سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

من منتظرم... در کمال صبر منتظرم...

مهرداد جعفری

قریب به یک دهه و نیم است که بهائیان جهان با جان و دلی مشتاقانه منتظر این چنین روزهائی بودند که یکی دیگر از اهدافی که تقریبا بیش از شش دهه پیش ولی امر محبوبشان در اهداف نقشه ده ساله در نظر گرفته بودند تحقق یابد و آن ارتفاع یکی دیگر از معابد یا مشرق الاذکارهائی است که بدنبال هم ساخته و افتتاح گردیده و آن مشرق الاذکار شیلی در حاشیه شهر سانتیاگو، پایتحت آن کشور بود.

بیش از ۱۷۰ سال تاریخ دیانت بهائی شاهد فتوحات و موفقیت های بسیار درخشانی بوده که هدف این نوشتار بر شماری آنان نیست. دیانت بهائی جنبشی است که مؤسس بی نظیر این نهضت در وضعی رقت بار اوضاع آن زمان کشور ایران و در شرایطی بسیار استثنائی و بی سابقه آنرا شروع کردند. استثنائی از این جهت که در سیاه چالی متعفن و حتی غیر قابل تنفس لازمه زندگی انرا شروع نمودند که محبس تبه کاران و نه مقدسین و مقربین بوده. نفس مقدسش که ظاهرا از نظر جسمانی محبوس و مسجون بوده در همان ایام تاریخی پر صدمه به امری مأمور گردیدند که هیچ نفس بشری قادر به ادراک و استنباط آن نبوده و نخواهد بود. این شروع را میتوان بمثابه حرکتی خفیف تصور نمود که با هر گونه مانع و رادعی می توانست ضعیف شده و یا متوقف گردد. اگر جسم و جان تحت غل و زنجیر محبوس اما محدودیت های جسمانی مانع از فتح و پیروزی روحانی نگردید زیرا آنچه حال مسلم است اینکه نقشه و اراده ای دیگر در کار بوده که نه تنها موانع کوچک قادر به محدود نمودن پیشرفتش نبوده اند بلکه حال واضح است که حتی قدرت های ریشه کن و بنیان بر انداز هم نتوانستند که از گسترش اش ممانعت و باندازه سر سوزنی کم نمایند.

به حقیقت چرا اینچنین شد؟

آیا این امور را اگر نتوان به معجزه تشبیه نمود به چه چیز دیگری میتوان منتسب نمود؟ اعجاز و یا خارق العاده به امری اطلاق میشود که در حیطه قدرت اجرائی بشر نبوده و معمولا به برگزیدگان حضرت منان منتسب می گردد.

این حقیقتا معجزه ایست که فقط یک بیان از بیانات مؤسّس این امر عظیم که در شرایطی استثنائی به اظهار چنین امری مبعوث شده در مورد مؤسّسۀ مشرق الاذکار در اُمُّ الکتابش نازل گردد و حال جهان و جهانیان اعم از معتقدین به ایشان و غیره شاهد استقرار چنین ابنیه ای بی نظیر باشند؟ آیا این غیر از معجزه چه میتواند باشد که فرزند ارشدشان اندکی کم از دو قرن پیش حجر زاویه اولین مشرق الاذکار نیمکره غربی را بنا نهند و با چنان بینش و درایتی بی نظیر الهی که از دیگر عوالم است بفرمایند که مشرق الاذکار ساخته شده. حال همگی نه تنها بهائیان بلکه جهانیان اگر مایلند قادرند که به دیدار چنین بنای عظیمی که چیزی حدود پنجاه سال طول کشید که اتمام یابد نائل گردند. نکته بسیار قابل تفکر این است که براحتی میتوان نتیجه گرفت که آنچه از پیشگوئی و بشارات نازل گردیده را با اسناد و مدارک میتوان بظاهر ظاهر مشاهده نمود که تحقق یافته و بر همین منوال آنچه را که ظاهر نگردیده بقطع یقین عملی خواهد گردید. گذشته آینۀ آینده است.

به همین روش در سال ۱۹۵۳میلادی هم که حضرت ولی امرالله نقشه ده ساله خویش را به جامعۀ جهانی بهائی ابلاغ کردند، بنا و استقرار چندین مشرق الاذکار قاره ای را با همان بصیرت و بینش الهی مودوعه در نظر گرفتند که پس از طی بیش از شش دهه تمامی ملل شاهد تحقق آن چه را که منظور نموده بودند یکی بعد از دیگری شدند. آیا واقعا این تقارن حقیقتا تصادفی است؟ آیا هم اکنون می توان در حقیقت و صحت آنچه که کمی از دو قرن پیش بیان شده تردیدی بخود راه داد؟

برگرفته از: http://news.persian-bahai.org/story/1138

۲۶ آبان ۱۳۹۵ (۱۶ نوامبر ۲۰۱۶)

سازمان ملل متحد- روز سه‌شنبه ۱۵ نوامبر (۲۶ آبان)، سازمان ملل از «محدودیت‌های شدید» در زمینۀ آزادی دین و اندیشه در ایران و به خصوص از تداوم سرکوب بهائیان این کشور به شدت ابراز نگرانی کرد.

این قطعنامه با ۸۵ رای موافق، ۳۵ رای مخالف و ۶۳ رای ممتنع در کمیتۀ سوم مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید و بیست و نهمین قطعنامه در نوع خود از سال ۱۹۸۵ می‌باشد.

این رای گیری در حالی صورت گرفت که آقای بان کی مون (Ban Ki-moon) دبیر کل سازمان ملل در گزارشی در ماه سپتامبر بهائیان را «ستم دیده‌ترین اقلیت مذهبی» ایران توصیف کرده بود.

علاوه بر این، جامعۀ جهانی بهائی در ۲۵ اکتبر گزارش جدیدی در مورد آزار و اذیت بهائیان ایران https://www.bic.org/Bahai-Question-Revisited#PCoWK5HHEYVPijDS.97 به انتشار رساند.

قطعنامۀ اخیر همچنین از آمار «بالا و هشداردهندۀ» اعدام، «بازداشت‌های گسترده، سیستماتیک و خودسرانه» و سرکوب مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، خبرنگاران و فعالان حقوق زنان و اقلیت‌ها ابراز نگرانی کرد.