پیام بیت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران - ۲۹ جون ۲۰۰۶ (۸ تیر ۱۳۸۵)1385/04/08 ۶ شـهر الرّحمة ۱۶۳۲۹ جون ۲۰۰۶ای حبیبان باوفا و برگزیدگان حضرت کبریا،جامعۀ اسم اعظم در سراسر عالم مملوّ از شور و شعف حاصله از شروع نقشۀ پنجسالۀ جدید است. پیام های محبّت آمیز واصله از نمایندگان کانونشن های ملّی ممالک مختلف به مرکز جهانی، حاکی از عزم جزم بهائیان عالم برای سرعت بخشیدن به فرایند یدخلو ...
ادامه مطلب گل نهائي زندگي1385/04/03 من، سیاره آبی، باوجوداین همه مسائل ومشكلاتی كه شما فرزندان خاكیم، برایم به وجودآورده اید؛ بازهم می خواهم ازتوپ سرگردان سخن بگویم. آخر، این ایام، این تب شدید فوتبال است كه درهرلحظه افزایش می یابد. قبلا درباره موج بلند احساس كه ازمیدان فوتبال آغازمی شودوبه آنی، كل پیكردوارم راطی می كند؛ حرف زدم؛ موجی ...
ادامه مطلب گفتگوئی دوستانه1385/04/01 اخیرا با یکی از دوستان دوران جوانی که از ایران آمده بود ملاقاتی دست داد.سالها بود یکدیگر را ندیده بودیم. از هر دری سخن گفتیم. او به گفته خودش کمونیست باقی مانده بود و می گفت که به خدا و پیغمبر اعتقادی ندارد. ضمنا میدانست که من بهائی هستم. یک روز بطور غیر منتظره به من گفت: اگر روزی بطورعلمی ثابت شود ...
ادامه مطلب دین در مسیر تاریخ1385/03/30 اقباس از سايت ديدگاه(1)شعور انسان سه مرحله را متناوباً یکی پس از دیگری طیّ میکند. اوّل در مرتبهء ذهنی که پدیده های اطراف خود را با خودش قیاس میکند و آنها را از خود قوی تر میشمارد.مرحلهء دوم مرحلهء متافیزیک است که انسان برای بیان پدیده ها از قوای طبیعت صرفنظر میکند و به مجرّدات و اشیاء غیرمحسوس می ...
ادامه مطلب احساس و اندیشه1385/03/30 دیروز روز تولّد نوه پنج ساله ام بود با او به صحبت نشستم واز مدرسه و هم کلاسیهایش پرسیدم او شروع به صحبت کرد از همه واز بهترین دوستش گفت در میان صحبت هاش متوجّه شدم که از رفتار یکی از بچه های هم کلاسیش خوشحال نیست ناگهان بطور غیر منتظره ای گفت: ولی من دوستش دارم گفتم چطور؟ بازبان شیرین کودکانه ای اظه ...
ادامه مطلب