سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله:

مراحل تحوّل نقش زنان در مسیر تاریخ دیانت بهائی از کشف حجاب تا برابری کامل حقوقی

فرح دوستدار

در طول تاریخ دیانت بهائی پدیده ‏ای به نام جنبش زنان وجود ندارد زیرا دستیابی به برابری حقوقی و لزوم شرکت زنان در تمامی سطوح جامعه یکی از آموزه ‏های محوری این آئین نوظهور است که بطور منظّم و روشمند در طول ١٧٢ سال گذشته در جوامع مختلف بهائی در سراسر جهان مرحله به مرحله به اجرا در آمده و پیوسته در حال تکامل است. این تحوّل بنیادین بوسیله سه گام اساسی و در طی پنج دوره تاریخی به آرامی مسیر خود را بسوی برابری کامل حقوق زنان با مردان طی می ‏کند. با توجّه به این واقعیّت که جوامع بهائی در نقاط مختلف جهان در بستر فرهنگ ‏های گوناگونی در حال رشدند، میزان پیشرفت نقش زنان نیز در این فرهنگ ‏ها متفاوت است. بدون توجّه به اینکه زنان بهائی در جوامع مختلف در چه مرحله‏ ای از پیشرفت باشند مسیر حرکت آنها در تحت سه گام اساسی قرار دارد:

گام اوّل: تحوّل ارزش ‏ها به معنی نقض تعالیم تبعیض‏ آمیز ادیان گذشته با ظهور آئین بابی و سپس بهائی و اعلان طلوع عصر نوینی بر مبنای عدالت و برابری ارزش انسان ‏ها که از سال ١٨۴۴ میلادی آغاز گردید. شارع دیانت بهائی برابری ارزش و حقوق زنان با مردان را صراحتاً به عنوان یکی از تعالیم محوری خود اعلام می ‏کند. سپس حضرت عبدالبهاء در مکاتیب و خطابه ‏های خود این تعلیم را به تفصیل تشریح نموده و شرکت کامل زنان در تمامی عرصه ‏ها و سازمان ‏ها را شرط تعادل اجتماعی و برقراری صلح در جهان قلمداد می ‏کنند. در مکاتبات متعددی حضرت عبدالبهاء زنان بهائی ممالک شرقی و غربی را مخاطب قرار داده و بنا به موقعیّت اجتماعی آنان هر یک را بنحوی در راه پیشرفت یاری می ‏دهند. پس از ایشان حضرت ولی امرالله این خط مشی را دنبال کرده و رفته رفته و با در نظر گرفتن حکمت و شرایط جوامع مختلف، موقعیّت زنان را در نظام اداری بهائی تحکیم می بخشند.

گام دوّم: ایجاد تحوّل فکری در مردان و آماده ساختن آنان جهت پذیرفتن اهمّیّت شرکت زنان در بنیان نهادن فرهنگی نوین. تحوّل نقش زنان در تمامی فرهنگ‏ ها با مقاومت مردان رو به رو بوده و هم اکنون نیز در جوامع استبدادی و غیر دموکراتیک، مردان بزرگ ترین سدّ راه آزادی و برابری زنان بشمار می‏ آیند. احکام و روایات دینی ادیان قدیمی و سنّت‏ ها نیز در طول هزاران سال به برتری مردان مشروعیت بخشیده. مردانی که در آغاز تاریخ دیانت بهائی به این آئین نوظهور ایمان آوردند تعالیم انقلابی نظیر ترک تعصّبات، شناخت ارزش انسان‏ ها بدون توجه به جنسیّت، نژاد و سایر تفاوت ‏ها را در سرلوحه اعتقادات خود قرار دادند. در عمل، این تحوّل نظر به الزامات فرهنگی جامعه به آرامی و مرحله به مرحله صورت گرفت.

گام سوّم: آموزش و تعلیم و تربیت دختران و زنان جهت کسب توانایی برابری با مردان. در جوامع سنّتی در مواردی استثنائی پدران صاحب فضل و کمال دختران خود را در آموختن سواد و کسب فضائل یاری می ‏دادند ولی بطور عموم در ایران در صد و پنجاه سال پیش، مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان، زنان در بی‏سوادی و دور از هرگونه آموزشی به سر می ‏بردند. نقش زن در اندرون خانه و در پرورش فرزندان خلاصه می‏ شد. طبق تعالیم بهائی آموختن سواد و کسب علم و کمالات بر زنان و دختران واجب گردید. احکام بهائی سوادآموزی و تعلیم و تربیت دختران را ارجحیّت داد با این استدلال که مادر بعنوان اوّلین مربّی کودک باید دانا و عالِم باشد.

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله:

مدارا ، رواداری ، تساهل

مفاهیمی جدید در فرهنگ ایرانی

فرح دوستدار

"بايد در نهايت حكمت و ملاحظه و بردباری و روح و ريحان و محبّت خالصه حقيقی با نفوس مدارا نمود و كل را از وضيع و شريف بر مبادی اوّليه حقيقی بهائيان اطّلاع داد و آن خدمت به نوع بشر و تربيت عالم انسانی و ترقّی مادّی و معنوی ايران و تعزيز ايرانيان است... " (حضرت ولی امرالله : توقيعات مباركه ١٩٢۶ – ١٩٢۲ ، صفحه ١۴٩)

یکی از مفاهیم جدیدی که درنشریات و رسانه‏های فارسی زبان در چند دهه اخیر محبوبیّت خاصی یافته مفهوم "مدارا" است که برخی آنرا بطور دقیقتر "رواداری" می‏نامند. واژه مترادف عربی آن "تساهل و تسامح" (آسان گرفتن بر یکدیگر) است که همگی ترجمه واژه تولرانس tolerance در زبان‏های اروپائی می‏باشند. مفهوم مخالف آن intolerance است بمعنی نارواداری، تعصّب، کوته فکری، کوته نظری. در طول تاریخ عدم مدارا و مشکل قبول دگر‏اندیشان بیش از هر زمینه دیگری در بین پیروان ادیان و خصوصاً ادیان یکتاپرست یا ابراهیمی و مذاهب مشتّق از آنان ریشه داشته و موجب جنگ‏ها و کشمکش‏های بسیاری گشته.

در عصر جدید همزمان با جنبش‏های آزادی‏خواهی و شناخت حقوق افراد و اقلّیّت‏ها مفهوم مدارا علاوه بر حیطه دین در زمینه سیاست و حقوق شهروندی نیز مطرح گردید. از نظر لغتی تولرانس tolerance یا مدارا بمعنی تحمّل کردن و پذیرفتن عقایدیست که شخص به آنها باور ندارد و به نحوی با آن کنار می‏آید. در نیمه دوّم قرن بیستم پس از قبول اعلامیه جهانی حقوق بشر و نزدیک شدن فرهنگ‏ها به یکدیگر مدارا به عنوان یکی از ارزش‏های مهم لیبرالیسم سیاسی مطرح شده و بیانگر نحوه برخورد با اعتقادات، عقاید و رفتار دیگران است. حقوق و آزادی‏های فردی هنگامی از تعرّض در امان می‏ماند که هیچ عقیده و یا اقلّیّتی سرکوب نشده و مورد تحمّل و بردباری قرار گیرد.

دیانت بهائی از ابتدای تأسیسش تعصبات و کوته‏نظری و جدل‏های مذهبی یا عدم مدارا را نفی و نهی می‏کند و با تعالیمی نو ظهور و جهان شمول ازمفهوم مدارا بمعنی تحمّل دیگری فراتر رفته و پذیرش و به رسمیت شناختن گوناگونی را در جامعه لازم می‏داند و والاتر از آن شفقت و مهربانی و همکاری را با جمیع ادیان واحزاب توصیه می‏کند. علاوه بر تعلیم ترک تعصّبات، تعالیم و راهکارهای دیگری نیز جامعه بهائی را از هرگونه کوته‏نظری و نابردباری محفوظ می‏دارد. به برخی از این تعالیم در این مقاله اشاره می‏رود.

تاریخچه مفهوم تولرانس tolerance