جستجو |
جاسوسی : اتهامی برای سرکوب بهائیانhttp://lab.noghtenazar2.info/node/817
چاپ نگارش: شينتو (28.07.88) (20.10.2009)
برای دوستان خود بفرستيد
منبع: خواندنیها دستگیریهای گسترده که در پی تظاهرات عظیم مردم ایران انجام شد در نهایت این نظریه را پرورد که معترضین، از عوامل امریکا و انگلیس و بطور کلی غرب بوده اند. آنها از غرب فرمان گرفته و توسط آنها اموزش داده شده اند و نظایر آن. این اتهام را می توان به نوعی با اتهام جاسوسی، مترادف دانست. اتهامی که در ایران از دیر بازو بویژه متوجه بهاییان بوده و اندک اندک دامنه شمول آن گسترده تر شده و می رود تا بخش عظیمی از مردم ایران را در بر گیرد. اما تا آن زمان، هنوز این بهاییان هستند که متهم اصلی این اتهام بوده و حداقل هفت تن از مدیرانش، به صورتی جدی با آن روبرو می باشند. از آنجا كه اتهام جاسوسی، بالا ترین مجازاتها و اکثرا مرگ را بدنبال دارد ایراد چنین اتهامی و اثبات آن، لاجرم مدارک و بررسیهای دقیق می طلبد. نوشتار زیر در پی بررسی مساله جاسوسی است و گرچه بطور ضمنی اما دقيقا، روشن می سازد که نمی توان طیف گسترده ای از مردم ایران که نسبت به نتایج انتخابات، معترض بودند را از عوامل بیگانه و جاسوس آنها دانست اما بطور اخص به بررسی اين اتهام در مورد بهاییان ایران می پردازد. جاسوسی چیست و جاسوس کیست ؟ ۱- برای چه؟ ۲- برای که؟ ۳- چگونه؟ ۴- از چه زمان؟ ۵- سطح جاسوس اینها و نظایر آن، مواردی هستند که در هنگام ایراد اتهام جاسوسی به یک فرد، باید مد نظر قرار گیرد و پاسخهای روشنی به آن داده شود. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، اگر چه تعدادی به اتهام جاسوسی دستگیر و اعدام گردیده اند، اما بدون شک، مساله بهاییان، بارزترین و پیچیده ترین آنها بوده است. اصولا بهاییان ایران، بدلایل و انگیزه های مختلف، به تمامی اتهامات موجود یا ممکن ، متهم شده و یا به احتمال زیاد خواهند شد. قتل، جنایت، ترور، بمب گذاری، تجارت مواد مخدر، وطن فروشی، زنای با محارم، شایعه سازی و پراکنی، بی اعتنایی و حتی اهانت به اسلام و مقدسات آن، کفر، شرک، ارتداد، بی بند وباری، ترویج بد یا بی حجابی، تشویش اذهان عمومی و ایجاد خلل در اعتقادات آنها، بت پرستی، مسلمان کشی در شب عاشورا، خصومت با امام حسین، و خلاصه هر چه که بتوان نام «شر» بر آن نهاد، روانه جامعه بهاییان شده و می شود. با این همه ، بندرت دیده شده است که بهاییان را به جهت این اتهامات، محکوم و یا حتی دستگیرکرده باشندو این خود از عجایب (و البته قرینه ای محکم دال بر واهی بودن آنها) است که با وجود این همه اتهامات ، کسی پی گیر آنان نمی شود. در این میان، تنها اتهامی که منشا دستگیریهای گسترده و حتی اعدام گردیده است، اتهام جاسوسی می باشد، یعنی همان که در بین دیگر اتهامات، کمترین وضوح و در عین حال، بالاترین مجازاتها را داراست. بدون هیچ تامل و تفکری ، بهاییان را جاسوس می دانند تا انجا که این امر به بدیهیات رایج تبدیل شده و بدیهی است که کسی برای امر بدیهی ، دلیلی جستجو نمی کند ومدرکی نمی خواهد. اما براستی آیا بهاییان جاسوسند؟ ۱- برای چه؟ ۲- برای که؟ اما بهاییان، فقط در ایران ساکن نیستند. تا آنجا که به دائره المعارف بریتانیکا مربوط می شود، از لحاظ گستره جغرافیایی و پراکندگی در جهان، بهاییان ، بعد از مسیحیان و در رتبه دوم قرار دارند. این بدان معناست که آنها در اکثر کشورهای جهان پیروانی دارند. چرا در این کشورها کسی آنها را به جاسوسی برای کشورهای خارجی متهم نمی کند؟ آیا اسراییل ، فقط در ایران ، جاسوس می خواهد و ان هم با این تعداد؟ آیا مثلا در پاکستان، عراق، مصر، روسیه، چین، المان، امارات متحده عربی، هند، لبنان، افریقای جنوبی، الجزایر، مراکش، سودان، ویتنام، کلمبیا، شیلی، استرالیا، بنگلادش، سوئد و دهها کشور دیگرهیچ موردی برای جاسوسی وجود ندارد؟ همه خبرها و اسرار، آن هم از دهها سال پیش و شاید دهها سال بعد، فقط در ایران بوده و خواهد بود؟ ۳- چگونه؟ سوال دیگر اینکه مکانیزم انتخاب جاسوسان، توسط کشور مقصد ، چه بوده است؟ همانطور که ذکر شد، جاسوسی، امری ذاتی نیست و اگر هم باشد، لزوما باید با امور اکتسابی و آموزش اصول آن همراه شود. آیا امریکا و یا اسراییل، از بین بهاییان ایران، فقط تعداد مشخص و با ویژگیهای خاصی را برای جاسوسی بر می گزیند؟ در این صورت، این ملاکها و این اشخاص کدام هستند؟ در بین بهاییانی که به جرم جاسوسی اعدام شده اند، طیف گسترده ای از دختر نوجوان تا پیرمرد سالخورده، از کشاورز و نانوا تا پزشک و دکتر و مهندس و تاجر، زن و مرد و شهری و روستایی به چشم می خورند. بسیاری از آنها، هیچگاه از ایران و بعضا حتی از محل سکونت خود هم خارج نشده بودند و زبانی جز زبان مادری خود نمی دانستند. ظاهر امر حکایت می کند که هیچ ویزگی مشترکی برای جاسوسی در بین آنها وجود ندارد. گذشته از این، اگر فقط تعدادی از بهاییان به اصطلاح کار ازموده و خبره، توسط اجانب ، برای جاسوسی انتخاب می شوند، پس قاعدتا باید بقیه آنها جاسوس نباشند. با این حال، چرا همه بهاییان از حقوق خود محروم هستند؟ صرف اظهار شخص، مبنی بر بهایی بودن وی، کافی است تا نه به دانشگاه راه یابد و نه به شغل دولتی و نه جواز کسب و کار خصوصی. پس ناگزیر باید همه بهاییان را جاسوس دانست که اینگونه از حقوقشان محرومند. اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟ آیا تربیت جاسوس مانند پرورش قارچ و یا ذرت است؟ می توان آنها را تولید انبوه کرد؟ آیا اسراییل، بذر جاسوسی در ایران پاشیده و با خیال راحت آن را به امان خدا رها کرده است و دسته دسته جاسوس درو می کند؟ آن هم از راه دور؟ حتی پرورش قارچ و ذرت هم نظارت مستمر می طلبد. از اینها گذشته، آیا این شیوه جاسوس پروری، توجیه اقتصادی دارد؟ بالاخره این گروه کثیرجاسوسهای از جان گذشته، که به هیچ طریقی حتی با تهدید به مرگ و اخراج از تحصیل و منع از شغل نیز نمی توان آنها را از جاسوسی باز داشت، لابد حقوق بالایی هم طلب می کنند و هزینه های بسیاری برای دول مربوطه خواهند داشت. مجموع حقوق و مزآیا و حق اولاد وپاداش شب عید و مسافرت و بیمه و حق مسکن و لباس و مزایای این تعداد کثیر، نباید مبلغ کمی باشد. و در نگاهی دیگر، باید تعیین کرد که این حقوق و مزایا، به چه نسبتی بین بهاییان تقسیم می شود؟ آیا بسته به فعالیت آنها دارد و یا اینکه به نسبت مساوی؟ فعالیت آنها، چگونه و توسط چه کسی سنجیده می شود؟ صرف اداره چنین حجم عظیمی از جاسوسان، نیازمند دستگاه اداری و مالی عریض و طویلی می باشد و تازه این سوال مطرح است که این چه کاری است که نیاز به این همه پرسنل دارد؟ در یک مورد ، در شهر کویری یزد، که فاقد موقعیتهای قابل توجه ژئو پلیتیکی بود، هفت بهایی را به جرم جاسوسی به جوخه اعدام سپردند. آیا واقعا اسراییل، نیازمند هفت جاسوس در یزد بود؟ . یکی از طنزهای قضیه نیزدر این است که بهاییان در موارد بسیاری (مثلا همان مورد یزد)، متهم شده اند که برای کشور اسراییل، پول فرستاده اند. تو گویی که جاسوسی در ایران، شغل نان و اب دار و پر درامدی است که باید پورسانت کشور مقصد را نیز پرداخت کرد و از او تشکر نمود که چنین موقعیتی را برای این جاسوسان فراهم اورده است. شاید هم به همین دلیل باشد که همه کشورها به این فکر افتاده اند که از بهاییان بخواهند که برای آنان جاسوسی بکنند زیرا نه تنها هزینه ای نداردبلکه عایدی هم نصیب آنان می کند!! اما نخستین درس جاسوسی که جاسوس باید یاد بگیرد و به جد ، بکار بندد و امنیت خود و موفقیت در ماموریتش، شدیدا به آن منوط است، مساله ناشناخته و ناشناس ماندن است. حتی در بین رده های بالای امنیتی کشور مقصد (اسراییل، امریکا، انگلیس. . .) نیز، تعداد بسیار اندک و انگشت شماری هستند که از نام و نشان جاسوسان آن کشور در دیگر نقاط جهان مطلعند. جاسوسان، حتی نام خود را نیز تغییر می دهند و با مدارک جعلی به کشورهای دیگر می روند. اما از لوازم ناشناس ماندن، انفرادی عمل کردن است. جاسوس باید تنهاعمل کند. حتی اگر چند جاسوس، در یک مقطع زمانی مشخص، در یک منطقه و برای یک کشور جاسوسی می کرده اند، از عملیات و حتی از وجود یکدیگر هم بی اطلاع بوده اند و این شرط بقا و موفقیت یک جاسوس است. آیا این با روش بهاییان ایران، همخوانی دارد؟ بهایی ایرانی، چگونه جاسوسی است که همراه دهها و بلکه هزاران نفر دیگر جاسوسی می کند و همه او را می شناسند و نه انکار که اصرار دارد که بهایی است؟ این ها چگونه جاسوسانی هستند که دسته جمعی به جاسوسی می روند؟ ۴- از چه زمان و برای چه مدت؟ ۵- سطح جاسوسی ایران به تنوع مذهبی و قومی معروف و مشهور بوده و هست. فارس، کرد، ترک، عرب، ترکمن، بلوچ، سنی، یهودی، زرتشتی، مسیحی. آیا تا به حال شنیده اید که مثلا بگویند ترکهای ایران، جاسوس روسیه هستند؟ یا کردهای ایران ، جاسوسان ترکیه و یا عراق هستند؟ یا یهودیان ایران، جاسوسان اسراییل هستند؟ یا مسیحیان ایران جاسوسان انگلیس و امریکا هستند؟ فقط نام بهاییان است که با جاسوسی، ان هم برای تمامی کشورهای فوق، هم ردیف است. چرا؟ چه تناسب منحصر بفردی بین بهاییان و جاسوسی وجود دارد که این کشورها اصرار دارند که تمامی جاسوسان خود را از بین بهاییان انتخاب کنند تا انجا که بتوان گفت که تمامی بهاییان، جاسوس و تمامی جاسوسان، بهایی هستند؟ ! در «بهایی»، چه ویژگیهایی نهفته است که در دیگران نیست و باعث جلب توجه سرویسهای کار کشته جاسوسی کشورهای مختلف شده است؟ حتی اندک تامل در همین نکته کافی است تا سخافت و بطلان این اتهام، به روشنی روشن گردد. بهاییان، جاسوس نیستند. مردم ایران هم جاسوس نیستند. آنها حرفهایی برای گفتن دارند. باید آنها را شنید. اتهام همکاری با عوامل بیگانه، فقط اقدامی برای انحراف افکار عمومی است. اکنون، پس از حوادث اخیر، مردم ایران، بوضوح دریافتند که اتهام جاسوسی به بهاییان، از جنس همان است که به آنها زده شده است. دیگر ممکن نیست بتوان ایرانیان را در مقابل بهاییان قرار داد. آنها همدرد شده اند. »
|
آخرین نظرها
پر خواننده ترین مقالات
|
|||||||||||||||


"ای اهل عالم سراپردهء یگانگی
"ای اهل عالم سراپردهء یگانگی بلند شد. به چشم بیگانگان یکدیگر را مبینید. همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار." به امید روزی که اهل عالم یکدیگر را بیگانه نبینند تا اتهام همکاری با بیگانگان برای همیشه موضوعیت خود را از دست بدهد.
نظر خود را بنويسيد