جستجو |
چرا دين جديد ؟http://lab.noghtenazar2.info/node/745
چاپ نگارش: آوای عشق (28.02.88) (18.05.2009)
برای دوستان خود بفرستيد
براي پاسخ به سوال اول ، سوال ديگري را مطرح مي كنم . آيا تا به حال فكر كرده ايد :چرا در جامعه امروز ما، فساد اينگونه بيداد مي كند؟ "هر جامعه اي در ارتباط با بقا و رفع نيازهاي اجتماعي اساسي خود، وظايف و كاركردهاي مهمي دارد . براي مثال ضروريات مادي مردم بايد توليد و توزيع شود، نظم اجتماعي برقرار و محفوظ ماند .. ساختارها يا شيوه هايي كه وظايف اساسي فوق از طريق آنها عملي مي شود ،" نهاد اجتماعي" ناميده مي شود . نهادهايي كه ايفاي وظايف فوق را بر عهده دارند عبارتند از نهاد اقتصاد براي توليد و توزيع كالا و خدمات و يا نهاد حكومت، براي استقرار و حفظ نظم اجتماعي و يا نهاد آموزش و پرورش براي تربيت اعضاء جامعه و انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر. نهادها، داراي كاركرد يا نقش ويژه اي هستند يعني هر يك كار معيني را براي جامعه انجام مي دهند و نيازهاي اساسي خاصي را در جامعه براورده مي سازد. دين نيز نهادي اجتماعي است كه همچون ساير نهادها كاركرد و نقش ويژه اي را در جامعه بر عهده دارد".(جامعه شناسي آموزش و پرورش ص 31 الي 35) يكي از مهمترين كاركردهاي دين، پرورش ارزشهاي اخلاقي و روحاني افراد جامعه اي است كه آن دين در ميان آن جامعه ظهور مي نمايد. مثل شرافت ، خويشتن داري ، راستي و صداقت و درستكاري و بسياري ارزشهاي اخلاقي و روحاني ديگر . ارزشها ، عامل اصلي و تعيين كننده و جهت دهنده افعال و حركات و اقدامات انسانها در زندگي روزمره مي باشد(فلسفه اخلاق و مباني رفتار ص 227) هيچ رفتار عمدي و آگاهانه اي نيست كه ريشه در ارزش نداشته باشد . از رفتار افراد مي توان ارزشهاي حاكم بر رفتار آنان را پيش بيني كرد. حال نگاهي مي اندازيم به جامعه امروز ما نو مشاهده مي كنيم ، آمار رفتارهاي مجرمانه و غير اخلاقي چون اعتياد به انواع مواد مخدر ، قاچاق ،دزدي ، قتل ، فحشاء و بي عفتي، كلاهبرداري و اخاذي و عدم صداقت و راستي و درستكاري ، بي عدالتي و هزاران عمل غير اخلاقي ديگر، بالا است. اخبار حوادث روزنامه ها، مجلات، فيلم هاي مستند تلويزيون ، هشدارهاي دائم نيروي انتظامي ، بررسي ليست مجرمان و زندانيان و آمار پرونده هاي موجود در دادگاهاي قضايي وكيفريو اعتراف مسئولان در مصاحبه هاي تلويزيوني شاهدي است غير قابل انكار بر اين مدعا . در اين ميان هر نهادي ،نهاد ديگر را مسئول و مقصر معرفي ميكند. يكي نهاد خانواده را مقصر مي داند و ديگري نهاد اقتصاد را و ديگري نهاد حكومت راو در اين ميان ،نيروي انتظامي با تمام قوا براي سركوب و كنترل نظم و امنيت جامعه اقدام مي كند. اما افسوس كه راه به جايي نمي برد جز آنكه زندانها را انباشته مي نمايد و بعد از مدت كوتاهي مجبور به آزادي مجرمان مي شودو اين در حالي است كه سير صعودي فساد اخلاقي در جامعه، به عنوان معضل اجتماع، همچنان باقي است . غافل از آنكه علت تمام اين معضلات ، ضعيف شدن ارزشهاي اخلاقي است زيرا هر گاه ارزشهاي اخلاقي در جامعه و ميان افراد ضعيف شود ، فساد اخلاقي رخ مي نمايد و ضعيف شدن ارزشهاي اخلاقي نمايانگر آن است كه نهاد دين كه وظيفه پرورش اخلاق بر عهده اوست، كاركرد خود را از دست داده و عملكرد آن فاقذ تاثير است زيرا دين منبع و منشاء تمام ارزشهاي اخلاقي است. حال سوال اينجاست كه چرا دين تاثير و نفوذ و به عبارت ديگر كاركرد خود را از دست مي دهد؟ آيا اشكال از دين است؟ پاسخ منفي است حضرت عبدالبها در مورد اين پديده توضيحي به اين مضمون دارند : در اين عالم جسماني ، زمان ،ادواري دارد و فصول در گردش است و موجب ترقي و تدني موجودات . گاه فصل بهار است و گاه پاييز. گاه فصل تابستان است و اوقاتي فصل زمستان . در فصل بهار نسيم جان بخش مي وزد ،هوا در نهايت اعتدال است. باران مي بارد و خورشيد مي تابدو عالم تجديد مي شود و در همه موجودات نشانه هاي حيات ديده مي شود. جميع موجودات لباس تازه مي پوشند. درختان برگ و شكوفه مي كنند و گلستان پر گل مي شود و جهان جهان ديگرمي گردد. بعد فصل تابستان مي آيد و حرارت افزايش يافته و رويش ،نهايت قوت مي يابد. دانه خرمن گردد و زمان درو مي شود. بعد فصل پاييز و خزان است . نسيم ناگوار مي وزد و باد عقيم مرور مي كند. جميع اشياء پژمرده مي شوند و درختان سبز و خرم، عريان مي گردند و بعد فصل زمستان است و سرما و برف و بوران . تگرگ است و باران رعد آسا. جميع گياهان و موجودات به حالت موت افتند و چون به اين درجه رسد، از نو بهار مي آيد و دوره جديد آغاز مي شودو بهار با عظمت و جلال رجوع مي كند. اين دور و گردش در عالم جسماني است. به همين ترتيب ادوار روحاني براي پيامبران وجود دارد. يعني زمان ظهور هر پيامبري ،بهار روحاني است. ارواح زنده شود ، قلوب تر و تازه گردد ،نفوس پاك و طيب شوند. از نظر كمالات ، نشو و نما يابند و ترقيات بزرگي حاصل شود . بعد تابستان پر ثمر آيد ،كلام خدا ،بر پا گردد و شريعت الله كاملا ترويج يابد و نفوس انساني به درجه كمال رسند و تعاليم خداوند جهانگير شوداما به تدريج رو به غروب رود و در پي تابستان خزان آيد .رشد ،متوقف شود ،قلوب تيره و كدر شود، اخلاق حسنه تغيير يابدو خوبي ها به بدي ها مبدل گرددو پاكي و تقديس نماند. از شريعت الله اسمي ماند و از تعاليم رسومي . پايه و اساس دين محو و نابود گردد و به جاي آن عادات و رسوم ،موجود گردد.آنگاه ايام زمستان آيد يعني سرماي جهل و گمراهي و ناداني و شئونات غير اخلاقي و حيواني مسلط گرددتا آنكه دوباره پيامبري ظهور نمايد و بهار روحاني شود و دور جديد آغاز گردد. از جمله پيامبران حضرت موسي بود كه در سال 1330 قبل از ميلاد در زمان حكومت فرعون كه تاريكي و ظلمت محض بود ،ظهور نمود و با ظهور خود بهار روحاني را به ارمغان آورد. ملت عظيمه اي را كه در نهايت ذلت بودند به اراضي مقدسه برد و به عزت رساند. حضرت زردشت سال 700 قبل از ميلاد در ايران ظهور نمود و بهار روحاني آغاز و تجديد حيات اخلاقي و معنوي نمود بگونه اي كه تمدن ايران و ايرانيان ،مشهور آفاق گرديد. سپس حضرت مسيح قيام كرد و اخلاق عمومي را كه فاسد شده بود احياء كرد و نورش جميع آفاق را احاطه نمودو سعادت و مدنيت را براي جامعه بشر به ارمغان آورد . تا آنكه در سال 622 ميلادي حضرت محمد در عربستان ودر ميان قومي جاهل ظهور نمود و به هدايت و تربيت آنان پرداخت بگونه اي كه در علوم و رياضيات و مدنيت و سياست و ساير فنون بر ساير ملل تفوق يافتند ودر سال 1863 حضرت بهاالله در ايران ظهور نمودند و بهار روحاني جديدي، آغاز گرديد. و اين است علت ظهور ديانت جديد بهايي. و اين سنت و قانون الهي است كه هر گاه دين، بر اثر مرور زمان تاثير خود را از دست دهد ،ديني جديد، همراه با دوري جديد و بهاري جديد، آغاز گردد. اگر چه امروزه كساني كه قبول تعاليم ديانت بهايي را نمودند بالنسبه به كل جمعيت جهان ، اندك محسوب مي شوند (حدود 7 ميليون بهايي) اما در ارزيابي مختصري از رفتارهاي اين افراد و وجود ارزشهاي اخلاقي بارزي همچون صداقت ،صراحت ،درستي و امانت در رفتار و اعمال آنان ، نشان دهنده آن است كه نهاد دين بهايي،آنگونه كه از آن انتظار مي رود، بر اساس كاركرد خود عمل مي كندو از تاثير قوي و به سزايي در پرورش ارزشهاي اخلاقي در ميان پيروان خود برخوردار است. و اين همان چيزي است كه از نهاد دين انتظار مي رود و اين همان نيازي است كه جامعه مملو از فساد اخلاقي ما، به آن نياز داردو هيچ نهاد ديگري نمي تواند جايگزين آن شود . مقاومت در برابر دين جديد به منزله آن است كه خواهان سرماي زمستان بوده و نخواهيم از بهار و حرارت گرما بخش و حيات بخش پيامبر و ظهور جديد ،استقبال كنيم پس عكس العمل عده اي آن است كه به تاريكي پناه برند ، عده اي بد و بيراه مي گويند و عده اي سعي مي كنند كساني را كه از بهار استقبال نموده اند ،آزار دهند و مانع شوند. اما غافل از آنند كه اين اراده پروردگار و قانون روزگار است و مقاومت بي فايده . آيا مي توان از طلوع دوباره خورشيد جلوگيري نمود يا آمدن فصل بهار و رشد و نمو گياهان و حيات دوباره موجودات را مانع شد؟ »
|
آخرین نظرها
پر خواننده ترین مقالات
|
|||||||||||||||


نظر خود را بنويسيد