سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

برگرفته از: http://payamha-iran.org/Ridvan-2015

پیام رضوان ٢۰۱۵

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان رضوان 2015 میلادی (172 بدیع) (از: مرکز جهانی بهائی)

ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

ایّام فرخندۀ رضوان فرا‌رسیده و از فراز توفیقاتی که جامعۀ اسم اعظم به آن فائز گشته چشم‌اندازهای درخشانی در افق مشاهده می‌شود. مراحل وسیعی پشت ‌سر گذاشته شده است: تعداد برنامه‌های جدید رشد ازدیاد یافته و در حالی ‌که صدها برنامۀ دیگر باید در ظرف دوازده ماه آینده به وجود آید تلاش برای شروع الگوی فعّالیّت‌های لازم هم‌اکنون تقریباً در همۀ محدوده‌هایی که شمارشان طبق هدف نقشۀ پنج‌ساله باید به ۵٠٠٠ بالغ گردد، آغاز شده است. برنامه‌های موجود در حال قوّت گرفتن هستند و بسیاری از آنها به وضوح نشان می‌دهند که مفهوم گسترش آیین الهی در صحنۀ اجتماعی در سراسر یک محدوده و در یک محلّه یا روستا چیست. مسیرهایی که منجرّ به ترویج و تحکیم مستمرّ در مقیاسی وسیع می‌گردد با گام‌هایی محکم‌تر و غالباً با پیش‌گامی جوانان دلیر پیموده می‌شود. روش‌هایی که از طریق آن امر الهی قدرت اجتماع‌سازی خود را در محیط‌های مختلف نمایان می‌سازد اکنون آشکارتر گشته و خصوصیّاتی که نشان‌دهندۀ بسط بیشتر فرایند رشد در یک محدودۀ جغرافیایی است تدریجاً قابل رؤیت می‌شود.

دعوت قیام به انجام و حمایتِ این مجهودات ندایی است خطاب به هر یک از پیروان حضرت بهاءالله. هر قلبی که از مشاهدۀ اوضاع حسرت‌بار جهان که بسیاری از مردمان اسیر آنند متألّم ‌گردد این صلا را لبّیک گوید زیرا مآلاً، سازنده‌ترین پاسخِ هر فردِ مؤمنِ متعهّد و نگران از آلام فزایندۀ اجتماع بی‌سامان، همانا اقدام سیستماتیک، مجدّانه و فداکارانه در چارچوب وسیع نقشه می‌باشد. در طیّ سال گذشته این نکته روشن‌تر شده است که در کشورهای مختلف و به طرق گوناگون، وحدت نظر اجتماع حول آرمان‌هایی که معمولاً مردم را متّحد ساخته به ‌هم پیوند می‌دهد روز به روز ضعیف‌تر و فرسوده‌تر می‌شود و دیگر نمی‌تواند دفاع مؤثّری در مقابل انواع ایدئولوژی‌های خودمحور، تعصّب‌آمیز و زهرآگین که از نارضایتی و رنجش مردم قوّت می‌گیرند ارائه دهد. مروّجین این عقاید ویران‌گر در جهانی مستغرق در نفاق و اختلاف که اطمینان و اعتمادش نسبت به خود هر روز کاهش می‌یابد جسورتر و گستاخ‌تر می‌شوند. بیان صریح قلم اعلی را به خاطر می‌آوریم که می‌فرماید: "یهطعون الی النّار و یحسبون انّها نور." رهبران نیک‌اندیش ملل و مردم خیرخواه عالم در تلاش‌اند که شکستگی‌های آشکار اجتماع را مرمّت کنند ولی حتّی قادر به جلوگیری از گسترش آن هم نیستند. اثرات این وضع تنها در جنگ و ستیز آشکار و یا در فروپاشی نظم‌ مشاهده نمی‌شود بلکه در عدم اعتمادی که همسایه را به مخالفت با همسایه وامی‌دارد و پیوندهای خانوادگی را از هم می‌گسلد، در خصومت‌هایی که به اسم گفتمان اجتماعی پذیرفته می‌شود، در سهولتی که در به کارگیری انگیزه‌های دونِ بشری برای کسب قدرت و انباشتن ثروت ملاحظه می‌گردد — در همۀ اینها نشانه‌های صریحی موجود است که آن نیروی اخلاقی که زیربنای تداوم اجتماع است دست‌خوش فرسایشی شدید گردیده است.

در جهانی که در سال های آغازین هزارۀ سوّمش، هنوز سایۀ شوم نفرت و جنگ، جهانیان را احاطه کرده، یک بار دیگر، عید اعظم رضوان، سلطان اعیاد بهائیان جهان، فرا رسیده است. حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی یک قرن و نیم پیش در چنین ایّامی، حکم جنگ و جهاد و تنجیس این و آن را نسخ فرمود و حکم محکم صلح و وحدت عالم انسان را تشریع فرمود و در آثار وحیانی اش که به مدت چهل سال در تبعید و زندان ارائه نمود، راه و روش رسیدن به چنین هدف مقدسی را تشریح فرمود. جانشین حضرتش، حضرت عبدالبهاء، روح و جان و جنبۀ معنوی این راه و روش را، چنین بیان فرموده است:

«ای یارانِ این مظلوم [=حضرت عبدُالبهاء] نظر را از مشاهدۀ غیر پاک نمایید بیگانه نبینید بلکه جمیع را آشنا دانید زیرا با وجود ملاحظۀ بیگانگی محبّت و یگانگی مشکل است و در این دور بدیع به نصوص الهی باید با جمیع طوائف و ملل یگانگی نمود و نظر به عُنف و شدّت و سوء نیّت و ظلم و عداوت ننمود بلکه به افق عزّت قدیمه باید نظر کرد که این کائنات هر یک آیتی از رَبُّ الآیاتند و به فیض الهی و قدرت ربّانی به عرصۀ وجود قدم نهادند. لِهذا آشنا هستند نه بیگانه یار هستند نه اغیار و به این نظر باید معامله نمود. پس یاران باید در نهایت مهربانی و محبّت با دوست و بیگانه هر دو اُلفت و مَحبّت نمایند و ابداً نظر به استحقاق و استعداد نکنند در هر صورت نهایت مهربانی فرمایند از شدّتِ عِناد و جدال و بَغضا و عُدوانِ خلق شکست نخورند. اگر آنان تیر زنند اینان شهد و شیر بخشند اگر زهر دهند قند بخشند اگر درد دهند درمان بیاموزند اگر زخم زنند مَرهَم بنهند اگر نیش زنند نوش روا دارند.» (منتخباتی ازمکاتیب، ج ۱، شمارۀ ۸.)