همه مي گويند دين ما آخرين دين است

http://lab.noghtenazar2.info/node/331
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

خلاصه :
یكی از قوانین طبیعی كه همواره مانع پذیرفتن عقاید جدید می شود قانون تعطل است بدین معنی كه وقتی كه مطلب و موضوعی در ذهن انسان متمكن شد خارج كردن یا دگرگون ساختن آن كار دشواری است و این مسئله نه فقط رادع و مانع قبول عقاید دینی جدید است بلكه در مباحث علمی و اجتماعی نیز مصداق دارد. تاریخ علوم مملو از شرح عقاید دانشمندانی است نظریات جدید آنان ابتدا با مخالفت و مقاومت دیگران مواجه شده و با وجود اثبات علمی موضوع مدتها طول كشیده است تا مورد قبول عامه قرار گیرد از لحاظ اجتماعی نیز اثبات شده است كه هر كس بر طبق رسم و شریعت و سنتی تربیت یافته و تغییر افكار و عقاید و عادات عامه مردم بطور معمول دشوار است و احتیاج به عوامل فعاله و محركه دارد. تشدید و تثبیت همین خاصیت تعطل در مردم ایجاد تصلب و تعصب می كند كه خود مانع بزرگی برای وصول به درك عقاید جدیده است در اینجا سه مقدمه به جهت ورود در مطلب ذكر شده و این عنوان مورد توضیح قرار می گیرد. قسمتهایی كه در ادامه این مطالب خواهد آمد به توضیح این تفكر و آفت دینی پرداخته و با توجه به كلام الهی در هر دین سعی می نماید كه عدم تناسب این نوع تفكر را با واقعیت كتب مقدسه الهیه اثبات نماید و در عین حال لزوم مربی و تجدید ادیان كه از ابتدای خلقت وجود داشته را تاكید نماید.
دیانت مقدس حضرت موسی
مانعی كه برای اقبال پیروان دیانت یهودی بوجود آمد این است كه معتقدند احكام تورات مخصوصا حكم سبت بایستی الی الابد تغییر ناپذیر باشد. استناد و توجه آنان به آیاتی است:
الف: در سفر خروج باب 31 آیه 16 می فرماید :
پس بنی اسرائیلی سبت را نگاه بدارند نسلا بعد نسل سبت را به عهد ابدی مرعی دارند این در میان من و بنی اسرائیل آیتی ابدیسیت.
ب: در مزمور 19 داود آیه 8 می فرماید:
«شریعت خداوند كامل است و جانرا بر می گرداند » در اینجا این ذهنیت حاصل می شود كه احكام تورات در نهایت كمال است ودیگر احتیاجی به احكام و شریعت دیگری نیست.
ج: در مزمور 111 آیه 7 و 8 می فرمایند:
جمیع فرائض و فرامین آنها پایدار است تا ابدالاباد در راستی و استقامت كرده شده فدیه برای قوم خود فرستاده و عهد خویش را تا به ابد امر فرموده.
د: در مزمور 111 آیه 44 می فرماید:
و شریعت تو را دائما نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد
آنچه در مورد این آیات و مطالب مشابه آن كه در عهد عتیق ذكر شده و بعنوان مانع و رادع قرار گرفته است مسائلی است كه شریعت را كامل و ابدی و غیر قابل تغییر معرفی می كند. در ارتباط با این مسائل می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف: كلمه ابد و ابدالاباد در تورات مقدس بطور نسبی ذكر شده نه قطعی و دائمی مثلا در باره یك فرد تكلیف ابدی به معنی مادام الحیات تعیین كردید چنانچه در سفر تثنیه باب 15 پس از اینكه می فرماید هر غلام یا كنیز خریداری در سال هفتم آزاد شود مگر اینك خود او مایل به ماندن باشد در آیه 17 می فرمایند: «آنگاه درفش گرفته گوشش را با آن بدرید و زنان را غلام ابدی باشد» كه در اینجا منظور از ابد تمام حیات آن غلام است نه ابد به معنی مطلق. چنانچه هر فردی ممكن است در زندگی روزانه كلمات را به مفهوم نسبی استعمال نماید مثلا می گوییم دوستی ما ابدی است یا تا ابد به منزل او نخواهم رفت و بدیهی است كه منظور حد اكثر طول عمر خود ماست بنابر این منظور حضرت موسی نیز از كلمه ابد طول دوره شریعت حضرت بوده است نه ابد به معنای مطلق. چنانچه بسیاری از احكام تورات هست كه برای ابد نازل شده ولی تا زمان حضرت مسیح بیشتر اجرا نگردیده مانند تصرف و كهانت بیت المقدس به وسیله اولاد هارون و هم چنین قربانی های بنی اسرائیل كه تماما ابدی ذكر شده ولی عملا بعد از ظهور حضرت مسیح بكلی از اجرا افتاده است.
هم چنین در فصل 40 از كتاب اشعیا آیه 17 وعده میدهند كه «اما اسرائیل به نجات جاودانی از خداوند ناجی خواهند شد و تا ابدالاباد خجل و رسوا نخواهند گردید» و در كتاب ارمیا باب 25 آیه 9 می فرماید: «اینك من فرستاده تمامی قبائل شما را با بنده خود نبوكد نصر پاشاه بابل گرفته ایشان را بر این زمین و بر ساكنانش و بر همه امتهایی كه به اطراف آن می باشند خواهم آورد و آنها را بالكل هلاك كرده دهشت و مسخره خرابی ابدی خواهم ساخت». حال با در نظر گرفتن این كه حضرت اشعیا نبی زمانا مقدم بر حضرت ارمیای نبی بوده بنابراین بشارت نجات ابدی اشعیا با پیشگویی وقوع اسارت بنی اسرائیل مصداق پیدا نكرد و هم چنین ویرانی ابدی ارمیا نیز تا هفتاد سال بیشتر طو ل نكشید زیرا پس از هفتاد سال مجددا بیت المقدس تعمیر بشد وبنابراین می توان نتیجه گرفت كه كلمه ابدی اعتباری و نسبی بوده است.
ب: در تورات مقدس بشارات متعددی را می توان یافت كه دلالت بر تجدید عهد خداوند با بنی اسرائیل می كند. در كتاب ارمیای نبی فصل 31 آیه 31 می فرماید: «خداوند می گوید اینك ایامی می آید كه با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد تازه ای خواهم بست» كه بدیهی است بستن عهد تازه جز تجدید شریعت چیز دیگری نمی تواند بود چنانچه بلافاصله در آیه 33 می فرماید: «این است عهدی كه بعد از این ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و آن را بر دل ایشان خواهم نوشت» مطالب بسیاری به همین مشابهت می توان یافت كه همگی دال بر این است كه ابدی بودن عهد با بنی اسرائیل ابدیت اعتباری و نسبی یعنی تا دوره شریعت بعدی بوده و كلمه ابد جنبه مطلق ندارد.
دیانت مقدس حضرت مسیح
بیانی از انجیل كه مسیحیان در مورد ابدی بودن دیانت و احكام حضرت مسیح به آن استناد می كنند این است كه می فرماید: «آسمان و زمین زائل گردد و كلام پسر انسان زائل نخواهد شد» مسیحیان به این بیان مبارك استناد می كنند برای عدم تغییر احكام ظاهری شریعت خود و حال آنكه موضوع كاملا مغایر و مخالف تعبیری است كه انجیل از این نوع بیان فرموده است. زیرا نص صریح انجیل متی در باب 5 آیه 17 چنین است: «گمان مبرید كه آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلكه تا تمام كنم زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زائل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زائل نخواهد شد تا همه واقع شود» حال همانطور كه زائل نشدن تورات با تغییر احكام ظاهری مخصوصا سبت و طلاق در ظهور حضرت مسیح مغایر نیست همین طور هم زائل نشدن انجیل با تغییر احكام ظاهری آن مغایرت ندارد بعلاوه حضرت محمد (ص) علیرغم اعتقاد قوم و محیط و خانواده بر اثبات حقانیت حضرت مسیح برخاستند و كتاب خود را مصدق كتب تورات و انجیل «بین یدیه» دانستند و آنها را «نورا» و «هدی» معرفی فرمودند و ایمان به آن كتب و انبیای مذكور در آنرا بر تمام ملل بت پرست و زردشتی و هندی و ساكنین ممالك آفریقا و ایران و عربستان و هندوستان كه قبل از ظهور اسلام مسیحیت در آن نفوذ مهمی نكرده بود لازم شمردند. پس مقصود از اینكه كلام پسر انسان زائل نخواهد شد عدم تغییر و نسخ احكام ظاهری نیست بلكه هدف از كلام و كلمه فیض قدسی الهی است كه در هر دور و زمانی با حفظ وحدت اصلیه به شكلی و از طریقی بر مردمان سطوع و فیضان خواهد نمود و تغییر احكام ظاهری به معنی زوال روح مسیحیت كه روح واحد جمیع ادیان است نخواهد بود. ضمنا آیات بسیاری نیز در انجیل جلیل یافت می شود كه حاوی بشارت به یومی عظیم تر و یا آمدن پسر انسان و روز داوری و روز آمدن روح راستی و یا آمدن فارقلیط و امثالهم می باشد و همین بشارات عظیم می رساند كه منظور از ابدی بودن شریعت مفهومی مطلق نیست بلكه معنای حقیقی و معنوی در خود دارد. بعنوان نمونه در انجیل بوحنا باب شانزدهم به جهت تسلی قلوب حواریون رفتن خود را مقدمه برای ظهور بعدی ذكر می كند كه بدین سبب شادمان شوند «و من بشما راست می گویم كه رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم تسلی دهنده شما نخواهد آمد اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم و چون او آید جهانرا بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد نمود ... و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم بشما بگویم لكن الان طاقت تحمل آنها را ندارید ولیكن چون او یعنی روح راستی آید شما را به جمیع راستی هدایت خواهد كرد زیرا كه از خود تكلم نمی كند بلكه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده بشما خبر خواهد داد» مشابه این آیات و كلمات در انجیل جلیل بسیار یافت می شود و از این رو تنها به شواهدی كه در این سطور ذكر می شود من باب نمونه كلام توجه می نماییم و الا پراختن به این مبحث در عهد جدید خود كتابی عظیم خواهد بود.
دیانت مقدس اسلام
می دانیم كه مسلمین نیز قران كریم را آخرین كتاب مقدس و دیانت مقدس اسلام را آخرین دین میدانند. استناد به آیات مباركه ای از قران كریم و چند حدیث كه ذیلا ذكر می گردد دلایل و مستنداتی است كه مسلمین را بر درستی فهمشان پایدار نموده و نیز بعنوان پیش فرضی بر فهم سایر آیات و احادیث نیز تاثیر بسزا داشته و آنچنان بر این عقیده اصرار می ورزند كه ختمیت رسول ص را جزء اصول مشترك فرق و مذاهب اسلامی قلمداد می نمایند. برخی از این آیات بشرح ذیل است:
الف: در سوره احزاب آیه 40
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیینَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَی‏ءٍ عَلیماً
محمّد پدر هیچ یك از مردان شما نیست، ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. و خدا همواره بر هر چیزى داناست.
ب : در سوره مائده آیه 5
الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً
امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آیینى برگزیدم.
ج: در سوره آل عمران آیه 85
وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ
و هر كه جز اسلام، دینى [دیگر] جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود، و وى در آخرت از زیانكاران است.
د: سوره آل عمران آیه 19
إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ ‌
در حقیقت، دین نزد خدا همان اسلام است.

احادیث
الف: پیغمبر ص خطاب به حضرت امیر علیه السلام فرموده
یا علی انت منی به منزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی
ای علی تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی هستی جز اینك بعد از من نبی نیست
ب: حدیثی منقول از ائمه اطهار(ع)
حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه
حلال محمد حلال است تا روز قیامت و حرام او حرام است تا روز قیامت
ج: حدیثی است از حضرت رسول اكرم (ص)
لا كتاب بعد كتابی و لا شریعه بعد شریعتی الی یوم القیامه
كتابی بعد از كتاب من و شریعتی بعد از شریعت من تا روز قیامت نیست
مستندات و آیاتی كه مضامین و مفاهیمی شبیه به این آیات و احادیث مباركه دارند سبب می شود كه دو نتیجه مشابه نتایجی كه یهودیان و مسیحیان در مورد دین خود دارند به جهت مسلمانان عاید شود مضافا به اینكه دلایلی خاص در اینكه چرا این استثناء‌ می تواند در مورد اسلام صادق باشد و در سایر ادیان قبل صادق نمی تواند باشد به میان می آید یعنی اولا حضرت محمد (ص) آخرین پیغمبر است و بعد از آنحضرت پیامبری ظاهر نخواهد شد ثانیا اسلام آخرین دین است و قران كریم كتابی است كامل و احكامش تا روز قیامت باقی خواهد ماند و یا به عبارتی بسادگی اظهار می دارند كه بشر قبل از آنحضرت از عهده حفظ كتاب خود بر نمی آمد (و البته در این قضیه بر حقند) و اما در دور اسلام بشرتوانایی حفظ كتاب آسمانی خود را از تغییر و تحریف داشت و همین توانایی (كه البته بیشتر از اینكه قدرت حق را برساند بر قدرت خلق و سیطره آن بر قدرت حق اشاره دارد و بعبارتی می رساند كه خداوند در گذشته نمی توانسته كتاب خود را حفظ نماید و ...) سبب شد كه این كتاب بتواند آخرین كتاب آسمانی باشد. نكته دیگر نیز این است كه قران كریم كاملترین خلقت و اثر وحی الهی است و به جهت همه زمانها و مكانها و اقوام و قبائل دین و كتابی كاملتر از آن بظهور نخواهد رسید (بطور غیر مستقیم با این تفكر نیز تضادی ندارد كه تصور شود خداوند توانا هدایت كاملتری برای بشر ندارد و آنچه می توانسته از قدرت حق ظاهر شود و بصورت كلام در اختیار بشر قرار گیرد ظاهر شده).
در اینجا نیز تنها به ذكر نمونه ها بسنده شد و الا آیات و احادیث بسیاری با مضامین مشابهی می توان یافت و از آنجا كه دیانت اسلام مرحله خاصی در تاریخ ادیان می باشد كثرت آیاتی و اخباری كه تا روز قیامت شریعت و دین و احكام را باقی و ابدی می داند ارزش و عمق خاصی در معارف دینی بخود اختصاص می دهد كه به حول و قوه الهی در قسمتهای بعدی به آن خواهیم پرداخت.

مطالبی که از ادیان دیگر

مطالبی که از ادیان دیگر اوردید با آیه ای به این روشنی و واضحی که می گوید پیامبر اسلام خاتم الانبیا است و حدیث منزلت که شیعه و سنی متواترا بیان کردند آیا یکیست ؟؟؟؟؟؟؟

از چند حالت خارج نیست
1 یا همه ادیان می گویند که ما آخرین دینیم و بعد دین جدید می آید که این مورد در مورد باب و بهاالله صدق ندارد چون آنها نگفنتد که ما آخرین دین هستیم که این بدین معنیه که بهاییت دین الهی نیست چون قاعده رو نقض کرده .

2 حرف دین های دیگر آنقدر خلاصه آورده شده که تو بتونی منظور خود رو به زور برسونی و در اصل این دین ها همچین حرفی نردند ، شما می تونید به بشارت هایی که به آمدن پیامبر اسلام در دین مسیحیت و یهودیت آمده مراجعه کنید

3 همه ادیان خالی بستن و دروغ گفتند که بتونند مردم رو جذب کنند که در این صورت دین اسلام هم دروغینه و من نمیدونم باب و بهاالله بیشتر عمر خود رو در دین دروغین به سر بردند و باب ادعا کرده که من همون منجی دین اسلامم که در اینصورت منجی دروغین دین دروغین خیلی باید کثیف و پست باشه ..

4 دیانت بهایی دیانتی است دروغین و یه ذره سوادم نداره که بفهمه خاتم الانبیا یعنی چی؟؟؟؟؟ یا اداعای قبول داشتن دین اسلامتون دروغههههههه
اگه یه ذره انصافم داشتی می رفتی تو منابع بهایی که کمتر چاپ میشه یه نگاهی مینداختی و می دیدی که باب قبل از ادعای امام زمانی و نبوت و در آن اوایل که می گفت من باب امام زمانم به خاتمیت پیامبر اسلام به همین معنی که در اسلام وجود دارد اقرار کرده و خود را عبد امام زمان معرفی کرده ......شما می توانید به تفسیر سوره یوسف و یا اسرار الآثار مراجعه کنید

5 شیعه تنها دیانت حقه جهان است که تا امروز در مقابل هزاران دشمن ایستاده به مدد امامان معصوم و برگزیده از طرف خدا

کسخولی پیروان بها

خودتونو خر میکند یا مردم خر فرض میکنید

احسان عزیز

احسان عزیز، نوشته اید: «لطفا به شبهاتی که فکرمان را مشغول کرده است پاسخ دهید
با مراجعه به وبلاگ:
http://bahai.fay.ir
پاسخی دندان شکن بدهید.»
من به آدرس مزبور سری زدم. ردیه نویسان سال هاست اینها را می نویسند. پاسخش هم در کتب و سایت های بهائی داده شده است. اگر بهائی هستید به آنها مراجعه کنید. اما اگر بهائی نیستید، من یک تحقیق جالبی به شما پیشنهاد می کنم و آن این که از سایت مزبور بخواهید عین نص یک یک ادعاهای خود را از خود کتب بهائی با آوردن آدرس و نشانی مأخذ آن اینجا بگذارند تا جواب دهم. آن وقت حقایق جالبی در مورد ردیه نویسان برایتان آشکار می شود.
قربان رویت

پاسخ به شبهات

سلام دوست عزیز
لطفا به شبهاتی که فکرمان را مشغول کرده است پاسخ دهید
با مراجعه به وبلاگ:
http://bahai.fay.ir
پاسخی دندان شکن بدهید.
با تشکر

ولمون کنین بابا

می بخشید من هرچی مطلب بالا رو میخونم هیچ جا دلیلی بر رد خاتم بودن پیامبر اسلام نمی بینم

معنی خاتم النبیین

شما که این همه مطلب رو دیدی و نفهمیدی ؟ چه کار میشه برات کرد؟ معنی مطالب بالا اینه که همه میگن ما خاتمیم و اخرین دین هستیم ودین ما کاملترین دین اینو
فهمیدی؟ پس چون بعد از این ادعا در ادیان، باز هم دین اوهومد یعنی مردم و علما غلط فهمیدن دین خدا همیشه بعد از پایان دوره ، میاد.
یه مثال هم میزنم که خوب گفته باشم.
پیغمبران خدا چون همشون یک حقیقت هستند و بجز اینها حقیقت دیگری نیست ، هر وقت ظهور میکنن میگن ما آخرین هستیم چون کسی غیر از خودشون نیست. مثل افتاب که هر وقت میاد میتونه بگه من اخرین خورشید هستم ولی باز هم فردا میاد باز هم میگه من اخرین خورشیدم و درست میگه چون خورشید دیگری جز همین خورشید نیست حالا فهمیدی؟ این همون چیزی هست که علمای همه ادیان نمیفهمند و مردم رو بیچاره کردن ؟ امید واریم همه بفهمند.

بسیار پرمحتوی و

بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یادآور این مطلب که هر ظهوری مانند قیامت است برای ما مردمان چه که ادیان در واقع یک ریشه دارند و چون برای تعلیم و پرورش روحانی عبادست و مفاهیم و معانی این اشارات نیز البته ب روحانیات است والا قیام اینهمه اجساد و افراد ادوار گذشته قابل قبول نمیتوان باشد موضوع مهم و ظریفی را انتخاب کردید جانتان شاد بادوقلمتان پاینده وپویا

عالي بود

دوست عزيز، بسيار ساده ،مستدل و روشن مطلب را نگاشته ايد.
گاهي اوقات مي شود كه شعر يا بيتي از شاعري مي خوانيم و گمان مي نمائيم كه مقصود شاعر را درك كرده ايم . اما اگر از خود شاعر پرسيده شود ممكن است نظر يا ديدگاهي كاملا متفاوت با نظر ما داشته باشد. زمانيكه در مواجه با يك بيت ، كه سراينده آن انساني مثل خود ماست ممكن است چنين اشتباهي رخ دهد ؛ چرا گاهي اوقات بايد در برداشت خود از متشابهات و آيات الهي كه از عالم نور و معنا براي ما فرستاده شده است؛ اينقدر مطمئن باشيم كه حتي فرصت تفكرو تحقيق را از خود بگيريم. شايد به همين دليل است كه در اسلام اشاره مي گردد كه يك دقيقه تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است.
اما دوست عزيز ايكاش مطالب خود را در خصوص دين مقدس اسلام تمام كرده؛ موكول به مقاله اي ديگر نمي نموديد. هر چند شايد در اين خصوص صحبت زياد باشد و جهت رعايت حال خواننده ،از تطويل كلام پرهيز نموده ايد اما مطلب بقدري شيرين است كه خواننده مشتاق دريافت پاسخ سوالاتي ست كه در ذهن او ايجاد گرديده و نمي داند كي و در كدامين مقاله كه انشاالله در آينده خواهيد نگاشت، پاسخ آن را مي يابد؟ نشايد بتوان در مورد ديانت مقدس اسلام نيز همچون اديان فوق الذكر مختصرا به صورت مستدل پاسخ داد و انشاالله در مقاله اي ديگر مفصل تر به آن پرداخت و يا اينكه نظر به تطويل بحث ديانت مقدس اسلام را در مقاله اي مجزامورد بررسي قرار داد. چون بنظر مي رسد بلافاصله بعد از ايجاد سوالات ذهني ( كه با استفاده از آيات قراني و احاديثي كه بگونه اي جامع و زيبا انتخاب شده است)نياز به جواب بسيار ضروري و اثر بخش است .
قلمتان در سبيل حق، همواره پوينده باد

نظر خود را بنويسيد