّم نماید تا اطفالِ روزگار تربیت شوند و به غایتِ قُصوایِ وجودِ انسانی که مقام ادراک و بزرگیست فائز گردند.» (6)

حضرت بهاءالله می فرمایند که باید نفوذ، اعتدال و لطافت را در سخن رعایت نمود (7) و در نصّی دیگر می فرمایند:

«لِسانِ شفقت جَذّاب قلوب است و مائدۀ روح و بِمَثابه معانی است از برای الفاظ.» (8)

مَحَبَّت در لَحنِ سخن گفتن عامل صمیمیّت روابط است و بدون آن معاشرت به هدف مورد نظر دست نخواهد یافت. علاوه بر آن احترام و حقیقت گوئی دیگر صفات در گفتگو می باشد که باید در نظر گرفته شود.